گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
269
یافت؟ و خود را در برابر این صحنه مییابیم. موضع ما چگونه باید باشد؟ چه باید بکنیم؟ آیا ما فقط مکلف به تماشا و مرور واقعه هستیم؟ خواهش میکنم فکر کنید و پاسخ مرا دهید که امروز وظیفه ما چیست؟ آیا وظیفه ما بیش از تماشای واقعه نیست؟ حسین به عبیدالله بن حر جعفی میگوید:«به خدا سوگند آنکه [...] خداوند او را در آتش جهنم میاندازد.» یعنی فریاد و ندای حسین آن هنگام که میگوید:«آیا یاریگری هست مرا، آیا...» حسین میگوید آن که «هل من ناصر ینصرنی» را بشنود و یاری نرساند، در آتش جهنم است. خب، ما صدای حسین را شنیدهایم. نگویید که حسین کشته شد و همهچیز تمام شد. حسین برای چه چیزی کشته شد؟ برای دین کشته شد، برای حق، و برای اهداف حق. بنابراین، اهداف حسین پابرجاست. حسین ابداً بهطور عموم از این موضع ��ا در منطقه و کشور راضی نیست. آیا حسین میپذیرد که موضع ما در برابر یهود خواری و سستی باشد؟ آیا حسین میپذیرد که سرزمین فلسطین و قدس جولانگاه توطئه و فساد یهود باشد؟ طبیعتاً، خیر. حسین برای اهدافش بر ما فریاد میکشد و یاری میطلبد. موضع ما چیست؟
ای بانوان، بدانید که وظیفه ما در حال و آینده فقط بر عهده مردان نیست. زینب در گرفتاریها و دشواریها با حسین بود. شما نیز باید در گرفتاریها و دشواریها کنار مردان باشید. ببینید در برابر جراحتها و خطرها و مشکلات چگونهاید؟ ببنید در برابر هجوم دشمن و ویرانی چه حالی دارید؟ آیا ترس و فرار و جزع و فزع دارید و فراری هستید یا پایدار و قهرمانید. حسین(ع) به زینب میگوید که نمیخواهم هنگام نبرد با دشمن صدای ناله و فغان بانوان را بشنوم، زیراکه ناله و فغان نقص و ضعف است. چگونه حسین از ما میپذیرد که به گریه بسنده کنیم و هیچ فداکاری و جهادی تقدیم نکنیم؟
ای خواهران، باید آماده باشیم. چهبسا، حوادث متأثرکننده و آیندهای سخت پیش رو باشد. شاید دشمن متعرض سرزمین ما شود و در معرض خطر قرار بگیریم. باید آماده باشید، باید احساس قدرت بکنید، باید بدانید که زندگی در ذلت مطلقاً ارزشی ندارد. مرگ بهتر از زندگی ذلیلانه است. اگر انسان به مرگ بیتوجه باشد، قدرتمندترین میشود و در قدرت نظیری نخواهد د��شت. همه ناتوانی ما ناشی از ترسمان از مرگ است. هرگاه که از مرگ میهراسیم، تسلیم میشویم و به خواری تن میدهیم. اگر از مرگ هراسی نداشته باشیم، چه کسی میتواند کاری با ما داشته باشد. حرفت را بزن، داستانت را بگو، حقت را بخواه، بدون ترس بر جایت بایست و موضع خود را روشن بیان کن. چرا بدون ترس؟ زیرا چه میخواهند با تو بکنند؟ چه میتوانند از تو بگیرند؟ هیچ.
ما باید آماده باشیم، چه در گذشته و چه اکنون و چه در آینده ممکن نیست که زنان وظیفهای نداشته باشند و اگر زنان در ادای وظایفشان مشارکت نکنند، نمیتوانیم این وظایف را ادا کنیم. ای خواهران، افزون بر مواضع عمومی و تأیید، بر شماست که خود آماده باشید. اکنون و در این اوضاع برماست که از جنبه شخصی و معنوی آماده شویم و به آنچه برای ما گفته میشود، گوش فرادهیم. ما باید مواضعی استوار و نیرومند داشته باشیم و امروز نباید غیر از این باشد. نمیشود به محض بلند شدن صدای تفنگ و شلیک گلوله و فرود آمدن بمب، همه مردم ناله و فریاد کنند و پا به فرار بگذارند. این شایسته نیست.
شما زنان باید دائماً زینب را در پیش چشم داشته باشید. او سرور و رهبر و اسوه زندگی شماست و اوست
