گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 9
صفحه: 121

در مرحله بعد دیدیم که بهبود وضع شیعه از طریق تلاش‌های فوری امکان‌پذیر نیست. باید سازمان داده شوند. سازماندهی سایر مذاهب هم بهتر از شیعیان است. لذا ندای تشکیل مجلس اعلای شیعیان را دادیم. اول به سنی‌ها پیشنهاد دادم که مجلس واحد داشته باشیم. آن‌ها قبول نکردند. مخالفت‌های فراوانی شد. مخالفین ما، آخوندها، سنتی‌ها، مسیحی‌ها، شیعه‌های سنتی و سیاستمداران آن‌ها بودند. تحریکات وسیعی می‌کردند. یک‌بار به خود من سوء‌قصد کردند. اما مظلومیت ما با تهییج مردم و تشویق آن‌ها کمک کرد تا بالأخره در سال 1968 میلادی قانون تأسیس مجلس شیعه در پارلمان تصویب شد.

مجلس اعلای شیعیان در سال 1969میلادی تأسیس شد. من به ریاست مجلس انتخاب شدم. از طریق مجلس درجه محرومیت‌های شیعه طی آمارهای جمع‌آوری‌شده مشخص و مستند شد. مطالبه حقوق از‌دست‌رفته، از صورت التماس و درخواست خارج شد و شکل مطالبه سیاسی به خود گرفت.

در سال 1970 میلادی اعتصاب عمومی اعلام شد. دولت در دفاع از جنوب لبنان در برابر بمباران‌های اسرائیل سهل‌انگاری می‌کرد. در این اعتصاب تمامی مراکز، مغازه‌ها، دوایر دولتی، حتی فرودگاه، همه، تعطیل شد. این اعتصاب اولین مبارزه مؤثر و منتج به نتیجه در لبنان شناخته شد. تحریکات این بار شکل دیگری به خود گرفت. شایع کردند که امام موسی را چپی‌ها دوره کرده‌اند. در همین زمان، کنگره وسیع مجلس اعلا با شرکت 1200 نفر از نمایندگان تمامی گروه‌ها و دسته‌ها و اتحادیه‌های کارگری و دانشجویی و صنفی و فنی و مؤسسات خیریه برگزار شد. کنگره برنامه پیشنهادی ما را به اجماع آرا تصویب کرد و به‌رغم تمامی شایعات و خصوصاً کارشکنی‌های سیاستمداران سنتی شیعه و فئودال‌ها، کنگره ریاست موسی صدر را تا پایان عمر تصویب کرد. این تاریخ هم‌زمان است با وقتی که مسیحیان سخت به تدارک پرداخته‌اند. این تحرکات تنها ضد فلسطینی نبود، بلکه تدارکات برضد ما نیز بود.

در سال 1974میلادی تظاهرات عظیم و مسلحانه‌ای در مناطق لبنان برگزار شد. در یکی از تظاهرات در صور تقریباً 150‌هزار نفر شرکت کردند. قصد ما این بود که آخرین تظاهرات را در بیروت برگزار کنیم. پیش‌بینی می‌کردیم که 250 هزار نفر در تظاهرات بیروت شرکت کنند. برنامه این بود که بعد از تظاهرات در مسجد مرکزی بیروت که در اختیار سنی‌هاست، اعتصاب غذا کنیم. مردم هم به‌طور مسالمت‌آمیز در خیابان‌ها تظاهرات کنند؛ به‌طوری که دولت را در بن‌بست قرار دهیم که یا تسلیم درخواست‌های ما شود یا سقوط کند یا به روی ما اسلحه بکشد. اما چون اکثریت ارتش و پلیس مسلمان هستند، این کار (تیراندازی) بی‌نتیجه خواهد بود. ما در تمامی صحبت‌های خود از حقوق ارتش و پلیس هم دفاع می‌کردیم. این روش به سقوط دولت منتهی می‌شد.

در همین سال حرکت محرومین (جنبش محرومان) تأسیس شد و حرکت تشیع شکل گرفت. در نیمه شعبان سال 1974میلادی در قصبه اشغوط مهمان بودیم. به هیچ‌وجه قصد برگزاری اجتماع و جلسه‌ نداشتیم. وقتی به منطقه وارد شدیم، مسیحیان تمامی منطقه را اشغال نظامی کرده‌ بودند. زنگ کلیسا را قطع کرده و کشیش را ربوده