گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 291

کار تنها عامل‌ ایجاد ارزش‌ مبادلاتی‌ و تنها عامل‌ مشترک‌ در مبادلات‌ کالاهاست.
نخست‌ دو سؤ‌ال‌ مطرح‌ می‌کنیم‌ و بعد از توضیح‌ مثال‌ها به‌ نقد این‌ نظریه‌ می‌پردازیم. دو کالایی‌ که‌ درجه‌ احتیاج‌ بشری‌ به‌ آن‌ها مساوی‌ باشد، و از جهت‌ فراوانی‌ هم‌ در یک‌ درجه‌ باشند، هرچند در تولید یکی‌ بیش‌ از دیگری‌ کار انجام‌ شده‌ باشد، در این‌ صورت‌، آیا در این‌ دو کالا، کار با کمیت‌ مساوی‌ مبادله‌ می‌شود یا نه؟
و اگر در تولید دو کالا، به‌ یک‌ اندازه‌ کار انجام‌ گرفته‌ شده‌ باشد، ولی‌ احتیاج‌ اقتصادی‌ به‌ یکی‌ بیش‌ از دیگری‌ یا یکی‌ فراوان‌تر از دیگری‌ باشد، آیا ارزش‌ مساوی‌ خواهند داشت؟
مثلاً‌ کالاهایی‌ به‌‌طور طبیعی‌ یافت‌ می‌شوند که‌ با اندک‌ کاری‌ ارزش‌ زیادی‌ خواهند داشت‌ و گاهی‌ به‌ مراتب‌ پرارزش‌تر از کالاهایی‌ هستند که‌ در آن‌ها کار بسیار انجام‌ می‌گیرد. نفت‌ طبیعی، آب‌های‌ معدنی، سنگ‌های‌ قیمتی، ماهی‌ و اقسام‌ شکار، قیمتی‌ به‌ مراتب‌ بیشتر از سنگ‌های‌ ساختمان، آجر، گچ‌ و خارهایی‌ دارند که‌ برای‌ سوخت‌ به‌ شهر می‌آورند. بلکه‌ گاهی‌ کالاهایی‌ بدون‌ انجام‌ هیچ‌گونه‌ کاری‌ با قیمت‌ گزاف‌ یافت‌ می‌شوند، مثل‌ چشمه‌ها، و بالعکس، جواهرات‌ بدلی‌ با کارهای‌ مفصل‌ و پیچیده‌ای‌ که‌ برای‌ تهیه‌ آن‌ها به‌ کار می‌رود، بسیار کم‌‌ارزش‌تر از جواهرات‌ طبیعی‌ هستند.
همین‌طور درمورد دو خیاط، دو نقاش و دو هنرمندی‌ که‌ در تهیه‌ دو لباس، دو تابلو و دو اثر هنری، نیروی‌ مساوی‌ مصرف‌ می‌کنند، مهارت، شهرت، تصادف، مد و امثال‌ این‌ عوامل، سبب‌ می‌شود که‌ ارزش‌ یکی‌ از دیگری‌ بیشتر باشد. و بالأخره‌، در صنایع‌دستی‌ و ماشینی‌ از یک‌ جنس، مثل‌ قالی، عدم‌ توانایی‌ این‌ نظریه‌ برای‌ توجیه‌ و تعلیل‌ ارزانی‌ کالاهای‌ ماشینی‌ احساس‌ می‌شود.
با دقت‌ در دو سؤ‌ال‌ گذشته‌ و مطالعه‌ در این‌ مثال‌ها و امثال‌ آن‌ به‌‌خوبی‌ درک‌ می‌شود که‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ عامل‌ کار به‌تنهایی‌ در مقدار ارزش‌ مبادلاتی‌ مؤ‌ثر نبوده‌ و آنچه‌ بزرگ‌ترین‌ تأثیر را دارد، همان‌ دو عامل‌ گذشته‌ یعنی‌ مقدار احتیاج‌ به‌ آن‌ و فراوانی‌ آن‌ است‌ که‌ می‌توانیم‌ از آن‌ها به‌ عرضه‌ و تقاضا به‌ معنی‌ وسیع‌ آن‌ تعبیر کنیم. بدیهی‌ است‌ که‌ دو عامل‌ نامبرده‌ به‌‌طور متوسط‌ و به‌ اصطلاح‌ مارکس‌، اجتماعاً‌ سنجیده‌ می‌شوند. با مطالعه‌ در مطالب‌ فوق‌، می‌توانیم‌ کسر ذیل‌ را برای‌ معادله‌ ارزش‌ انتخاب‌ کنیم:
احتیاجات‌ اقتصادی نسبت‌ به‌ آن‌
ارزش‌ یک‌ کالا (مبادلاتی‌ و طبی��ی) ‌ --------------------
فراوانی‌ آن‌ کالا
نکته‌ قابل‌ تذکر در معادله‌ فوق‌ آن‌ است‌ که‌ دو عاملی‌ که‌ در صورت‌ و مخرج‌ انتخاب‌ شده، در همه‌ کالاهای‌ مختلف‌ مشترک‌ است‌ و این‌ امتیاز به‌ کار اختصاص‌ ندارد و به‌ این‌ ترتیب‌، مهم‌ترین‌ دلیل‌ نظریه‌ بالا را می‌توان‌ مردود دانست.
چون‌ رعایت‌ این‌ معادله‌ و مراعات‌ قدر متوسط‌ و اجتماعی‌ آن‌ خالی‌ از اشکال‌ نیست، واحد سنجش پول‌ شد و در نتیجه، پول، علاوه‌ بر سمت‌ نمایندگی‌ مقدار کالایی‌ که‌ به‌ اجتماع‌ عرضه‌ و تحویل‌ داده‌ شده، نماینده‌ قدرت‌ خرید و مقیاس‌ ارزش‌ مبادلاتی‌ است.
پروفسور ژید عالم‌ معروف‌ اقتصادی‌ فرانسه،‌ درباره‌ ارزش‌ مبادلاتی‌ می‌گوید: «‌بدون‌ تردید کار و طبیعت‌ موضوع‌ ارزش‌ را ایجاد می‌کنند، ولی‌ ارزش‌ در این‌ موضوع‌ نیست، بلکه‌ خارج‌ از آن‌ است‌. ارزش‌