گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 76

به نیازهای مردم را جزو اهداف اصلی خود می‌دانیم. خواهش می‌کنم به این نکته توجه کنید. این نکته‌ای حساب‌نشده نیست. وقتی متن بیانیه یا نظام‌نامه یا اهداف برخی احزاب را می‌خوانیم، می‌بینیم حزب... معنای حزب چیست؟ حزب به شما تصویری از جامعه‌ای می‌دهد که قصد دارد ایجاد کند. به شما می‌گوید که این جامعه فاسد است. ما می‌خواهیم جامعه‌ای شایسته برپا کنیم. از حزب می‌پرسی که این جامعه شایسته چیست؟ به شما تصویری از این جامعه با زیربناهای اقتصادی و اجتماعی و شاید مدیریتی و حقوقی ارائه می‌کند. سپس، ناگزیر می‌شود که برای این مبانی اقتصادی و اجتماعی، اصولی ایدئولوژیک ارائه دهد تا این مبانی اقتصادی و اجتماعی، هماهنگ و یک‌پارچه و مرتبط با اصلی واحد باشد.
خُب! هدف اصلی گروه‌ها و مؤسسات ترقی‌خواهی که به جامعه بهتر دعوت می‌کنند، چیست؟ ساختن جامعه‌ای دیگر غیر از جامعه کنونی. حال برای رسیدن به آن جامعه چه کنیم؟
برای متقاعد کردن مردم تلاش می‌کنیم؛ یا از راه اصلاح انتخابات برگزار می‌کنیم و حکومت را به دست می‌گیریم؛ یا از راه انقلاب به هدف می‌رسیم. همه این شیوه‌ها برای برپایی جامعه‌ای دیگر در آینده است. کی؟
حزب کمونیست لبنان 52 سال است که مشغول این کار است و اخیراً از جامعه دموکراتیک و جامعه سرمایه‌داری اصلاح‌شده سخن می‌گوید. برای رسیدن به جامعه سوسیالیست تلاش می‌کند. خب، این هدف اصلی است. حال آیا همه مشکلات پایان می‌یابد؟ راه‌حل مشکلات کنونی چیست؟ اینجاست که با دو نوع پاسخ روبه‌رو می‌شویم. برخی از آن‌ها به شما می‌گویند، من با چشم خود آن‌ها را دیده و با گوش خود سخن آن‌ها را شنیده‌ام، شاید شما هم شنیده باشید؛ می‌گویند که مشکلات کنونی ربطی به ما ندارد، زیرا از پیامدهای نظام فاسد است. اگر بخواهیم به این مشکلات کوچک رسیدگی کنیم و از مشکلات بزرگ‌تر غافل بمانیم، در واقع، انقلاب را به تأخیر انداخته‌ایم. فرع را حل کرده‌ایم و اصل را واگذاشته‌ایم. پس این کار مربوط به ما نیست. اینکه این فرد تنگدست است، چه ربطی به ما دارد؟ حتی برخی از آنان می‌گفتند که اگر به تنگدست کمک کنی، در واقع، انقلاب را به تأخیر انداخته‌ای، زیرا تا زمانی که او تنگدست باشد، یکی از سربازان انقلاب به شمار می‌آید. اگر خشمگین و ناراضی باشد، به سرنگون شدن نظام کمک می‌کند. پس به او کمک نکن.
این منطقشان است. این منطق را شوخی نگیرید. چنین منطقی وجود دارد، در کتاب‌هایشان هست. می‌گویند که مشکلات رنجدیدگان و محرومان را نادیده می‌گیریم، زیرا پایگاه انقلاب و سربازان انقلا�� محرومان هستند. اگر محرومیت آنان را برطرف کنیم، دیگر ابزاری برای تغییر نظام نداریم. شما با اصطلاحاتی که در این زمینه به کار می‌برند، آشناترید. این مسائل در کتاب‌های مهم ازجمله کتاب‌های مارکس آمده است.
گروهی دیگر که ما در لبنان با آن‌ها سروکار داریم، هم‌پیمانان محترم ما هستند. این‌ها می‌گویند: نه! ما دوست داریم به محرومان کمک کنیم؛ بیمارستان و درمانگاه می‌سازیم؛ کمیته‌های کمک‌رسانی مردمی به راه می‌اندازیم؛ قوت مردم را تأمین می‌کنیم؛ گندم و برنج در میان مردم توزیع می‌کنیم؛ امّا نه به‌مثابه هدف بلکه به‌مثابه ابزاری برای جذب مردم.
ما با هر دوی این رویکردها مخالفیم. چرا؟