عملیات نامناسب و تحریکآمیزی برضد مردم انجام میداد. این فتنهانگیزی در شهر دروزینشین حاصبیا و در شهر مسیحینشین راشیا، مؤثر افتاد. مردم این دو شهر با تظاهراتی فلسطینیهای مسلح را از منطقه خود بیرون راندند. اما این فتنهگریها به هیچ وجه در شیعیان مؤثر واقع نشد. آنها قهرمانانه دفاع از مقاومت در برابر اسرائیل و حتی در مقابل ارتشیها را، که گاه بیگاه با فلسطینیها زد و خورد میکردند، به عهده گرفتند.
چرا عکس العمل شیعیان بدین گونه بود؟
با کمال تواضع این افتخار فقط نصیب مخلص بوده است که با کمال علاقهمندی و حرارت و تماس مستقیم با یکیک دهات، مردم را به وظیفه ملی و مذهبی خود درباره نهضت مقاومت فلسطین آگاه میکردم و آنها را از همکاری با دولت و سیاستمداران جنوب که برضد مقاومت بودند، بر حذر میداشتم. وجود اسرائیل در جنوب و بیدفاعی جنوب سبب هجرت عده بسیاری از مردم جنوب به بیروت و نواحی اطراف آن شد. دولت لبنان که از به هم خوردن معادلات سُکانی میهراسید، سعی کرد مناطق اطراف بیروت را همچنان بدون امکانات و نیمهآباد نگه دارد. زندگی مردم در اطراف بیروت نسبت به مردم مناطق مختلف بیروت به هیچ وجه مقایسهشدنی نیست.
منظور از معادلات سُکانی چیست؟
اینکه ساکنان شیعیان آواره جنوب در یک منطقه، مثلاً مسیحینشین یا سنینشین، میتوانستند در تعداد آرای انتخاباتی منطقه تأثیر بگذارند و در نتیجه، معادلات قدرت را بر هم بزنند. هجرت مردم جنوب به اطراف بیروت که با عصبانیت مردم از بیدفاعی دهات اصلی آنها و با محرومیت آنها از وسائل عمومی زندگی در بیروت توأم بود، خود یکی از اسباب انفجار داخلی لبنان شناخته میشود. همچنانکه یکی از وسایل نزدیکی و هماهنگی آنها با فلسطینیهاست. اما سبب سوم مشکل لبنان، سیاستمداران حرفهای لبنان هستند که در مبارزه سیاسی خود به هیچ اصلی پایبند نیستند. جز منافع شخصی هدفی را در نظر ندارند و سلوک سیاسی آنها نیز با قساوت و لاابالیگری درباره ارزشهای ملی و دینی توأم است و این خود در یک کشور دموکراتیک خطرهای فراوان ایجاد میکند.
اینها اسباب سهگانه داخلی مشکل لبنان بودند.
اسباب و علل خارجی جنگ لبنان را چه می دانید؟
سببهای خارجی که در تحلیل قبل هم بدان اشاره شد، از این قرارند:
اول، وجود اسرائیل؛ دوم، مسئله فلسطین؛ و سوم، مسائل خاورمیانه عربی.
به دنبال پیروزیهای اعراب و فلسطینیها در صحنههای بینالمللی و در سازمان ملل متحد، بهخصوص بعد از جنگ رمضان (1973 میلادی)، لبنان مرکز فعالیتهای تبلیغاتی و دیپلماسی فلسطینیها شد. بعد از سپتامبر سیاه مرکز ثقل نظامی آنها نیز به لبنان منتقل شده بود. اسرائیل برای انتقام گرفتن از اعراب که در جبهههای بالا پیروز شده بودند، بهخصوص درمورد لبنان مصمم است. رئیسجمهور لبنان با کمال جسارت درباره عربی بودن قضیه فلسطین صحبت میکند، که این مسئله برای اسرائیل پذیرفتنی و تحملشدنی نبود. لذا اسرائیل لبنان را انتخاب کرد؛ بهخصوص
