گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
254
روش جنگی خود و روش جنگی دشمن را برای همه روشن ساخت. تعهدات خود و تعهدات دشمن را برای همه آشکار کرد. وجدانهای مردم را تکان داد. به همین سبب بود که پس از شهادت امام حسین، انقلابها آغاز شد: از خود کربلا گرفته تا قیام توابین و ��ختار و دیگر قیامها تا اینکه به انقلاب بنیعباس رسید که شعار آنان «یا لثارات الحسین» بود.
امام حسین(ع) در این نبرد با فدا کردن جان خویش، حیات را برگزید نه مردن و هلاکت را. اوضاع جنگ چگونه بود؟ کاملاً نابرابر: هفتاد نفر یا هفتاد و چهار نفر (کمتر یا بیشتر) در مقابل سیهزار یا پانزدههزار یا هفتادهزار یا بیشتر. نیروی نظامی دستهدسته به سپاه دشمن افزوده میشد.
در آن وضعیت برابـری وجود نداشت، ولـی امام حسین وارد نبرد شد تا به همه دنیا ثابت کند که جنگ در راه حق شکست ندارد. جنگ در راه دین و ارزشها و خدمت به انسان و حق و عدالت، عقبنشینی ندارد و نمیتوان در برابر آن سکوت کرد. شاید اندکی زمان ببرد. شاید به درازا بکشد... شاید انسان با آزار و اذیت روبهرو شود، ولی پیروزی از آنِ امام حسین است و این مکان نیز یکی از عرصههای پیروزی است. مگر نه اینکه در این مکان فرمان کشتن امام حسین(ع) صادر شد؟ اکنون ما در این مکان گردهم آمدهایم تا این عمل را محکوم کنیم. همه آن را محکوم میکنند و یاد حسین را گرامی میدارند. تفکر حسینی است که در نهایت پیروز شد.
در برابر این درس، در برابر این تابلوی پهناور، در برابر این تصویر درخشان و در برابر هریک از مصیبتهایی که در این ماجرا میبینیم، میآموزیم که چگونه زندگی کنیم، چگونه بمیریم، چگونه تعامل کنیم، چگونه سخن بگوییم، با دوست چگونه برخورد کنیم و با دشمن چگونه؟ امام حسین به یاران خویش فرمود: شما جنگ را آغاز نکنید. رفتار امام حسین در هریک از زوایای کربلا درس است.
اوضاع دشوار کنونی که امت ما با آن روبهروست، اوضاع سخت رویارویی با دشمن که در گوشهای شاهد شکست هستیم، در گوشهای شاهد تسلیم، در گوشهای شاهد سستی و در گوشهای شاهد شک و دودلی، این اوضاع، بیتردید موضعی حسینی میطلبد: موضعی که ما یاد آن را گرامی میداریم. وقتی امام حسین خواست از مدینه خارج شود، به او گفتند: نرو. گروهی از اصحاب او، گروهی از اهلبیت او، ازجمله محمدبنحنفیه به او نصیحت کردند که نرو. با وجود آنکه عدهای دشمن بودند، عدهای نظارهگر، عدهای شماتتگر، عدهای ناصح، امام حسین خارج شد و این خروج مایه عزت و افتخار او شد و سربلند از دنیا رفت و بلکه به تعبیر قرآن :« ﴿ بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِمْ ﴾ .»
در مسیر حق، شکست و خواری معنا ندارد. فکر نکنید وقتی ما گریه میکنیم به سبب ضعیف بودن امام حسین گریه میکنیم. هرگز چنین نیست. امام حسین در روز عاشورا ضعیف نبود. حضرت زینب نیز ضعیف نبود. پس از ش��ادت امام حسین و پس از آنکه همه خویشان زینب، برادران و فرزندان و برادرزادگان و عموزادگان و همه اصحاب شهید شدند به جز علیبنالحسین که بیمار و در شرف مرگ بود، حضرت زینب(س) را از میان کشتگان عبور دادند. شاید انتظار داشتند زینب(س) گریه و زاری کند و فریاد بزند و نوحه سر دهد؛ شاید میخواستند گریه و خواری دختر علی را ببینند؛ شاید میخواستند با دیدن این صحنه دلشان خنک شود. همانطور
