گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 273

شکست‌های نظامی پی‌درپی خود پس از جنگ رمضان را می‌گیرد؛ شکست در زمینه‌های نظامی و سیاسی و اقتصادی و به‌ویژه در زمینه نفت و در نهایت در زمینه ایدئولوژی. و این شکست اخیر خطرناک‌ترین شکست‌هاست، زیرا یونسکو و برخی از کمیته‌های اصلی سازمان ملل متحد، اسرائیل را همان صهیونیسم، که نوعی نژادپرستی است، برشمردند و این یعنی دنیا اسرائیل را جسمی بیگانه در درون خانواده بشری به حساب آورد و این، سرآغاز سقوط اسرائیل است.

اسرائیل از لبنان انتقام گرفت، چراکه لبنان نمونه‌ای آشکار و متحد بر ضد ادعاهای اسرائیل و فلسفه وجودی اسرائیل است؛ همچنان‌که الگویی برای هدف مقاومت فلسطین است. گذشته از آن، لبنان فعالیت‌های مقاومت فلسطین را در آغوش گرفت، تا جایی که سخنرانی نماینده اعراب در سازمان ملل متحد را نماینده لبنان ایراد کرد.

به همین سبب است که باید لبنان تنبیه و تجزیه شود و به دولت‌گونه‌ها یا امت‌گونه‌هایی پیرامون اسرائیل تبدیل شود! طبیعی است که توطئه، به مهار شدن مقاومت فلسطین و ضربه زدن به سوریه خواهد انجامید و برای اسرائیل چقدر شیرین است که سوریه مقاومت فلسطین را در هم بکوبد. به این ترتیب، همه اهداف برآورده می‌شود. در کنفرانس ریاض، سران عرب این اهداف را درک کردند و به‌پا خاستند و مسئولیت خود را به دوش گرفتند و با قدرت از تجزیه جلوگیری کردند و نیروهای بازدارنده عرب وارد [لبنان] شدند و روند صلح آغاز شد و خطر تجزیه سیاسی و جغرافیایی از بین رفت.

تجزیه لبنان به ملت‌های مختلف و وجود شبه امت‌ها پیرامون اسرائیل، خطری تمدنی است که با زور برطرف نمی‌شود و باید آن را با دقت و حوصله درمان کرد. و این چیزی است که می‌کوشم جهان عرب را به آن توجه دهم. در لبنان نیز پیوسته تلاش می‌کنم رهبران همه طرف‌ها را متحد و همدل کنم تا در نتیجه از بحران تمدنی در لبنان جلوگیری شود. این خطر اگر خدای نکرده رخ دهد، ناآرامی همیشگی پدید می‌آورد و آتشی می‌افروزد که به کل جهان عرب سرایت می‌کند.

جناب‌عالی در سفرهای خود این مسائل را نزد سران عرب مطرح کردید. واکنش‌ها در قبال آن چگونه بود و آیا راه‌حلی وجود دارد؟

از نظر تعهد و پایبندی به جلوگیری از تجزیه ظاهری [لبنان] یا آنچه تجزیه تمدنی نامیدیم، موضع رئیس‌جمهور مصر، انور سادات کاملاً همانند موضع رئیس‌جمهور سوریه، حافظ اسد بود و دیدگاه ملک حسین نیز دقیقاً همین بود.

(در اینجا امام به تلفن جواب می‌دهد و سپس عذرخواهی می‌کند و بازمی‌گردد و در حالی که عبای سیاه رنگ و گشادش را جمع می‌کند و به برگه‌های پیش روی خود نگاه می‌کند، می‌پرسد : به کجا رسیدیم؟...)

مسئله جنوب همان‌طور که می‌بینید لاینحل باقی مانده است. این مسئله به کجا رسیده است و امکان حل شدن آن را چگونه می‌بینید؟

اطلاعات من حاکی از آن است، و باور من نیز همین است که اسرائیل، که در صحنه بین‌الملل از تجاوز به جنوب لبنان بازداشته شد، اکنون در این وضع ابهام‌آلود فرصتی طلایی برای رسیدن به طمع‌های خود یافته است. این امر من و همه مخلصان در