گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 9
صفحه: 122

بودند. همه این حوادث نشان می‌داد که تدارکات مسیحیان برای چه کسانی است. این حادثه ما را به فکر انداخت و ما به تغییر نقشه پرداختیم، چر-اکه دیدیم در برنامه بعدی، ما با دولت مسیحی روبه‌رو نخواهیم شد بلکه با مسیحیان مسلح و احتمالاً، در نتیجه آن با جنگ داخلی مواجه خواهیم شد. لذا خط مبارزه را تغییر دادیم. تظاهرات مسلحانه را متوقف کردیم و به جای آن با ایجاد تماس با مراکز و محافل مترقی فرهنگی مسیحیان به کار توضیحی فرهنگی پرداختیم. نظرمان این بود که حرکت محرومین، حرکت عمومی لبنان شود، نه منحصر به شیعیان یا سنی‌ها باشد، حرکتی ملی و لبنانی باشد. 190 نفر از فرهنگیان مترقی و پیشرو مسیحی لبنان اعلامیه‌ای در تأیید حرکت محرومین امضا و صادر کردند. اواخر سال 1974 میلادی دبیرخانه «فکر متعهد در خدمت محرومین» « یا الأمانه العامه للفکر ملتزم فی خدمه المحرومین» تأسیس شد که اکثریت اعضای آن شخصیت‌های مترقی مسیحی بودند.

آیا در این کمیته ها و جلسات افکار و افرادی با تمایلات چپی هم حضور داشتند؟

خیر. بیانیه آن‌ها این مسئله را نشان می‌دهد. در بیانیه به سه امر اشاره کردند: لبنان واحد، قضیه فلسطین، مسئله اجتماعی لبنان. ما به این جمع‌بندی رسیده بودیم که مبارزه برای کسب حقوق اجتماعی در اوضاع و احوال حاکم بر لبنان نمی‌تواند شکل مسلحانه داشته باشد و لاجرم باید غیرمسلحانه باشد.

شما گفتید که قبل از تشکیل حرکت محرومین، تظاهرات و خواسته هایی داشتید. این خواسته ها چه بودند؟

خواسته‌هایی که از طرف مجلس اعلای شیعیان به صورت خواسته‌های بیست‌گانه معرفی و معروف شده بود، عبارت بود از: عدالت در بودجه، عدالت در آبادانی مناطق عقب‌افتاده، به‌خصوص در جنوب، بقاع، عکار (شهر سنی‌نشین در شمال) و نوار مسکونی اطراف بیروت، دفاع از جنوب، عدالت اجتماعی، بیمه‌های اجتماعی، بیمارستان، مدرسه‌سازی در مناطق عقب‌افتاده، عدالت سیاسی در تقسیم پست‌های اداری برای شیعیان، مسائل عمرانی نظیر استخراج معادن، سد لیطانی، سد عاصی در بقاع، جاده‌سازی در جنوب، کشاورزی صنعتی در مناطق مختلف. به دنبال طرح این درخواست‌ها و تظاهرات بود که حرکت محرومین به وجود آمد. در تظاهرات بعلبک با قسم، تعهد خود را در خصوص ادامه مبارزه و محدود و خاص نبودن هدف‌های حرکت به شیعیان، اعلام کردیم و گفتیم که تا یک محروم، چه شیعه و چه غیرشیعه، در لبنان هست، مبارزه ادامه دارد.

شما به مخالفت آخوندها اشاره کردید. چرا با شما مخالف اند؟

اکثریت آخوندها سنتی بودند. فعالیت آن‌ها بسیار کم بود و یا اصلاً فعالیتی نداشتند. از هر نوع فعالیت جدید و مترقی نگران بودند. از طرف دیگر، با خوانین و فئودال‌های لبنان ارتباطات وسیع داشتند. مثلاً شیخ محمد صادق از علمای بزرگ لبنان بود، اما از خانه سیاستمدار اهل جنوب احمد أسعد (پدر کامل أسعد) با عنوان «قبله شیعه» یاد می‌کرد. تأسیس مجلس جدید به خودی خود با نفوذ بی‌پایان سیاستمداران سنتی تعارض داشت و بالأخره، رقابت‌های شخصی در این مخالفت‌ها نیز بی‌تأثیر نبوده است.