برابر موضعگیریهای مردم خود را حقیر و کوچک میشمارد و اعتماد به نفس ندارد، چنین انسانی شایستگی زندگی در این دنیا را ندارد. چنین انسانی مثل کاه و علف خشک، سبک است و با هر بادی جابهجا میشود. انسانهایی که تحتتأثیر تهدید و تطمیع هستند، همگی شبیه یکدیگرند و اگر جایی ثروت یا مقام وجود داشته باشد، به سوی آن کشیده میشوند. امیرمؤمنان درباره اینگونه افراد فرمودهاند: «أتباعُ کُلِّ ناعِق یَمیلونَ مَعَ کُلِّ ریح لَم یَستَضیئوا بِنورِ العِلمِ...» (پی هر بانگی را گیرند و با هر باد به هر سویی خیزند. نه از روشنی دانش فروغ یافتند...) گاه نیز دچار ترس میشوند... انسانی که به خدا ایمان دارد و به او اعتماد دارد و او را ولی و سرپرست خود میشمارد، از چه چیزی میترسد؟
وقتی خواستند ابوذر را به بد آب و هواترین و خشنترین منطقه تبعید کنند، از خود او پرسیدند: به کجا میخواهی تبعید شوی؟ او گفت: به ربذه. آنان نیز او را به ربذه تبعید کردند و خلیفه مردم را از بدرقه و وداع با او منع کردند. هیچ کس برای بدرقه او نرفت، جز امیرمؤمنان(ع) که فرموده است: «لا تَستَوحِشوا فی طَریقِ الهُدی لِقِلَّةِ أهلِهِ.» (در راه هدایت از اندکشمار بودن همراهان نترسید.) در راه حق مردم اندکاند. اندک باشند! چه میشود؟ مردم کیستند؟ اگر همه مردم برای حفظ جان شما جمع شوند، ولی خداوند به زنده ماندن شما راضی نباشد، چه کسی میتواند جلو مردن یا کشته شدن شما را بگیرد؟ چه کسی میتواند از بیمار شدن شما جلوگیری کند؟ هیچ کس نمیتواند. چه همه مردم بیایند و چه همه بروند، مهم این است که شما پروردگار خود را خشنود کنید و با او در پیوند باشید. «لا تَستَوحِشوا فی طَریقِ الهُدی لِقِلَّة أهلِهِ.» این حقیقتی است.
نگویید خدا را شکر، دنیا بهخوبی میگذرد، مؤمنان بسیارند، مساجد پر از جمعیت است. اینگونه نیست. اندکاند کسانی که در راه حق و هدایت حرکت کنند. اندکاند کسانی که حق را بگویند. اندکاند کسانی که از چیزی جز حق نترسند. «لا تَستَوحِشوا فی طَریقِ الهُدی لِقِلَّـةِ أهلِهِ.»
امام علی(ع) که برای بدرقه ابوذر، این قهرمان بزرگ، آمده بود، به او فرمود: «یا أباذَر... وَلَو ��نَّ السَّمواتِ وَالأرَضینَ کانَتا عَلی عَبد رَتَقاً ثُمَّ اتّقی اللهُ لّجَعَلَ اللهُ مِنهُما مَخرجاً.» (ای ابوذر، ... اگر آسمانها و زمینها بر بندهای بسته باشد و آن بنده تقوا پیشه کند، خداوند از آنها گشایشی برای او قرار میدهد.)
هیچ ستمی پاینده و همیشگی نیست. اگر همه عالم برای ستم کردن به تو و فقیر نگه داشتن و آواره کردن تو و پایمال کردن حق تو، با هم متحد شوند، تو حق نداری از رحمت و لطف خدا ناامید شوی. جز انسان گنهکار و بیایمان، هیچ کس از رحمت خدا ناامید نمیشود. آیا باور ندارید که خداوند، حق است. یعنی جهان را بر پایه حق آفریده است، یعنی «﴿وَ ما خَلَقنَا السَّمواتِ وَالاَرضَ وَ ما بَینَهُما لاعِبینَ. وَما خَلَقناهُما اِلّا بِالحَقِّ. ﴾»[347] اگر جهان هستی بر پایه حق است، پس باید حق پیروز شود. باطل جز دورهای کوتاه دوام نمیآورد، همچون تندبادی است که پایان مییابد و پس از آن حق نمایان میشود، ولی باید کمی شکیبا باشیم. [در جبهه حق] به انسانهای نازپرورده و ناتوان و ترسو نیازی نیست. به امثال علی بن ابی طالب(ع) نیاز است؛ انسان بیباکی که نمیترسد و هراسی ندارد و میگوید:
[347]. «ما این آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، به بازیچه نیافریدهایم. آنها را بهحق آفریدهایم.» (دخان، 38ـ39)
