آنان داشتم. خداوند گواه است که اهتمام مسئولان عربستان دراینباره از اهتمام علمای ایران و عراق، که ما را با نامههایی بهرهمند کردند، بیشتر بود.
دستورهایی برای جلوگیری از ادامه کار این نوع نشریهها و کتابها صادر شد و باید به دو نکته نیز توجه داشت :
اول. اینگونه اشتباهها در جوامع شیعه رخ نداده است.
دوم. تحکیم روابط میان علمای دینی همه مذاهب اسلامی، برای خشکاندن ریشههای اینگونه رفتارهای غیرمسئولانه که به سود دشمنان اسلام و ایمان است، ضروری است.
بدینترتیب، در حالی ملاقاتها پایان یافت که من بر سخنان خود در روز منا در برابر رهبران مسلمان جهان تأکید کردم :
«خداوند رهبران عربستان سعودی را با خدمت به قلب اسلام (کعبه مکرمه) و خدمت به سرحدات اسلام، گرامی داشته است. سرحداتی که آنها حفظ میکنند تنها در زمین و تاریخ نیست، بلکه در دلها و عقلها نیز هست.»
«مسلمانان، سه روز پیش، سخنان پادشاه عربستان سعودی را درمورد ضرورت جهاد برای پاکسازی مسجدالاقصی و نماز خواندن در آن شنیدند و این سخنان نشانه تعهد ایشان به محافظت از سرحدات اسلام است، بهویژه که عربستان، گرانقدرترین شهید را در این راه تقدیم کرده است.»
«مردمِ یکی از سرزمینهای اسلام، مردم جنوب، که امانت را حفظ کردند و پایدار ایستادند و از تعامل با دشمن با وجود تهدیدها و وسوسهانگیزیها سرباز زدند، به شما همان چیزی را میگویند که مردم این سرحدات روزی به پیشینیان شما گفتند : وا معتصماه! (دریغ از جایی برای پناه بردن!)»
من به نتایج این سفر بسیار خوشبینم، زیرا آنچه را خداوند بر ما واجب گردانده بود، با وجود توانایی اندکی که داشتیم، ادا کردیم و یقیناً خداوند منّان نیز آنچه از او انتظار میرود، به ما عطا خواهد کرد، چون او بخشنده و تواناست.
