گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 9
صفحه: 108

است، آنکه‌ دشمن‌ علاوه‌ بر طمع‌‌ورزی‌ در سرزمین‌ و خانه‌ و کاشانه‌ ما، به‌ تاریخ‌ و شرافت‌ و عزت‌ ما نیز چشم‌ طمع‌ دارد و این‌ روزها دائماً‌ از رادیوهای‌ داخلی‌ و بین‌المللی‌ می‌شنویم‌ که‌ از برخی‌ شیعیان‌ می‌خواهند که‌ به‌ شبه‌نظامیان‌ معارض‌ و مزدور دشمن‌ ملحق‌ شوند. پس‌ از سال‌ها فشار و فریب‌ و اغواگری‌ و ایجاد دیوار به‌ اصطلاح‌ «امن» و استفاده‌ از همه‌ ابزارهای‌ تشویق‌ و فریب‌ و فتنه، آیا توانستند کسی‌ را جذب‌ کنند؟ وقتی‌ ارتش‌ اسرائیل‌ پیشروی‌ کرد و به خاک‌ مقدس‌ جنوب‌ حمله‌ور شد، چه‌ کسی‌ در کنار آنان‌ ایستاد و با آنان‌ همراه‌ شد؟ حتی‌ یک‌ نفر چنین‌ کاری‌ نکرد. همه‌ کسانی‌ که‌ بی‌تفاوت‌ به‌ نظر می‌رسیدند و احتمال‌ داده‌ می‌شد که با دشمن‌ همکاری‌ کنند، از سر راه‌ کنار رفتند و حتی‌ یک‌ نفر از فرزندان‌ حسین‌ و علی‌(ع) با آنان‌ نبود. حتی‌ یک‌ نفر از فرزندان‌ مسیح‌(ع) هم‌ با آنان نبود. هیچ‌‌یک‌ از فرزندان‌ لبنان‌ قهرمان‌ در کنار آنان‌ نبود؛ لبنانی‌ که‌ خود را و اسلام‌ و مسیحت‌ خود را بازیافته‌ و در برابر وجود اسرائیل‌ و آیین‌ او صف‌آرایی‌ کرده‌ است.

رسالت‌ ما در لبنان‌ با هدف‌ و رسالت‌ آنان‌ تناقض‌ دارد. هدف‌ آنان‌ نژادپرستی‌ و فرقه‌گرایی‌ و مخالفت‌ با همزیستی‌ است. اما‌ رسالت‌ ما همزیستی، آزاداندیشی‌ مبتنی‌ بر انسانیت‌ و ایمان‌ برای‌ همه‌ جهان‌ است. وجود ما با وجود آنان‌ در تعارض‌ است. آنان‌ بر ضد‌ مسیح‌ ما توطئه‌چینی‌ کردند و درصدد قتل‌ او برآمدند. بر ضد‌ اسلام‌ ما توطئه‌ کردند و هزاران‌ و ده‌ها هزار حدیث‌ در آن‌ وارد کردند. بنابراین، چگونه ممکن است که جنوبی علی‌رغم رنج‌هایی که کشیده است، با اسرائیل همکاری کند و یا با آن‌ها دادوستد کند. آن‌ها دشمن ما هستند، دشمن سرزمین و آب و عزت و مجد و تاریخ ما و هرآنچه که داریم، هستند. امکان ندارد که فردی از ما با آنان همکاری کند. این همان طمع در تاریخ و مجد و عزت ماست. اسرائیل در همه ابعاد دشمن ماست.

از سوی‌ دیگر، خطرهایی‌ که‌ بر اثر رنج‌ و محنت‌ جنوب همه‌ لبنان‌ را نیز تهدید می‌کند، بزرگ‌ و تصورناپذیر است. این‌ خطرها‌ موجب‌ گسترش‌ رنج‌ و بحران‌ می‌شود؛ به‌ بحران‌ اجتماعی می‌انجامد؛‌ موجب اختلاف در نیروهای‌ داخلی‌ می‌شود؛ به‌ فجایع‌ مختلف‌ منطقه‌ای‌ و تشنج‌ منجر می‌شود؛ روند وفاق‌ ملی‌ را مختل‌ و حاکمیت قانون‌ را دشوار می‌کند. وجود این‌ خطرها‌ کاملاً‌ احساس‌ می‌شود.

در برابر این‌ مصیبت‌ها چه‌ باید کرد؟ آیا باید از رویارویی‌ با وقایع‌ بگریزیم؟ هرگز! دشمنان‌ ما همین‌ را می‌خواهند. همان‌ کسانی‌ که‌ در لباس‌ دوستی به‌ ما می‌خندند و سرزنش‌ می‌کنند و مسخره‌ می‌کنند؛ همان‌ دشمنانی‌ که‌ لباس‌ دوست‌ پوشیده‌اند. این‌ هم‌ خود‌ مصیبتی دیگر است. اما هرگز چنین‌ نمی‌کنیم‌ و به‌ دشمنان‌ حقیقی‌ فرصت‌ نمی‌‌دهیم. بیایید اندکی‌ درنگ‌ کنیم‌ و ببینیم‌ چرا به‌ این‌ مصیبت‌ دچار شدیم؟ علت‌ آن‌ است‌ که‌ اهالی‌ جنوب‌ به‌تنهایی‌ بار مسئولیت‌ همه لبنان‌ و همه عرب‌ها را در قبال‌ قضیه‌ مقدس‌ به‌ دوش‌ کشیده‌اند. این سخن من‌ نه‌ فقط‌ کلامی گذرا و بی‌‌تأمل، بلکه‌ شهادتی‌ در خانه‌ خدا در روز جمعه و‌ در پیشگاه‌ تاریخ‌ است. این‌ را گواه‌ و شهادتی‌ راستین‌ برای‌ جنوب‌ بر زبان‌ می‌آورم‌ تا سرزنش‌کنندگان‌ بدانند و دشمنان‌ بشنوند که‌ موضع‌ ما چه‌ بوده‌ و چرا این‌ وقایع‌ در جهان‌ رخ‌ داده‌ است.

از سال ‌1948 میلادی که‌ اسرائیل‌ ساخت‌ شهرک‌های‌ مسلح‌ را در خاک‌ خود و در برابر ما آغاز کرد، باید آماده‌ می‌شدیم، اما نشدیم. اهالی‌ جنوب‌ این‌ رویارویی‌ را تحمل‌ کردند. اقتصادشان‌ فلج‌ شد،