﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیهُ مِنْ آیاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ ﴾ .
منزه است آن خدایی که بنده خود را شبی از مسجدالحرام به مسجدالأقصی که گرداگردش را برکت دادهایم، سیر داد، تا بعضی از آیات خود را به او بنماییم، هر آینه او شنوا و بیناست.
(اسراء، 1)
حقیقت این است که انسان هنگام خواندن این آیه، خاشع و پندپذیر و دردمند میشود، زیرا انسان کلمه « ﴿ مسجدالأقصی ﴾ » را در قرآن کریم و در اسلام میبیند و بعد میبیند که این مسجد از دست مسلمانان خارج شده و به دست دشمنانشان افتاده؛ دشمنانی که قرآن آنها را « ﴿ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا ﴾ »[131] خوانده است. « ﴿ إِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ ﴾ .»[132] از خدا میخواهیم که تلاشهای لشکر مسلمانان و جنگجویان و مجاهدان، در سرزمینهای اشغالی و خارج آن به نتیجه برسد و خداوند متعال این مسجد را به دست ما به امت بازگرداند و در کنار آن، در این جلسات سطح آگاهی ما بالا برود.
و اما این آیه : « ﴿ سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیهُ مِنْ آیاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ ﴾ » خبر از معجزه پیامبر(ص) میدهد که در ایام زندگی حضرت محمد(ص) در مکه اتفاق افتاد. در شبی از شبها خداوند حضرت محمد(ص) را از مسجدالحرام به مسجدالأقصی سیر داد. بدون شک، فاصله میان مکه و قدس بسیار است و از حد توان حرکت عادی انسان در چهارده قرن قبل فراتر بوده است. اما خداوند این را اراده کرد و معجزه از آن خداست و اراده خداوند بالاتر از هر ارادهای است.
کسانی که این آیه را بررسی کردهاند، چند گروهاند. برخی صرفنظر از اینکه قرآن کریم کتاب دین و کتاب وحی است، تمایل به تفسیر علمی قرآن کریم دارند. اینان تلاش کردهاند که إسرا را به سفری روحی یا معنوی تفسیر کنند و اینگونه گفتهاند که روح پیامبر(ص) این چنین سفری کرده است. برخی دیگر تلاش کردهاند که مسئله إسرا را خواب قلمداد کنند. اما خود این آیه این تفاسیر را که بر تفکرات پیچیده و تأویل تکیه دارد، رد میکند. کلام خداوند صریح است. «أسری» یعنی او را در شب راه برد. روح در ظرف زمان نمیگنجد و خواب نیز در زمان داخل نمیشود و در شب یا روز حاصل نمیشود. انسان در زمان زندگی میکند، شب یا روز. اما چیزهایی مانند خواب و تفکر و انتقال روحی و تأمل دارای زمان نیستند. دیگر اینکه کلمه «عبده» (بندهاش) در عبارت «اَسری بِعَبدِهِ» به این معناست که این سفر با این جسم کامل، هم روح و هم جسم، بوده است. دو کلمه «مِن» (از) و «إلی» (تا) دلالت بر همین مطلب دارد، زیرا خواب در محدوده مکان
[131]. «دشمـنترین مـردم نسبت به کسانی که ایمان آوردهاند.» (مائده، 82)
[132]. «ما از خدا هستیم و به او بازمیگردیم.» (بقره، 156)
