گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
262
آنان را نکوهید و گفت: باید بسیار بگریید و خنده کم کنید. چرا گریه میکنید؟ از گریهتان چه سود؟ آیا میدانید چه خونی از رسول خدا ریختید؟ آیا میدانید کدامین جگرگوشه رسول خدا را دریدید؟ شما فرزند دخت پیامبر را کشتید و اینگونه آسان گریه میکنید؟ گریه درمان این مصیبت نیست، زیراکه شما در قتل حسین مشارکت کردید. آنان که به قتل حسین آمدند، مردان شما بودند. شما آنان را به این کار تشویق کردید. با گریه مسئله تمام نمیشود. زینب با این کار برای انقلاب زمینهسازی میکند، برای حرکت، برای تغییر وضع موجود. او وجدانهای خواب و بیتوجه را نکوهش میکند و میکوشد تا آنان را بیدار کند. هدف او فرونشاندن کینه خود نبود. او بر آن است که مسئولیتشان را به آنان گوشزد کند.
اهل بیت را به کاخ ابنزیاد بردند. زینب وارد کاخ شد و طبعاً، سلام نکرد. بنابر عادت، بر قاتلان برادرش و فرزندانش سلام نکرد و در گوشهای از کاخ نشست. ابن زیاد پرسید: این متکبر کیست؟
- (پاسخ دادند:) زینب دخت علی.
- ای زینب، چگونه یافتی آنچه را خدا با برادرت کرد؟ (میخواست زینب را شماتت کند.)
- جز زیبایی ندیدم. آنان مردانی بودند که خدا کشته شدن را برایشان مقدر کرده بود و به سوی آرامگاهشان رفتند.
- ستایش خدای را که شما را رسوا کرد و سخنانتان را تکذیب کرد.
- همانا که فاجر رسوا میشود و منافق تکذیب، و ما از اینان نیستیم. کشته شدن عادت ��است و شهادت کرامت ماست نزد خداوند.
پس از این، میان زینب و ابن زیاد سخنان بسیاری رد و بدل شد. ابن زیاد خشمگین شد و خواست علی بن حسین را بکشد که زینب(س) مانع او شد. خواست زینب را بکشد که افکار عمومی اجازه نداد. بنابراین، زینب نقش خود را در کوفه هم ایفا کرد، بهگونهای که هنگام خروج اهل بیت و اسرا از کوفه، جو این شهر سنگین بود. کوفهای که مرکز قتل حسین(ع) بود، به شهری دیگر بدل شد. پس از مدتی کوتاه، از این شهر کوفه جماعتی به نام توابین با چهارهزار نفر خروج میکنند. اینان در راه خون حسین طلب مرگ میکردند و همهشان کشته شدند. مختار ثقفی نیز پس از اندک زمانی از این کوفه خروج میکند و بیشتر افرادی را که حسین را به قتل رساندند، میکشد. این همه نتیجه مواضع و اقدامات حضرت زینب است.این مواضع از کوفه به شام منتقل شد. آنگونه که پیش از این گفتم، کاروان از کوفه به موصل و از آنجا به نسیبین و سپس، به حمص و حماه و حلب و بعلبک رفت و در آخر به شام رسید. این مسیر را انتخاب کردند، زیرا در گذشته نمیتوانستند از صحرا عبور کنند. همانگونه که میدانید، میان عراق و شام بیابان وسیعی قرار دارد و امکانات گذشته اجازه عبور از بیابان را نمیداد، زیرا وسایل معیشت در آنجا نبود. پس باید بیابان را دور میزدند: موصل در شمال عراق، نسیبین در ترکیه امروزی، حماه و ��مص در شمال سوریه، تا به شام برسند.
از سوی دیگر، یزید و دستگاه او بر آن بودند که اهل بیت را به گوشه گوشه جهان اسلام ببرند تا در مردم رعب و وحشت ایجاد کنند و به آنان نشان دهند که خلیفه میکشد و نابود میکند تا تسلیم شوند و قیام نکنند. اما نتیجه کاملاً برعکس شد، زیرا کاروان به هر شهری که میرسید با شادی و سرور و نمادهای زینت استقبال میشد. اما پس از آنکه از چرایی ماجرا و نَسَب و اوضاع میپرسیدند و
