و ریسندگی نماینده یک نیمروز است. و اگر خواستیم برحسب قیمت، یعنی مقدار جرم طلای تولیدشده حساب کنیم، باید گفت: همین مقدار کار در جرمی از طلا مساوی بیست ریال متراکم شده است. پس، بهای بیست ریال بیان ارزش پنج کیلو نخ و بنابراین، بهای یک کیلو نخ چهار ریال است. تا اینجا مقدمات مارکس به پایان میرسد و پس از عذرخواهی کوتاه از عدم دقت در ارقام، مشکل ارزش اضافی را مطرح میکند.
«پس در اینجا ارزش محصول مساوی ارزش سرمایهای است که قبلاً به عنوان مساعده خرج شده بود. ارزش مساعده دادهشده افزوده نشده و ارزش اضافی از آن ایجاد نشده است و در نتیجه، پول تبدیل به سرمایه نشده است. بهای پنج کیلو نخ بیست ریال است و همین بیست ریال در بازار برای خرید عناصر متشکله محصول خرج شده؛ سیزده ریال برای پنج کیلو پنبه، سه ریال برای ساییدگی سوزنها در مدت شش ساعت و چهار ریال برای نیروی کار.»
برای تکمیل استدلال پیشگفته مقدماتی از سایر مباحث بر آن میافزاییم و مدعای او را روشن میکنیم:
1. قیمت تمامشده پنج کیلو نخ بیست ریال است و این بهای معمولی پنج کیلو نخ در بازار است.
2. این بیست ریال به ترتیب سیزده ریال برای پنبه، سه ریال برای ساییدگی سوزنها و چهار ریال برای کارگر است. بنابراین، سرمایهدار چیزی به عنوان سود نخواهد داشت.
3. و بالأخره، سیزده ریال پنبه و سه ریال هم اجرت کار کشاورز و کارگر تولیدکننده پنبه و سوزن است.
بنابراین همه بیست ریال در مقابل نیروی کار باید پرداخت شود و در نتیجه، سود ویژهای که سرمایهدار از تولیدات صنعتی به دست میآورد، درحقیقت، غصب حقی است از کارگر.
نقد
الف . برای تولید پنج کیلوگرم پنبه این عوامل به کار رفته و باید هنگام توزیع همه آنها را حساب کرد: پنج کیلوگرم پنبه، استهلاک سوزنها، کار. با دقت بیشتری این سه عامل به پنج عامل تجزیه میشود، زیرا پنبه، خود، از دو عامل کشاورز و طبیعت تشکیل میشود و سوزنها نیز از ماده خام و کار به وجود میآیند و در نتیجه، عوامل را باید به این ترتیب حساب کنیم:
1. ماده خام پنبه؛
2. کار کشاورز؛
3. ماده خام در سوزنها؛
4. کار کارگر سوزنساز؛
5. کار کارگر ریسنده.
حال سؤال میکنیم مبلغ سیزده ریال را که برای پنج کیلو پنبه در نظر گرفتهاید، فقط باید به کشاورز پرداخت یا سهمی را هم باید به مواد خام اختصاص داد.
سه ریال استهلاک سوزنها هم به همین دو عامل تقسیم میشود. اگر این دو مبلغ را، یعنی سیزده ریال و سه ریال را، مارکس به حساب کارگر منظور کرده است، باید گفت که ارزش پنج کیلوگرم نخ از بیست ریال زیادتر شده، و مقداری هم برای طبیعت متراکم در پنبه و سوزن باید منظور شود. در نتیجه، ارزش تمامشده پنج کیلو نخ از بیست ریال بیشتر است و سهمی هم برای سرمایهدار که طبیعت را به شکل پنبه و سوزن عرضه میکند، منظور میشود.
ب . در این محاسبات قیمت پنج کیلوگرم نخ در بازار
