آنجا باقی بمانی و کار کنی. ولی امامان در عین حال، اصحاب را به حال خود وانمیگذاشتند. معروف است که روزی خلیفه هدایایی برای علی بن یقطین فرستاد که در میان آنها جبهای زربافت و گرانقیمت بود. او نیز هدیهها را برای امام، که عزیزترین مخلوقات خدا در نزد او بود، فرستاد. امام برخی از آن هدیهها را پذیرفت و برخی دیگر، ازجمله آن جبه زربافت را برگرداند و از قبول آن عذرخواهی کرد و فرمود: من آن جبه را پوشیدم و با آن نماز خواندم، ولی آن را به تو برمیگردانم. علی بن یقطین وقتی دید آن جبه متبرک شده است، به آن علاقه پیدا کرد و آن را در صندوقی قرار داد و برخی شبها آن را میپوشید تا به یاد امام از آن تبرک بجوید. مدتی گذشت و شخصی در گزارشی به خلیفه گفت: علی بن یقطین دوستدار و پیرو موسی بن جعفر است و برای شما احترامی قایل نیست و شما را برحق نمیداند و حقوق شرعی و زکات را به امام ��رداخت میکند. دلیل درستی این گزارش نیز این است که او جبه ارزشمند و دیگر هدایا را برای امام فرستاده است. خلیفه، علی بن یقطین را احضار کرد و او را مورد سرزنش قرار داد و گفت: آن جبه کجاست؟ علی بن یقطین گفت: آن را در صندوقی گذاشتهام و گاه گاه از آن تبرک میجویم. این نیز کلید آن صندوق است. خلیفه او را نزد خود نگه داشت و کلید را به کسی داد تا برود و آن جبه را بیاورد. وقتی جبه را آوردند، همهچیز روشن شد.
امام حیات اصحاب خود را حفظ میکرد و در بسیاری از امور، آنها را نصیحت میکرد و مراقب بود تا در چنین دامهایی گرفتار نشوند. حاکمان آن زمان امام را بسیار آزار میدادند. ایشان را زندانی میکردند و از زندانی به زندان دیگر انتقال میدادند تا با مردم در ارتباط نباشد. به ایشان ستم میکردند، از سخن گفتن ایشان جلوگیری میکردند، همواره مراقب ایشان بودند و بالاتر از همه، ایشان را در فقر و تنگدستی نگه میداشتند و مانع رسیدن اموال به ایشان میشدند؛ یعنی سیاست گرسنه و فقیر نگه داشتن. نقل شده است که دختران امام لباسی [مناسب] نداشتند تا بپوشند و از خانه بیرون بیایند. حتی لباسی نداشتند تا همه بدن آنها را بپوشاند و بتوانند با آن نماز بخوانند و در یک لباس به نوبت نماز میخواندند. چه ستم و آزاری بیش از این میخواهید؟ « ﴿ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا ف��وْقَ بَعْض ﴾ .»[344] این ظلم به تمام معناست. ولی آیا امام سکوت کرد؟ آیا امور را رها کرد؟ هرگز! به کتابهای فقهی بنگرید؛ روایات و دعاها و دستورهای فراوانی از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده است، ولی دارای جنبه خاصی است. در روایاتی که از سایر امامان نقل شده، نام امام ذکر شده است و مثلاً راوی گفته است: از امام صادق شنیدم: ... از اباعبدالله شنیدم: ... از ابی جعفر شنیدم: ... ؛ ولی در احادیثی که از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده، چنین آمده است: از آن مرد شنیدم: ... از عالم شنیدم: ... از مرد صالح شنیدم. یعنی نام امام را با رمز ذکر میکردند.
بنابراین، امام کاظم ستمگران را به حال خود نگذاشت تا مانع رسیدن دستورها و ارشادات دینی به مردم شوند و سکوت نکرد، بلکه در زمانها و مناسبتهای گوناگون و حتی در زندان، دستورها و سفارشهای دینی خود را به مردم میرساند و این عملکرد امام، معروف است.
علت این آزار و ستم این بود که در زمان امام موسی بن جعفر(ع)، حکومت عباسیان ثبات و استقرار پیدا کرد، درحالیکه در زمان امام صادق و امام
[344]. «تاریکیهایی بر فراز یکدیگر.» (نور، 04)
