گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 277

می‌کنیم؟ ماشین را می‌بریم و توجهی نمی‌کنیم به اینکه باید آب‌بندی شود و یا روغن آن تعویض شود و هر کاری می‌خواهیم می‌کنیم. خوب چه اتفاقی می‌افتد؟ زیان‌کار کیست؟ فروشنده؟ خیر، خود من و شما. هم ماشین را از دست دادیم و هم شاید زندگی خود را. قوانین راهنمایی و رانندگی هم همین‌طور است.
این آموزش‌ها و مقررات برای مصلحت شماست. فروشنده بر چه اساسی این دستورات را می‌دهند؟ به چه حقی؟ بر اساس تجربه و علمی که دارد، چون اوست که ماشین را ساخته است. این‌طور نیست؟ اوست که لاستیک‌ها را نصب کرده، اوست که دنده آن را گذاشته و آن را خوب می‌شناسد: « ﴿ فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أضاعوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَواتَ .»[330] اگر ما بخواهیم با امیال و اختلافات و سختی‌ها و تصلب و مسخ شدن و شب‌نشینی‌ها و فساد زندگی کنیم، مستحق حیات نیستیم و محکوم به مرگیم. یا لااقل باید گفت لایق زندگی شرافتمندانه نخواهیم بود. امید و انتظار نتیجه اعتقادات ما بوده است. سالروز ولادت صاحب‌الزمان در این شهرک بی‌ریا سالروز امید و انتظار است.
چه نیکوست هم‌زمانی مراسم یاد امام زمان با تکمیل مسجد، زیرا همان‌گونه که شنیدید، مسجد آغاز راه است. نخست مسجد است که امید را در دل‌ها تثبیت می‌کند و مقدمات انتظار را فراهم می‌آورد. چرا؟ آیا مسجد محل عبادت خدا نیست؟ عبادت خداست که ایمان را تثبیت و حفظ می‌کند. آیا ممکن است کسی در دل ایمان داشته باشد، اما ایمان خود را در اعمال جسمانی متبلور نسازد؟ این ممکن نیست. یعنی ممکن نیست کسی بگوید که من در دل ایمان دارم، اما در ظاهر کاری نکند که دلالت بر ایمان او داشته باشد: «﴿ ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَسائُوا السُّوء أنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَکانوا بِها یَسْتَهْزِئونَ. »[331] کسی که بخواهد ایمان خود را حفظ کند، باید ایمانش را در اعمال و رفتارش متبلور سازد، زیرا بشر موجودی واحد است. انسان یک چیز است. دو چیز نیست که جسم و روح هرکدام جدا باشند. جسم بدون روح کاری نمی‌کند. این ممکن نیست. عمل خارجی ظهور عمل روحی است و عکس این نیز صادق است. اگر ایمان خود را به کار نبندیم، به وظیفه خویش عمل نکرده‌ایم.
مسئله این است که ما مؤمن بودیم. سپس این ایمان رفته‌رفته ضعیف شد و تنها ظاهر و نقشی از آن باقی ماند. ما در اسم و ظاهر مؤمنیم، اما حقیقت این است که اگر از ایمان ما حرکت و حیات ظاهر شود، می‌توانیم خود را مؤمن بخوانیم و میان خود و وجدان خود و پروردگارمان قضاوت کنیم. هریک از ما خود را بهتر می‌شناسد. آیا کسی هست که بگوید این ایمانی که از آن دم می‌زنیم، چه وقت ظاهر خواهد شد و چه هنگام سخن خواهد گفت و امرونهی خواهد کرد؟ چه هنگام انگیزه ایجاد می‌کند و حرکت؟ این مسئله روشن نیست. مسلمانی ما فقط یک نوشته است، مرکبی است بر روی کاغذ.
ایمان زنده ‌ایمانی است که انسان را به حرکت وادارد، او را منع کند، به پیش رانَد و امر و نهی کند. مسجد محل عبادت است و عبادت برای تثبیت و تحکیم ایمان و ایمان اصل و منبع امید است. نومیدی مرگ است و جمود. آیا یأس کفر است؟

[330]. «سپس کسانی جانشین اینان شدند که نماز را ضایع گذاشتند و پیرو شهوات گردیدند.» (مریم، 59)
[331]. «سپس عاقبت آن کسان که مرتکب کارهای بد شدند، ناگوارتر بود. زیرا اینان آیات خدا را دروغ انگاشتند و آن‌ها را به مسخره گرفتند.» (روم، 10)