و دامنزدن به اختلافات فرقهای و اعزام گروهها و فریب گروهکها، با سوءاستفاده از بیم و هراس و فقر مردم جنوب، گروهی را مسلح کرد و در مرزها دروازه دوستی (الجدار الطیب) ایجاد کرد و آنگاه که حکومت لبنان خواستار اعزام نیروهای بازدارنده عربی به جنوب برای پایاندادن به نبرد داخلی و برقراری امنیت شد، اسرائیل به بهانه حفظ امنیت و سلطه خویش، لبنان را به جنگ تهدید کرد. پس از آن، هنگامی که مقامات لبنانی از نیروهای حافظ صلح بینالمللی یاری خواستند، اسرائیل بار دیگر مخالفت کرد و برای ورود ارتش لبنان به جنوب این کشور، قید و شرط زمانی و مکانی و انسانی مطرح کرد و بدین ترتیب، مقاومت فلسطین را به هراس افکند و بهانه به دست آنان داد تا پیمان شتورا به اجرا درنیاید و فلسطینیان از پذیرش حاکمیت دولت لبنان امتناع کنند.
اسرائیل باز هم به فتنهانگیزی ادامه داد؛ با ارسال سلاح برای طرفهای مختلف در جنوب، از کاهش هرج و مرج و استقرار امنیت و ثبات در این منطقه جلوگیری کرد. از سوی دیگر، بگین همه تلاشها برای برقراری صلح، حتی اقدامات کوچک، را مکرراً رد کرد و ضمن اصرار بر ادامه شهرکسازی، قطعنامه 242 را زیر پا گذاشت و کرانه باختری را از مناطق مذکور در این قطعنامه خارج کرد.
بدینترتیب، اسرائیل پس از ده سال مبارزه مسلحانه، حقوق ملت فلسطین را در برخورداری از وطن خود نادیده گرفت و موجودیت آنان را انکار کرد و فلسطینیان را بار دیگر به اقدامات مأیوسانه و انتحاری واداشت، و در این میان، به شیوه قرون وسطا و استعمار قدیم، مسئولیت اقدامات فلسطین را متوجه لبنان و جنوب لبنان دانست و به این منطقه تجاوز کرد و دریا و خشکی را به لوث وجود خود آلود؛ بیمحابا و بیهیچ شرم و حیا، کشت و سوزاند و ویران کرد و مدعی شد که در زمان آغاز هجوم، ایالات متحده آمریکا و بریتانیا را از نیت خود آگاه کرده؛ حال آنکه جهانیان از طریق ماهوارهها به حمله اسرائیل پی بردند.
ایالات متحده از تجاوز اسرائیل استقبال کرد و فقط دو شرط مقرر داشت، اینکه به غیرنظامیان و محیط زیست تعرض نکند و با نیروهای بازدارنده عربی درگیر نشود. گویی درگیرشدن با لبنان و زیرپاگذاردن استقلال، حاکمیت، کرامت و وحدت این کشور اهمیتی ندارد. دنیا به سکوتی عمیق فرو رفت و شگفتا که فقط یک تظاهرات با هدف تعطیلی دفاتر نمایندگی سازمان آزادیبخش فلسطین در فرانسه صورت گرفت.
و اکنون اسرائیل در پایان راه، امنیت مطالبه میکند و خواهان امضای پیمانی است که در آن مدت حضور نظامیاش تعیین شده باشد. بهراستی اسرائیل میخواهد با چه کسی معاهده امضا کند؟ با سازمان آزادیبخش فلسطین که از نگاه اسرائیل موجود نیست و نماینده ملت فلسطین محسوب نمیشود؟ یا با نیروهای بازدارنده عربی که اصلاً در منطقه مورد نظر حضور ندارند؟ یا به گمان وزیر دفاع اسرائیل، با شبهنظامیان و محافظهکاران؟ که بعید میدانم آنان با قاتلان مسیح و سوداگران معبد (نمیگویم با یهودیان و سامیها) همکاری کنند. بسیار بعید است که محافظهکاران لبنانی زیادهخواهیهای اسرائیل را در سرزمین خود به اجرا درآورند و برای این کار از میهن و هموطنان خویش هزینه کنند، زیراکه لبنانیان و اعراب اگر در هر مسئلهای اختلاف داشته باشند، در اصلِ همکارینکردن با اسرائیل
