گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 287

آنجا باقی بمانی و کار کنی. ولی امامان در عین حال، اصحاب را به حال خود وانمی‏گذاشتند. معروف است که روزی خلیفه هدایایی برای علی بن یقطین فرستاد که در میان آن‌ها جبه‏ای زربافت و گران‌قیمت بود. او نیز هدیه‏ها را برای امام، که عزیزترین مخلوقات خدا در نزد او بود، فرستاد. امام برخی از آن هدیه‏ها را پذیرفت و برخی دیگر، ازجمله آن جبه زربافت را برگرداند و از قبول آن عذرخواهی کرد و فرمود: من آن جبه را پوشیدم و با آن نماز خواندم، ولی آن را به تو برمی‏گردانم. علی بن یقطین وقتی دید آن جبه متبرک شده است، به آن علاقه پیدا کرد و آن را در صندوقی قرار داد و برخی شب‌ها آن را می‏پوشید تا به یاد امام از آن تبرک بجوید. مدتی گذشت و شخصی در گزارشی به خلیفه گفت: علی بن یقطین دوستدار و پیرو موسی بن جعفر است و برای شما احترامی قایل نیست و شما را برحق نمی‏داند و حقوق شرعی و زکات را به امام ��رداخت می‏کند. دلیل درستی این گزارش نیز این است که او جبه ارزشمند و دیگر هدایا را برای امام فرستاده است. خلیفه، علی بن یقطین را احضار کرد و او را مورد سرزنش قرار داد و گفت: آن جبه کجاست؟ علی بن یقطین گفت: آن را در صندوقی گذاشته‏ام و گاه گاه از آن تبرک می‏جویم. این نیز کلید آن صندوق است. خلیفه او را نزد خود نگه داشت و کلید را به کسی داد تا برود و آن جبه را بیاورد. وقتی جبه را آوردند، همه‌چیز روشن شد.
امام حیات اصحاب خود را حفظ می‏کرد و در بسیاری از امور، آن‌ها را نصیحت می‏کرد و مراقب بود تا در چنین دام‌هایی گرفتار نشوند. حاکمان آن زمان امام را بسیار آزار می‏دادند. ایشان را زندانی می‏کردند و از زندانی به زندان دیگر انتقال می‏دادند تا با مردم در ارتباط نباشد. به ایشان ستم می‏کردند، از سخن گفتن ایشان جلوگیری می‏کردند، همواره مراقب ایشان بودند و بالاتر از همه، ایشان را در فقر و تنگدستی نگه می‏داشتند و مانع رسیدن اموال به ایشان می‏شدند؛ یعنی سیاست گرسنه و فقیر نگه داشتن. نقل شده است که دختران امام لباسی [مناسب] نداشتند تا بپوشند و از خانه بیرون بیایند. حتی لباسی نداشتند تا همه بدن آن‌ها را بپوشاند و بتوانند با آن نماز بخوانند و در یک لباس به نوبت نماز می‏خواندند. چه ستم و آزاری بیش از این می‏خواهید؟ « ﴿ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا ف��وْقَ بَعْض .»[344] این ظلم به تمام معناست. ولی آیا امام سکوت کرد؟ آیا امور را رها کرد؟ هرگز! به کتاب‌های فقهی بنگرید؛ روایات و دعاها و دستورهای فراوانی از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده است، ولی دارای جنبه خاصی است. در روایاتی که از سایر امامان نقل شده، نام امام ذکر شده است و مثلاً راوی گفته است: از امام صادق شنیدم: ... از اباعبدالله شنیدم:‌ ... از ابی جعفر شنیدم: ... ؛ ولی در احادیثی که از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده، چنین آمده است: از آن مرد شنیدم: ... از عالم شنیدم: ... از مرد صالح شنیدم. یعنی نام امام را با رمز ذکر می‏کردند.
بنابراین، امام کاظم ستمگران را به حال خود نگذاشت تا مانع رسیدن دستورها و ارشادات دینی به مردم شوند و سکوت نکرد، بلکه در زمان‏ها و مناسبت‏های گوناگون و حتی در زندان، دستورها و سفارش‏های دینی خود را به مردم می‏رساند و این عملکرد امام، معروف است.
علت این آزار و ستم این بود که در زمان امام موسی بن جعفر(ع)، حکومت عباسیان ثبات و استقرار پیدا کرد، درحالی‌که در زمان امام صادق و امام

[344]. «تاریکی‌هایی بر فراز یکدیگر.» (نور، 04)