گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 293

افزایش ثروت

منبع: مجله مکتب اسلام، شماره چهارم، اسفند 1337

این مقاله با همین عنوان در کتاب رهیافت‌های اقتصادی اسلام درج شده است.
آیا ثروت رو به زیادی می رود؟
در پاسخ‌ سؤ‌ال‌ اوّل‌ در فصل‌ نخست‌، دانستیم‌ که‌ کار را نمی‌توان‌ تنها عامل‌ تعیین‌کننده‌ ارزش‌ دانست. ولی‌ باید توجه‌ داشت‌ که‌ در بیشتر موارد کار با طبیعت‌ ایجاد ثروت‌ و موضوع‌ ارزش‌دار را تولید می‌کند. بنابراین‌، می‌توان‌ گفت‌ که‌ تنها عامل‌ انسانی‌ ��رای‌ تولید کار است‌ و این‌ دو خاصیت‌ کار را نباید با یکدیگر اشتباه‌ کرد: «کار تنها عامل‌ انسانی‌ تولید ثروت‌ و ماده‌ ارزش‌دار است‌.» و «همین‌ کار در تعیین‌ ارزش‌ هیچ‌ نقشی‌ را به‌ عهده‌ ندارد.»
خداوند متعال‌ خوان‌ طبیعت‌ را با میلیون‌ها مواد گوناگون‌ و هزاران‌ نیروی‌ پنهان‌ و آشکار گسترده‌ است‌ و با عنایت‌ فکر و نیروی‌ کار، بشر را به‌ استفاده‌ از منبع‌ بی‌کران‌ ثروت‌ فراخوانده‌ است. بشر هم‌ در طول‌ قرون‌ و اعصار به‌‌تدریج‌ از این‌ سفره‌ گسترده‌ استفاده‌ و امرار معاش‌ کرده‌ و سطح‌ زندگی‌ خویش‌ را بالا برده‌ است، تا جایی‌ که‌ امروزه‌ کیفیت‌ زندگی‌ مادی‌ بشر از لحاظ‌ خوراک، پوشاک‌ و دیگر وسایل‌ هیچ‌ شباهتی‌ با گذشته‌ ندارد و این‌ تکامل‌ از بدو پیدایش‌ عظیم‌ انقلاب‌ صنعتی‌ در اروپا با سرعت‌ خارق‌العاده‌ای‌ مشاهده‌ می‌شود.
با آنچه‌ گفته‌ شد و مخصوصاً‌ مطالعه‌ آمارهایی‌ که‌ از طرف‌ سازمان‌ ملل‌ درباره‌ ترقی‌ سطح‌ زندگی‌ افراد بشر و توسعه‌ صنایع‌ و معادن‌ و ازدیاد محصولات‌ غذایی‌ و تکامل‌ وسایل‌ زندگی‌ منتشر شده‌ است، به‌‌خوبی‌ و با کمال‌ وضوح‌ جواب‌ سؤ‌ال‌ مورد بحث‌ ما معلوم‌ می‌شود: «ثروت‌ بشر رو به‌ زیادی‌ می‌رود.»
روشنی‌ این‌ پاسخ‌ نتوانسته‌ است��� مانع‌ دقت‌های‌ اقتصاددانان‌ بزرگ‌ شود. در نتیجه‌، عده‌ای‌ از این‌ دانشمندان‌ ازدیاد ثروت‌ را در پاره‌ای‌ از تولیدات‌ مورد تردید قرار داده‌ و آن‌ را انکار کرده‌اند. این‌ دانشمندان‌ براساس‌ اصلی‌ که‌ در مبحث‌ گذشته‌ مطرح‌ شد، یعنی‌ اصل‌ «ارزش‌ ‌ کار مجسم‌»، گفته‌اند که‌ برای‌ محاسبه‌ ارزش‌ کالا، بر ما واجب‌ است‌ که‌ به‌ مقدار کاری‌ که‌ در آخرین‌ مرحله‌ انجام‌ شده‌ و مقدار کاری‌ که‌ قبلاً‌ در مواد اوّلیه‌ تجسم‌ یافته‌ و همچنین‌، به‌ مقدار کاری‌ که‌ جزو وسایل‌ کار بوده‌ است، یعنی‌ ابزار و ماشین‌ و ساختمان‌ و محل‌ کار توجه‌ شود. مثلاً‌ ارزش‌ مقدار کاری‌ که‌ قبلاً‌ در خود پنبه‌ وجود داشته‌ است‌ و کاری‌ که‌ در ذغال‌ و روغن‌ و سایر مواد مصرفی‌ تجسم‌ یافته‌ است‌ و کاری‌ که‌ در ماشین‌ و دوک‌ها و ساختمان‌ کارخانه‌ و غیره‌ موجود بوده‌ است، و مانند مواد اولیه‌ به‌ تمام‌ و کمال‌ مصرف‌ شده‌ بودند، بلافاصله‌، تمام‌ ارزش‌ آن‌ها به‌ کالایی‌ که‌ در تولید آن‌ دخالت‌ داشته‌اند، منتقل‌ می‌گردید. امّا چون‌ مثلاً‌ یک‌ دوک‌ رفته‌‌رفته‌ فرسوده‌ می‌شود، محاسبه‌ لازم‌ برای‌ تولید آن‌ کالا و استعمال‌ متوسط‌ آن‌ دوک‌ در یک‌ زمان‌ معین‌ مثلاً‌ یک‌ روز است. بدین‌ترتیب‌، ��ساب‌ می‌کنند که‌ چقدر از ارزش‌ دوک‌ در نخی‌ که‌ در یک‌ روز تولید می‌شود، منتقل‌ گردیده‌ است.
این‌ دانشمندان‌ از طرفی‌ معتقدند که‌ ارزش‌ هریک‌ از عوامل‌ مختلف‌ تولید، از کار و کارگر و مواد خام‌ و ابزار تولید و وسایل‌ و مواد مورد مصرف‌ به‌ مقدار کاری‌ است‌ که‌ در آن‌ها متبلور شده‌ است‌ و از