که دروغ درست نیست؛ دزدی درست نیست؛ زباله ریختن درست نیست؛ و به همین ترتیب. روشن است که این نوع تربیت، عمیقتر و ماندگارتر از نوع اول است، زیرا وارد ماورای عمل و وارد باورها و اندرون انسان میشود.
نوع سوم، هدف همه سازمانهای انقلابی یا سازمانهای ترقیخواه، انقلابی یا اصلاحطلب، و همه نهادهایی است که در فکر جامعهای بهتر هستند. باور آنها این است که باید از حد عمل و باور فراتر رویم و فضایی همسو و سازگار با ایستادگی ایجاد کنیم.
به جای آنکه بگویی دزدی نکن و به جای آنکه بگویی دزدی درست نیست، برای فرد فضایی تأثیرگذار از باورها و عدالت فراهم میکنی. در آداب و رسوم عادی نیز میبینیم که انسان از جامعه بسیار تأثیر میپذیرد. روزه گرفتن در ماه رمضان آسانتر از غیر رمضان است. اگر خانه تمیز باشد، انسان در آن آشغال نمیریزد. وقتی عده بسیاری در صف ایستادهاند تا سوار اتوبوس شوند، بسیار دشوار است که یک نفر بینوبت و زودتر از بقیه سوار شود. فضای عمومی جامعه در زمینه اجتماعی یا سیاسی یا اقتصادی تأثیر بسیاری بر انسان دارد. به سبب همین تأثیرگذاریِ فضا یا محیط زندگی انسان است که میگویند انسان، حیوانی مدنی است یعنی طبیعتاً اجتماعی است. چرا؟ زیرا انسان مخلوق و جزئی از جامعه است. گفتیم که پوشاک ما از دیگران است، خوراک ما از دیگران است، جسم ما وابسته به دیگران است، اندیشهها و فرهنگ ما نیز همینطور. من خدا نیستم. من فردی از این مردم هستم.
فضای جامعه نقش مهمی در ایستادگی یا انحراف انسان دارد. از این روست که احزاب و سازمانهای سیاسی، ��امعهای بهتر پیشنهاد و ارائه میکنند. جامعه بهتر یعنی چه؟ یعنی فضایی بهتر برای انسان تا در این فضا اصلاح شود. از این روست که اسلام به مسئله ولایت اهتمام میورزد: از این جهت که ولایت به معنای برپایی حکومتی شایسته است که برپایی جامعهای صالح را در پی دارد. این نوع تربیت بهتر از دو نوع اوّل است، زیرا عمیقتر و ماندگارتر است و تضمین بیشتری دارد.
نوع چهارمی نیز وجود دارد. نوع چهارم آن است که انسان برای تربیت کردن، از حد عمل و باور و جامعه فراتر رود و به جهان هستی، بزرگ یا کوچک، که او را در بر گرفته است، برسد و عمل و باور و جامعه را با جهانبینی خود پیوند دهد؛ یعنی انقلاب در جهان نه در جامعه یا باورها یا اعمال. این نوع از تربیت، بسیار عمیقتر است.
در این شیوه، مربی یا رهبر یا آموزگار یا پدر، هریک در چارچوب تحت نظارت خود، به دانشجو یا پیرو یا جوان یا دانشآموز یا هر فردی، جهانبینی ارائه میکند، بهگونهای که احساس کند هستی بر پایه حق و عدالت استوار است. بنابراین، جامعه متناسب با این هستی نیز باید بر پایه حق و عدالت استوار باشد. پس هرکس میخواهد موفق زندگی کند، باید بر حق و عدالت متکی باشد، یعنی باید براساس حق و عدالت عمل کند.
این نوع تربیت که گستردهترین مرحله یعنی جهانبینی را ملاک قرار میدهد، برگرفته از تربیت قرآنی است. قرآن در سوره رحمن به شما میگوید: «﴿الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴾ »[39] تا میرسد به این آیه: « ﴿ وَ السَّمَاءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِیزَانَ ﴾ .»[40] ترازو به معنای
[39]. «خدای رحمان، قرآن را تعلیم داد.» (رحمن، 1-2)
[40]. «آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد.» (رحمن، 7-8)
