گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 264

سخنان زینب سخنان کسی است که اسیر و خسته است، زیرا از کربلا تا شام، این راه دراز، در حرکت بوده‌است و این سفر طولانی نیازمند توان و شکیبایی فراوان است. وسایل سفر در گذشته مثل امروز راحت فراهم نبوده است. باید بدانیم که زینب روزها و ماه‌های جانکاهی داشته است و خواب درست نداشته است و استراحت مناسب نکرده است. همچنین، مصیبت‌های فراوان دیده و عهده‌دار مسئولیت‌های فراوان بوده است و اکنون نیز مسئول سلامت و حی��ت علی بن حسین و دیگر فرزندان حسین است. افزون بر همه این‌ها، پادشاهی مغرور و پیروز در برابرش است. زینب با همه این‌ها سخن آغاز می‌کند. اکنون بخش‌هایی از خطبه حضرت زینب را برایتان می‌خوانم تا اولاً، عظمت زینب، ثانیاً، ادای رسالت، و ثالثاً، وظیفه خود را در برابر این فداکاری بزرگ دریابیم.
در ابتدا می‌گوید:«الحمدلله ربّ العالمین و صلی‌الله علی رسوله و آله أجمعین صدق‌الله کذلک یقول: ﴿ ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون »[321] این آیه درباره کسانی است که مرتکب معاصی می‌شوند و می‌گویند که بر ما واجب است که فقط در قلب ایمان به خدا داشته باشیم و معصیت اثری در ایمان ندارد. امروز، متأسفانه، این منطق در میان ما رایج است. می‌گویند که ایمان قلبی کافی است و انسان در اعمالش آزاد است؛ هرگونه بخواهد سخن می‌گوید، عمل می‌کند، لباس می‌پوشد. آدمی در اعمالش آزاد است و ایمان در قلبش است. این منطق نادرست است، زیرا قرآن تأکید می‌کند که ارتکاب معاصی به انکار خدا و کفر خدا و استهزای خدا می‌انجامد:« ﴿ ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون » آن که مرتکب معصیت می‌شود و اعمال نا��ایست انجام می‌دهد، در پایان به انکار آیات خدا می‌رسد. خواهران، فساد و انحراف مرزی ندارد. گمان مبرید که آدمی امروز اندکی منحرف می‌شود و فردا برمی‌گردد. هر اندازه که انسان راه انحراف را ادامه می‌دهد، اهمیت مسئله فزونی می‌یابد و توقف دشوارتر می‌شود. انسان در مسیر معصیت به تمامی مانند خودرویی است که در سرازیری است. خودرویی که به حرکت درمی‌آید، هرچه پیش‌تر می‌رود، متوقف کردن آن دشوارتر می‌شود. اگر امروز از گناه دست شستیم و متوجه خدا شدیم، آسان‌تر از فرداست. اگر جوانی بازگشت آسان‌تر از پیری است. بازگشت، به خدا در جوانی سهل‌تر است.
زینب(س) به یزید توضیح می‌دهد تو که بدین‌جا رسیده‌ای که می‌گویی:
لعبت هاشم بالملک فلا
خبـر جاء و لا وحـی نزل
(هاشمیان با حکومت بازی کردند، نه خبری(از آسمان غیب) آمده و نه وحی نازل شده است.)
این مسئله نتیجه طبیعی فسق و فجور است، زیراکه یزید در اعمال خود به شرع ملتزم نبود: شرب خمر می‌کرد، بازی می‌کرد، آبروی مردم را محترم نمی‌داشت. بنابراین، یزید فاسق بود و فسقش به این نتایج انجامید. هرکه منحرف شود و به مسیر منحرف خود ادامه دهد، ناگزیر روزی به این‌جا می‌رسد. هرکدام از ما - هیچ‌کداممان خالی از نقص و به‌دور از معصیت و خطا نیستیم- بهتر است که خطاهای خود را هرچه زودتر جبران کنیم.
زینب در ادام�� می‌گوید: «أظننت یا یزید حیث

[321]. ستایش مخصوص خداست، پروردگار جهانیان و درود خدا بر پیامبر و همه اهل بیتش. خداوند راست فرمود:«سپس عاقبت آن کسان که مرتکب کارهای بد شدند ناگوارتر بود. زیرا اینان آیات خدا را دروغ انگاشتند و آن‌ها را به مسخره گرفتند.» (روم، 10)