گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 247

توجه اذهان را برانگیخته و ایراد خطبه و پی بردن به ماجرا و پشیمانی و گریه و حرکت‏های شورش‌گونه و جز این‌ها صورت گرفته است. طبیعتاً این مسائل در هر مرحله‏ای از این سفر وجود داشته است.
این مسئله به‌خوبی روشن می‏کنـد که نقش زنـان اهل‌بیت، یعنی حضرت زینب(س) و خواهرانش، و کاری که صورت دادند، چه بوده است.
چنان‌که گفتم، دشمنان بر آن بودند که امام حسین(ع) را و همه مردان را نیز بکشند و در صحرا پنهان کنند تا شن‏های صحرا خون و اجساد را بپوشاند و کسی نداند که چه گذشت. اما چنان‌که امام حسین(ع) می‏گوید: «إنَّ‌اللهَ قَد شاءَ أن یَراهُنَّ سَبایا.» (خدا می‌خواهد آنان را اسیر ببیند.) تا این وظیفه را به جای آورند و از این واقعه شگفت در تاریخ اسلام پرده برگیرند و آن را برای همه جهان آشکار کنند. به همین سبب، از کوفه آغاز کردند و از شهرهای مهم گذشتند و به شام رسیدند و سپس به مدینه بازگشتند و حضرت زینب به مصر هم رفت. در هر شهری ماجرا را می‌گفتند و درباره رفتار بنی‌امیه، خصوصاً یزید، که با دین و شرع و انسانیّت و شرافت به مخالفت برخاست، داوری می‌کردند.
چنـدی گذشت تا حضرت زینب(س) و دیگر زنـان بـا رهبـری او، همه جهان اسلام را از اوضاع واقعی و مقاصد حقیقی بنی‌امیه آگاه ساختند. و مردم دانستند که فرمانروایانشان چه کسانی هستند و چه مایه در منطق اسلام ارزش دارند.
آدمی وقتی که در این خطبه‏های شگفت تأمل و آن‌ها را بررسی می‏کند، بی‌تردید و ناخودآگاه در برابر این عظمت سر تکریم و تعظیم فرود می‌آورد.
زینبِ مصیب‌زده، همه جا‌، بی‌احساس مصیبت، و بی‌آنکه در او اثر خستگی و سختی راه نمایان باشد و بی‌آنکه نشانه‌ای از اسارت در او دیده شود و بی‌ترس از سپاهیان مراقب و حتی بی‌هراس از حکام و بزرگ و کوچک آنان، می‏ایستد و سخن می‏گوید. حضرت زینب(س) را در هر خطبه چنان بی‌اعتنا به همه مسائل روحی و جسمی می‏بینیم که گویی در خانه نشسته است و در هر خطبه‌‏ای که ادا می‏کند، می‏اندیشد و آن را بررسی می‏کند.
این سفر بیست، سی یا چهل روز در صحرا و سوار بر شتر طول کشیده است. سفری بدین شکل جسم را خسته می‏کند و از توان آدمی می‏کاهد.
در هیچ کدام از این خطبه‏ها حرفی از گریه و زاری و شیون نیست و هرگز سخنی خارج از اعتدال ملاحظه نمی‏شود. هر خ��به‏ای، با منطق و آرامش تمام با حمد خداوند و شکر و ثنای او و حمد و مدح پیامبر و صلوات بر او و اهل‌بیتش آغاز می‏شود. سپس حضرت در هر خطبه‏، داستان را مختصر، ولی مؤثر، شرح می‏دهد و مردم را برمی‌انگیزد و آنان را به توبه و تأثر وامی‏دارد. اما در مجلس یزید، حضرت زینب سخن را به اوج می‏رساند.
چنان‌که شنیده‏اید، در مجلس یزید، در برابر پادشاه طغیانگر پیروز و مغرور می‏ایستد و بی‌توجه به او سخنانش را می‏گوید. درباره ورود حضرت زینب به مجلس یزید، تعبیر خاصی وجود دارد. می‏گویند حضرت زینب(س) در‌حالی‌که کم‌ارزش‌ترین لباس خود را بر تن داشت، پا به مجلس یزید نهاد. این تعبیر به‌خوبی وضعیت روحی و جسمی حضرت زینب را روشن می‏کند، که افزون بر همه مصیبت‏ها، لباس ژنده نیز مشکل دیگری بود. امروزه، هنگامی که آدمی با کسی، یا با دشمنی، یا با مردم روبه‌رو می‏شود و لباسی مرتب بر تن ندارد، احساس حقارت و کوچکی یا ضعف می‏کند. همه موجبات ضعف برای زینب و