در مباحث نبوت بر آن تأکید کرده، خلاصه میکنیم تا مقدمهای باشد برای بحث درباره تفاصیل آن.
اول، رسالت پیامبران جملگی یکی است.
دوم، هر موجودی وظیفهای تکوینی دارد، حتی برای جسم انسان، برای قلب او، اعصاب، معده، چشم و گوش او وظیفه تکوینی معینی وجود دارد. آنچه از انسان خواسته شده، انسانِ صاحب اراده و انسان صاحب تفکر و انسان صاحب اختیار، این است که مسئولیتهای خود را بپذیرد و وظیفهاش را در زندگی ادا کند.
سوم، هدف از رسالت ایجاد روابط منظم و هماهنگ میان انسان و موجودات است. و نیز قرار گرفتن آدمی در قافله هستی که از ازل آغاز میشود و تا ابد استمرار دارد. بنابراین، او باید روابط خود را با موجودات تنظیم کند، خروج از ظلمات را به سوی نور آغاز کند و به صراط مستقیم وارد شود.
چهارم، رسالت الهی همان ایدئولوژی یگانهای است که شائبههای زمینی و نقایص به آن راه پیدا نمیکند، بلکه همه آن کمال و نور است.
پنجم، با ملاحظه آنچه در بحث غیب و شهود آمد، اضافه میکنیم که راه پیشروی انسان پایان ندارد؛ آرزوهای او بزرگ است و آرزوهای بزرگ نیازمند حرکت دائم و پیشرفت دائم است. این همان اصل کلی در بحث رسالت و نبوت است یا آنچه کتابهای آسمانی آن را ملکوت آسمان نامیدهاند.
والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.
