گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 288

باقر(ع)، حکومت عباسی هنوز لرزان و ناپایدار بود و عمال خلافت نمی‏توانستند امامان را تحت نظر بگیرند یا مشکلی برای آنان به وجود بیاورند. اما در زمان امام کاظم(ع)، حکومت آنان ثبات یافت و گسترش پیدا کرد و توانستند بر مردم مسلط شوند و امام را مورد ستم قرار دهند. ولی این ستم‏ها مانع راه امام نمی‏شد. امام در زندان بود، زیر ستم بود، تنگدست بود، ولی ساکت نمی‏شد و از راهنمایی مردم و کار و تلاش دست برنمی‏داشت. راه و روشی بالاتر از این می‏خواهید، برادران؟ امامان ما با وجود آنکه از خانواده و خاندانی بوده‏اند که خداوند آنان را پاکیزه گردانیده‏ و پلیدی را از آنان زدوده است، هیچ‌یک از آنان ساکت نبوده‏اند.
امام زین‌العابدین(ع) را نیز آزار می‏دادند و از هدایت و راهنمایی‏های ایشان جلوگیری می‏کردند، اما ایشان در مسجد می‏نشست و دعا می‏خواند و همه‌چیز را در قالب دعا بیان می‏کرد. بسیاری از مسائل اعتقادی و فقهی را و آموزه‏های دینی و ارشادی و تربیتی را می‏توان در دعاهای امام زین‌العابدین(ع) یافت. سخنان امام موسی بن جعفر(ع) نیز همین‌گونه است، گذشته از آنکه ایشان نه با زبان، مردم را به خدا فرامی‏خواند. چرا امام را زندان به زندان منتقل می‏کردند؟ زیرا رفتار امام در زندان و عبادت‏ها و نماز و روزه‏های همیشگی و همچنین دعاهایی که در زندان می‏خواند، در اطرافیان اثر می‏گذاشت و دل‌های آنان را تغییر می‏داد و پس از مدت کوتاهی جلادان و زندانبانان، خادم و شاگرد امام می‏شدند و از سخنان امام تأثیر می‏گرفتند. آنان این‌گونه بوده‏اند.
برادران، ما هیچ عذری برای ترک واجباتمان نداریم. آیا فقری سخت‏تر از فقر موسی بن جعفر(ع) می‏خواهید؟ ظلم و ستمی بیش از آنچه بر ایشان رفته است، می‏خواهید؟ امام با وجود همه این سختی‏ها، برای اصلاح و تقویت دین و بالا بردن نام الله تلاش می‏کرد و در هر شرایطی حق را می‏گفت. ما به محض اینکه احساس کنیم مردم پشت کرده‏اند و از دین رو گردانده‏اند، می‏ترسیم که سخن بگوییم، چراکه شاید فلانی یا فلانی برنجد و دلخور شود! یا فلانی با ما بحث کند یا ما را آزار دهد و متهم کند یا اینکه... بگذارید چنین باشد! اینکه من یا شما را برای اینکه برحق هستیم تحقیر ‏کنند، برای شما مایه شرف و افتخار است، چون شما با خشم مخلوق، خشنودی خداوند را به دست آورده‏اید. مخلوق کیست؟ چه کسی است؟ آیا روزی‏دهنده شماست؟ آیا عامل جاودانگی شماست؟ هرگز! به مجرد اینکه ببینیم مردم روگردانده‏اند، می‏ترسیم و از حرکت می‏ایستیم. چرا می‏ایستیم؟ چون موج شدید و کوبنده است؟ اگر آن‌ها چیزی بگویند و شما نیز چیزی بگویید، چه می‏شود؟ اگر شما سخن حق را بگویید و درست رفتار کنید، چه می‏شود؟ می‏گویند تو عقب‏مانده‏ای؟ به تو اتهام می‏زنند؟ بگذارید هرچه می‏خواهند، بگویند. این برای انسان مایه افتخار است. همین که خدا با شماست، کافی است « ﴿ وَکَفَی بِاللهِ وَکِیلًا »[345] و « ﴿ إِنَّ اللهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنوا .»[346] آیا ستم‏ها می‏تواند مانع تلاش شما شود؟ آیا سختی‏ها می‏تواند جلو آغاز به کار شما را بگیرد؟ هرگز!
حرکت پیوسته و تلاش پیگیر، سیره امام و سیره همه امامان بوده است و ما باید در همه حال دنباله‏رو امام باشیم. انسانی که عقب‏نشینی می‏کند، می‏ایستد، از حرف مردم می‏ترسد، در

[345]. «خدا کارسازی را بسنده است.» (احزاب، 48)
[346]. «خدا از کسانی که ایمان آورده‌اند، دفاع می‌کند.» (حج، 38)