گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
294
طرفی دیگر، ارزش محصول تولیدشده را با مجموع کاری که در مجموع عوامل تولید به کار رفته، مساوی میدانند.
وقتی این دو مقدمه را در کنار اصل «ارزش کار متبلور» قرار میدهند، چنین نتیجه میگیرند که ارزش محصول تولیدشده برابر است با ارزش عوامل تولید، زیرا که کار متبلور در محصول تولیدشده، مساوی با مجموع کاری است که در مجموع عوامل تولید متبلور شده است. این مسئله دقیقاً پاسخ منفی به سؤال مورد بحث، در خصوص تولیدات صنعتی است، چه با این استدلال ثروت و ارزش زائدی بر آنچه بوده است، به وجود نیامده است. (یعنی ثروت ثابت است.)
این مباحث وسیله دیگری برای حمله به سودی است که کارفرما و سرمایهدار میبَرد، زیرا سودی که کارفرما در این صورت و با فرض صحت این مقدمات به دست میآورد، قسمتی از حقوق کارگر محسوب میگردد.
آنچه گفته شد، خلاصهای از سخنرانیهای مشروح مارکس در شورای عمومی انجمن بینالمللی کارگران (بینالملل اوّل) بود که در موضوع مورد بحث به عرض رسید.
ولی خواننده گرامی، با توجه به دو نکتهای که در مباحث گذشته توضیح دادهایم، در صحت این بحث تردید خواهد کرد. یکی از این دو نکته عامل تعیینکننده ارزش بود که اثبات شد عرضه و تقاضا به معنی وسیع کلمه ارزش را معین میکند، نه کار؛ و نکته دیگر عامل ایجادکننده ارزش و مولد ثروت بود. دانستیم که کار بهتنهایی نمیتواند در تولید ثروت و ماده ارزشدار نقشی به عهده داشته باشد، بلکه این طبیعت است که ماده اصلی ثروتها محسوب میشود و چون کار بر روی آن انجام پذیرفت، ثروت و شیء ارزشدار متولد میشود.
اینک میتوانیم مدعی شویم ثروتی که در یک تولید صنعتی به دست آمده است، بیش از مجموع ثروتی است که در راه تولید آن به کار رفته، زیرا علاوه بر کاری که در این تولید انجام شده است، از طبیعت نیز، به عنوان ماده اصلی مواد خام و ابزار تولید استفاده شده و در نتیجه، مادهای ارزشدارتر و قیمتیتر از کارهای گوناگون��� مصرف شده، به وجود آمده است.
در مثال تولید ریسمان که نقل شد، کارهای متنوعی انجام شدهاست؛ یعنی کارگر کار کرده است، در تولید پنبه مقداری کار کشاورز مصرف شده، در تهیه ذغال و روغن و سایر مواد لازم کار به وجود آمده و بالأخره، ماشین و دوکها بدون کار نبوده است. ولی ریسمان تنها با این کارها تولید نشده، بلکه قسمتی از طبیعت را نیز به کمک گرفته، یعنی در تولید پنبه، در تولید ذغال و روغن و در تولید ماشین و دوکها، طبیعت و مواد طبیعی سهم بزرگی به عهده دارند. بنابراین، مقداری کار به صورتهای مختلف با مقداری مواد طبیعت به اشکال گوناگون ترکیب شده تا ریسمان پنبهای را تولید کرده است. به وضوح میبینیم که تعادلی بین ماده تولیدشده و کاری که در تولید آن صرف شده وجود ندارد، بلکه ماده تولیدشده بر آن فزونی دارد و به این ترتیب، کالایی که تولید شده است، بیشتر از ارزش کار مصرفشده، ارزش دارد و جواب مثبت به سؤال مورد بحث مستدل و روشن میگردد. افزایش ثروت در سایر رشتههای تولید مثل زراعت و دامپروری فوقالعاده روشن و بدیهی است.
مطالعه اظهارنظرهای اقتصاددانان بزرگ در پا��خ به پیشبینیهای مالتوس، دانشمند اقتصادی و فیلسوف انگلیسی، بهترین دلیل بر صدق گفتار
