گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
149
مسیحیان میگفتند که بفرمایید: تفنگ کلاشینکوف با ششصد گلوله و سیصد لیره. در آن زمان چقدر ارزان میفروختند. خب، برخی از دریافت این اسلحهها و فروش آنها محروم بودند. طبیعتاً، این خبر پنهان نمیماند. خبر به منطقه دوم رسید و مسلمانان فهمیدند که طرف دیگر مسلح شده است. فکر میکنید برای مقابله با چه کسی مسلح شدهاند و پادگان آموزشی برپا کردهاند؟ پس ما نیز باید در اینجا مسلح شویم. بدینترتیب، موج درخواست سلاح به سوی ما آمد و همه میگفتند که میخواهیم مسلح شویم. آنان با تکیه بر قدرت حکومت و ارتش و از راه قاچاق و خرید سلاح مسلح میشوند. من سند دارم که دولت لبنان محمولهای اسلحه از آلمان دریافت کرد که شامل شانزده تانک، هفتصد مسلسل نیمه سبک و 10 هزار مسلسل سبک بود. این تجهیزات را خریداری کرد و به کتائب داد. اطلاعات نیز به آنان داد.
س. حتی تانک نیز به آنان دادند؟
ج. حتی تانک.
س. این ها از خزانه دولت لبنان خریداری شده بود؟
ج. بله، از خزانه دولت لبنان.
انواع و اقسام این کارها برای مسلح کردن آنان صورت گرفت. البته، ما چنین امکاناتی نداشتیم. تجهیزاتی ساده در اینجا داشتیم. از سازمانهای چریکی کمک گرفتیم. از همسایهها در این طرف و آن طرف کمک گرفتیم تا تجهیزاتی ساده فراهم کنیم. هیچکس باور نمیکرد که درگیریها تا این حد وحشیانه باشد. در هر حال، کشور پر از اسلحه شد و در آستانه انفجار قرار گرفت. مرحله سوم آغاز گردید. البته، همراه با فعالیت شدید تبلیغاتی که هر روز شاهد آن بودید، در حالی که ما بر حفظ حاکمیت کشور تأکید میکردیم و خواستار نظاممند شدن فعالیتهای مقاومت فلسطین بودیم و این راه را دنبال کردیم. این شعارها همواره مطرح میشد و دلها را آماده میکرد. خداوند را سپاسگزاریم که ما را رهنمون ساخت و به عامل تنش و انفجار تبدیل نشدیم، زیرا پس از تجمعهای مردمی بر صور و بعلبک و دیگر مناطق و با توجه به آماده بودن مردم، قرار بود تجمعی در بیروت برگزار کنیم و تحصن کنیم و انفجار ایجاد کنیم. بنابر محاسبات ما تنش میان جوانان جنبش محرومان و نیروهای حکومت رخ میداد که نتیجه آن به سود ما بود و به موفقیت ما میانجامید، زیرا آنها نمیتوانستند ما و هواداران ما را از بین ببرند. برای ما روشن شد که هرگونه جنبش مردمی بر ضد دولت، با حمله گسترده تبلیغاتی و نظامی سرکوب خواهد شد. وقتی به این واقعیت پی بردیم، گفتوگوهای جانبی با دیگران را آغاز کردیم.
اوضاع با حادثه کشته شدن مرحوم معروف سعد بحرانی شد. طبیعتاً، همانطور که کاملاً به خاطر دارید، نخستین حمله را در مقام یک مسئول به ارتش، ما کردیم و نقشه آنان را بر ملا کردیم. پس از آن، ماجرای عینالرمانه رخ داد و میان فلسطینیان اردوگاه تلالزعتر و لبنانیان کتائبی، این گمراهان یا کینهتوزان یا جداییطلبان یا هرچه میخواهید آنان را بنامید، در دکوانه تنش به وجود آمد. این درگیری برای مقاومت فلسطین خطرناک بود، زیرا معنای برخورد میان مقاومت فلسطین و آنان، به معنای برخورد میان لبنانیان و فلسطینیان و تکرار فاجعه اردن بود و به از بین رفتن مقاومت فلسطین میانجامید. بنابراین، باید از این درگیری جلوگیری میشد. خواهش میکنم به این نکته
