گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 70

باید مصلحتش در نظر گرفته شود. مالکیت جامعه و مصلحت جامعه و آزادی جامعه چیزی جز نقطه اشتراک در مصالح فردی نیست. این مکتب نیز پیشینه کهنی دارد.
اما اسلام مفهوم دیگری برای انسان ارائه می‌کند. از نظر اسلام، انسان دو بُعد دارد: بُعد فردی و بُعد اجتماعی؛ و از این روست که اسلام، هم مالکیت فردی و هم مالکیت اجتماعی، هم آزادی فردی و هم آزادی اجتماعی، هم مصلحت فردی و هم مصلحت اجتماعی، هم نماینده فرد و هم نماینده امت را تأیید می‌کند. بحث دامنه‌داری است که برخاسته از مبنای فلسفی و مبنای فرهنگی است: انسان چیست؟ جهان هستی چیست؟ خدا چیست؟
از نظر اسلام، خدا (الله) ذات واجب‌الوجودی است که واجد صفات کمال همچون زیبایی است. او یکتا و اوّل و آخر و ظاهر و باطن است. اگر من از روی دلیل به این نتیجه رسیدم، مسلمان هستم. ولی اگر عقل خود را به کار گرفتم و به این نتیجه نرسیدم، مسلمان نیستم. بنابراین، زیربنای ایمان، بحث فرهنگ است: خدا چیست؟ هستی چیست؟
قرآن جهان هستی را محراب می‌شمارد: « ﴿ أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبَالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ .»[33] همه موجودات در حال سجده برای خدا هستند. گویا جهان، مسجدی واحد برای خداوند است. روشن است که سجده به معنای کرنش و نهایت فروتنی و فرمانبری است. فرمانبری یعنی ایفای نقشی که در جهان هستی بر عهده فرد گذاشته شده است. نقش خورشید در جهان هستی چیست؟ نورافشانی، تمیز کنندگی(میکروب زدایی)، تولید گرما، بخار کردن آب دریاها. خورشید نقش خود را به صورت خودکار ایفا می‌کند. درمورد دیگر پدیده‌ها نیز همین‌گونه است.
از نگاه اسلام، هستی، یک وجود واحد و به‌هم‌پیوسته و هماهنگ است که به سمتی واحد در حرکت است و همه‌چیز در آن در حال سجده در برابر خدا و تسبیح‌گوی خداست: « ﴿ یُسَبِّحُ لِلهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِک�� الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ‌ .»[34] آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خدایی را که پادشاهِ پاکِ ارجمند فرزانه است، تسبیح می‏گویند. این آیه می‌گوید: «آنچه» در آسمان و زمین است، نه «کسانی» که در آسمان و زمین هستند. یعنی همه‌چیز در حال تسبیح و عبادت است: « ﴿ وَ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ .»[35]؛ « ﴿ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبَان‌ *وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یَسْجُدَانِ .»[36]؛ « ﴿ الطَّیْرُ صَافَّات کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاَتَهُ .»[37] پرنده نیز نماز (صلاة) می‌گزارد. تعبیر قرآن این است. البته، نماز هر موجودی [خاص خود اوست] و طبق این مفهوم هرچیزی نماز می‌گزارد.
بنابراین، جهان‌بینی اسلامی ایده جدیدی ارائه می‌دهد. این نگرش اسلام، نگرشی پایه‌ای و بنیادین است. این نکات بنیادین را باید در اسلام وارد کرد.
سراغ نگرش اسلام به مرگ می‌رویم. مرگ چیست؟ از نظر اسلام مرگ نابودی نیست. مرگ در اسلام یکی از آفریده‌های خداوند است: «الَّذِی خَلَقَ

[33]. «آیا ندیده‌ای که هرکس در آسمان‌ها و هرکس در زمین است و آفتاب و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم خدا را سجده می‌کنند؟» (حج، 18)
[34]. «خدا را تسبیح می‌گویند هرچه در آسمان‌ها و هرچه در زمین است. آن فرمانروای پاک از عیب را، آن پیروزمند حکیم را.» (جمعه، 1)
[35]. «رعد به ستایش او تسبیح می‌کند.» (رعد، 13)
[36]. «آفتاب و ماه به حسابی مقرر در حرکت‌اند و گیاه و درخت سجده‌اش می‌کنند.» (رحمن، 5-6)
[37]. «مرغانی که در پروازند تسبیح‌گوی خدا هستند.» (نور، 41)