گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 275

آیا این حادثه تنها به دست حضرت مهدی(عج) روی می‌دهد؟ طبیعتاً نه. ما باید همکاری و همیاری کنیم. ما می‌خواهیم که امام عصر(عج) به تمام و کمال در جهان ظهور کند؛ علم او، هنر او، قدرت و تربیت او ظهور کند. ما باید آماده باشیم. زمانی که از ما دعوت می‌شود، چه باید بکنیم. ما باید آماده ایفای نقش خود باشیم. هنگامی که آن حضرت فریاد «ای مردم» برمی‌آورد، او را لبیک بگوییم. باید آماده باشیم و از هرچه داریم، دست بشوییم و در حال آماده‌باش و با آمادگی کامل به کمک او بشتابیم. اگر جز این است، پس معنای انتظار چیست؟ انتظار یعنی آمادگی، بسیج شدن، آموزش و آمادگی روحی و روانی و فکری و معنوی و جسمی و نیز آمادگی تکنولوژیک و نظامی. گذشتگان ما چنین بودند. ما نیز چنین بوده‌ایم.
بدون شک مردم یمونه از این نظر برتری دارند. بسیاری از ما گذشته را فراموش کرده‌اند و همان‌گونه که در این سخنان و اشعار ارزشمند شنیدید، تصور می‌کنند که این مردم از ارزش‌ها و آرمان‌ها و عقیده و مذهبِ خویش بدون پرداخت هزینه‌ای صیانت کرده‌اند و در این راه تلاش و کوششی نکرده‌اند. زندگی و عزت و پیروزی و موفقیت، هزینه دارد. این همه بدون هزینه و رایگان به دست نمی‌آید. خداوند جز از راه اسباب و وسایل، امور را سامان نمی‌دهد. کسی که در انتظار عزت و شرف است، نمی‌تواند انتظار پیروزی ناگهانی داشته باشد و نباید بدون تلاش و رنج، متوقع عزت و شرف باشد. سخنی از حضرت علی(ع) نقل می‌کنم که فرمود: «آرزوها نشانه فریب خوردن انسان‌های کم‌عقل است.»[326] انسان باید احمق و نادان باشد که بدون رنج و تلاشْ انتظار موفقیت را بکشد و عظمت و قدرت را بدون رنج طلب کند. این ممکن نیست. آرزوها نشانه فریب خوردن انسان‌های احمق است.
انتظارْ محرّک است. اجداد و گذشتگان نیکوکار ما ایستادگی خود را حفظ کردند. به‌خوبی می‌توانیم امید را در آثار آن‌ها ببینیم؛ در قلعه‌ها و پادگان‌ها و دیرها. مسیحیانِ اینجا، اگر در صومعه‌های استوار و مستحکم نبودند، در معرض خطر بودند. در گذشته کسی به این مسائل و این‌گونه مجالسی که ما امروز برگزار می‌کنیم، فکر نمی‌کرد، زیرا سرنوشت بشر و مقدرات او در دست هواهای نفسانی حاکمان بود. اگر این پایداری و ایستادگی و این پادگان و صومعه‌ها نبود و اگر این صلابت و ایمان و دوری از سستی نبود، قادر نبودند بقای خود را تضمین کنند. ما و آنان در اوضاع دشواری که ما را مستحق زندگی کرد، زندگی کردیم. فقیر و ثروتمند، همه، در یک صف، همچون دیواری از سرب، در پیشگاه خدا ایستادند و ایستادیم، درحالی‌که هیچ‌یک بر دیگری برتری نداشت. همه با هم و در کنار هم زندگی می‌کردند و با هم ارتباط داشتند و خویشاوندی در میان خود برقرار می‌کردند و تأسف نمی‌خوردند.
امام جماعت که نماز را برگزار می‌کند، نمی‌تواند از مأموم دور باشد یا در جایی بالاتر از او بایستد. اگر محل قرار گرفتن امام به اندازه یک وجب بالاتر از مکان نمازگزاران باشد، نماز جماعت باطل است. اگر میان امام و مأموم پرده‌ای باشد، نماز جماعت باطل است. این‌ها اشاره و تأکیدی است بر آنکه امام حتماً باید همراه با مردم باشد و وقت و زندگی خود را با آنان بگذراند. او نباید ب��لاتر از آنان قرار گیرد و نمی‌تواند خود را از آنان برتر بداند و میان امام و مردم فاصله و

[326]. تمیمی آمدی، عبدالواحد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، تصحیح مصطفی درایتی، چاپ اول: قم، دفتر تبلیغات، 1366، ص311.