گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
58
تحصیل میکنند و سپس، در دانشگاهها یا مؤسسهها فرصتی برایشان فراهم میشو��. الان 5 هزار پزشک سوری در آلمان هستند، 10 هزار پزشک عرب در آلمان هستند. اینها از جوامع خود گریختهاند و چون دیدهاندکه جامعه خودشان کمبود دارد، جامعهای دیگر را برگزیدهاند.
نوع دیگری از مهاجرت هم وجود دارد. فرد به مستی روی میآورد تا از واقعیت جامعه رها شود. مواد مخدر مانند هروئین یا حشیش مصرف میکند تا در خیال خود دنیایی بهتر بیابد. همه اینها گریختن از جامعه است.
یک نوع مهاجرت شرافتمندانه نیز وجود دارد: فرد در خانه خود انزوا میگزیند و به نماز و اعتکاف و مطالعه میپردازد و درِ خانهاش را میبندد تا از دنیا باخبر نباشد. سه یا چهار دوست خوب پیدا میکند و با آنان جامعه پاک کوچکی تشکیل میدهد و به این دنیا شاد است. این نیز نوعی گریختن است. بنابراین، گزینه دوم انواع مهاجرت است.
سوم، جامعه را نمیپذیرد، ولی فرار نیز نمیکند بلکه در صدد تغییر برمیآید و به جستوجو میپردازد. ایجاد تغییر به ابزار نیاز دارد. چون ابزاری برای ایجاد تغییر ندارد، احساس کمبود و ورشکستگی میکند و ابزاری عاریه میگیرد. کمونیست میشود. کمونیسم را بهمثابه ایدئولوژی و ابزاری برای تغییر عاریه میگیرد تا جامعه خود را تغییر دهد. یا به سرمایهداری روی میآورد، کاپیتالیسم غرب. ابزارهایی را که در دنیا به کار گرفته شده است، عاریه میگیر�� تا جامعه خود را تغییر دهد.
اینها بهتر از افراد نوع اوّل و دوم هستند و همانطور که گفتیم درمورد آنان این سخن امام علی(ع) صدق میکند که: «آن که حق را طلب کرد و به خطا رفت، مانند کسی نیست که در پی باطل بود، ولی به صواب رسید.» البته، ما جزو این گروه نیستیم.
چهارم، ما این جامعه را نمیخواهیم و در صدد تغییر آن هستیم، ولی نه میگریزیم و نه احساس کمبود و ورشکستگی میکنیم. ما معتقدیم در این زمین و در زیر این آسمان و در این محیط، ابزاری برای ایجاد تغییر به کار رفت و سودمند بود... آن اسلام است.
از زمان مسیح و حتی پیش از آن، یعنی از زمان برپایی اسلام به معنای عام آن، ابزارهایی به کار برده میشد. سپس، تجربه اولیا و اوصیا اجرا شد. بنابراین، ما ابزاری داریم که از آن برای ایجاد تغییر استفاده کردهایم.
اینها چهارگونه از رویاروییهای انسان با واقعیتهای ناخوشایند اوست. و همانطور که میدانید، ما در جنبش محرومان از گروه چهارم هستیم.
گفتیم که ما تقسیم جهان از نظر جغرافیایی به دو منطقه نفوذ را نمیپذیریم تا در نتیجه ما جزو جهان سوم از نظر جغرافیایی باشیم. ما دوست داریم خود را جزو جهان چهارم بنامیم، یعنی آنهایی که انقلاب ایمانی و مبارزه حقیقی را در پیش میگیرند: جهان چهارم.
ما مبارزه ملت زیمبابوه (هرچند آنها ما را نشناسند) [را از این نوع میشماریم.] مبارزه این ملت که رهبری آن را علمای دینی بر عهده دارند، از نوع مبارزه کمونیستی نیست. مبارزه مردم در برزیل را کشیشی که به کشیش سرخ معروف است، بر عهده دارد. او کمونیست نیست، ولی دستگاههای اطلاعاتی آمریکا او را کشیشی کمونیست معرفی میکنند. ما همه مبارزات غیرکمونیستی در دنیا یعنی مبارزات ایمانی را برادر و همپیمان خود میدانیم، هرچند آنها ما را نشناسند. ما تلاش میکنیم که از
