تأکید و سپس، خدای یکتا و یگانه را معرفی میکند. الوهیت او به معنای قیمومت و سرپرستی اوست، یعنی اثرگذاری همیشگی بر وجود و این مفهوم، پایندگی و اثرگذاری او را اقتضا میکند، بر خلاف آنکه یهودیان ادعا میکنند که دست خدا بسته است، یعنی او دنیا را آفریده و سپس آن را رها کرده و دیگر قدرت تأثیرگذاری بر موجودات را ندارد. درست مانند بنایی که ساختمانی را میسازد و در طی مدت ساختن، سرپرست و ناظر بر کار آن است و سپس، خود ساختمان به خودی خود و بدون نیاز به بنا باقی میماند و حتی پس از مردن بنا نیز ساختمان استوار میماند. قرآن در برخورد با آنان میگوید: « ﴿ وَ قَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ ﴾ .»[32]
این پاسخ ناشی از آن است که هستی به خودی خود پایدار نیست و به سرپرستی همیشگی نیاز دارد؛ به کسی که قدرت خود را پس از آفریدن هستی از دست ندهد، زیرا آفریدن از عدم فرایندی بههمپیوسته است که اگر در یک مورد متوقف شود، پویایی خود را از دست میدهد و اگر خدا آن را پیوسته ادامه ندهد، همهچیز فرو میریزد. برای روشن شدن این حقیقت چند مثال میزنیم:
برق در اثر حرکت پیوسته الکترونها پدید میآید و اگر حالت پیوستگی و تناوب در آن نباشد، برق تولید نمیشود. ما نور را در لامپ به صورت پیوسته میبینیم، در حالی که حرکت الکترونها یک زنجیره به هم پیوسته نیست و بین آنها فاصله زمانی کمتر از یکدهم ثانیه وجود دارد. ولی چشم این فاصله را درک نمیکند. نظریه کوانتوم این حالت را به همه هستی تعمیم میدهد و میگوید که هستی، وجود پیوستهای است که در اثر پیوسته بودن وجودهایی که به آن عطا میشود، موجود است. اگر عطا کردن این وجودهای پیدرپی برای زندگیبخشی نباشد، هستی فرو میریزد.
در تلویزیون تصویرهای گوناگونی از صحنههای مختلف میبینیم؛ صحنههایی از جنگ، فیلم مستند، ماجراجویی، مصاحبه، اخبار، تبلیغات. همه اینها ناشی از تصاویر پیدرپی است که بهسرعت میگذرد و چشم انسان فاصله میان آنها را درک نمیکند. ولی اگر در اثر خاموش شدن تلویزیون یا توقف ارسال امواج، دریافت تصاویر متوقف شود، دیگر چیزی مشاهده نمیشود. بنابراین، ارسال تصاویر و امکان دریافت آنها همواره باید وجود داشته باشد.
درمورد جهان هستی نیز همینطور است. جهان تا زمانی پایدار است که ارسال الهی و د��یدن زندگی در هرچیز ادامه داشته باشد. قابلیت زندگی در پدیدهها، عطایی از جانب خداوند است که اگر آن را از ما بگیرد، هیچ آفریدهای باقی نمیماند. بنابراین، قابلیت زندگی در پدیدهها را خدا ایجاد کرده و ادامه زندگی در گرو ادامه خواست و اراده خدا برای بقای پدیدههاست، زیرا زندگی جدای از خداوند عزوجل پابرجا نمیماند و سرپرستی بر آن همیشگی است. ولی این واقعیت از چشم ما پنهان است، زیرا ما فاصله بین وجود و عدم را در هر لحظه از وجودمان نمیبینیم، هرچند آن را هنگام توقف ناگهانی این استمرار در دیگر موجودات دیده باشیم.
مرگ یعنی قطع شدن عطای الهی و زندگی یعنی استمرار آن. برای آنکه زندگی ادامه یابد، سرپرستی خدا و عطای دائمی او به هستی و زندگی ضروری است. استمرار زندگی به استمرار وجود خدا،
[32]. «یهود گفتند که دست خدا بسته است. دستهای خودشان بسته باد. و بدین سخن که گفتند ملعون گشتند. دستهای خدا گشاده است. به هر سان که بخواهد روزی میدهد.» (مائده، 64)
