گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
268
و أستکثر توبیخک» (ملامتت را فزونی میدهم و بر توبیخت میافزایم.) اگر بخواهم تو را سرزنش کنم، یعنی تو را ��زرگ دانستهام و سرزنش و ملامت تو در شأن من نیست. «لکن العیون عبری و الصدور حری و ألا فالعجب کل العجب لقتل حزبالله النجباء بحزب الشیطان الطلقاء و فهذه الأیدی تنطف من دمائنا و الأفواه تتحلب من لحومنا و تلک الجثث الطواهر الزواکی تنتابها العواسل و تعفرها أمهات الفراعل» (اما چشمها پر اشک و سینهها داغدیده است. و شگفتا که نجیبان حزب خدا را آزادشدگان حزب شیطان کشتهاند. خون ما از سرپنجهها میریزد و گوشتهای ما از دهانها میافتد و پیکرهای پاک خوراک گرگهاست و چنگال کفترها آنها را به خاک افکندهاست.) ای یزید، تو خود دانی اجساد پاکی که در کربلا و در صحرا رها کردی، اجساد آل رسولاند. توفانها و بادها هر روز بر آنان میوزرند. «و لئن اتخذتنا مغنماً لتجد بنا وشیکاً مغرماً» (اگر ما را به غنیمت گرفتهای، درخواهی یافت که سبب زیان تو بودهایم.) تو گمان بری که ما را به غنیمت گرفتهای. این کار بر تو دشوار است و از سر تو زیاد است. همه این کارها خسرانی است برای تو، «حین لاتجد الا ما قدمت:« ﴿ و ما ربک بظلام للعبید ﴾ » فإلی الله المشتکی و علیه المعول فکد کیدک واسع سعیک و ناصب جهدک فوالله لا تمحو ذکرنا و لا تمیت وحینا و لا تدرک أمدنا و لا یرحض عنک عارها و هل شأنک إلا فند و أیامک إلا عدد و جمعک إلا مدد یوم ینادی المنادی ألا لعنة الله عل�� الظالمین.» (آن هنگام که نمیبینی جز آنچه پیش فرستادهای:«و خداوند به بندگانش ستم نمیکند.» شکایت نزد خدا میبرم و بر او توکل میکنم. هر نیرنگی میخواهی بزن و تلاشت را بکن و هر کاری میخواهی بکن، به خدا سوگند نتوانی یاد ما را محو کنی و وحی ما را بمیرانی و به نهایت ما برسی، و هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود. رأی تو سست و روزهایت اندک و جمعت پراکنده است، آن روز که منادی ندا دهد: زنهار که لعنت خدا بر ستمکاران است.»
سپس خطبه را به پایان می برد:
«والحمدلله رب العالمین الذی ختم لأولنا بالسعادة و المغفرة و لآخرنا بالشهادة و الرحة و نسألالله أن یکمل لهم الثواب و یوجب لهم المزید و یحکم علینا الخلافة إنه رحیم ودود و حسبناالله و نعم الوکیل.»
زینب در این موضع اینگونه خطبهاش را به پایان میرساند. او تأکید میکند و از خدا میخواهد که خلافتش را استوار سازد. یعنی او خود را خلیفه و استمرار حسین قلمداد میکند. آنچه درباره زینب گفتیم، برخی از ابعاد زینب بود و نه همه زینب. تا آنهنگام که زینب در مدینه بود، اهل مدینه میشوریدند تا اینکه بنیامیه مجبور شدند که وی را به مصر یا شام تبعید کنند تا در مدینه نباشد، زیرا وجود او سبب انقلاب دائمی و جنبشهای مستمر بر ضد بنیامیه بود. این زن مسئولیت خود را ادا کرد و به جهانیان رساند آنچه را بر حسین رفت و در عمل و پس از شهادت حسین، رسالت حسین را تمام کرد.
نخستین کسی که حرکت کرد، زنی از بنیبکر بن وائل در لشکریان عمر سعد بود. این زن به پاخاست و بدینگونه انقلابها از مکانی به مکان دیگر منتقل شد تا اینکه حکومت بنیامیه به سرانجام رسید. رفتند...قبورشان کجاست؟ آثارشان کجاست؟ اما حسین و اهل بیتش هر روز در حال شناخته شدن و فزونی یافتناند.
ما در این ساعات پایانی روز عاشورا حوادث این واقعه را مرور میکنیم...چه شد؟ چگونه انتقال
