طرفهای حاضر در عرصه، به لبنان وارد نشود.
پیشنهاد رهبران جنبش محرومان آن بود که فوراً رئیسجمهور سرکیس وظایف خود را بر مبنای قانون اساسی بر عهده بگیرد و سپس با اخذ موافقت مقاومت فلسطین و گروههای خواهان صلح، ارتش سوریه را برای حضور در لبنان فرابخواند تا مانند نیروی کمکی موقت، تحت امر مقامات لبنانی قرار گیرد.
جنبش محرومان که همواره ایمان به خدا را مبنای حرکت و فعالیت خود قرار داده، با وجود اتهاماتی که در محافل سیاسی و نظامی و بهویژه محافل فلسطینی بر ضد این جنبش به راه افتاده، از عملکرد خود احساس پشیمانی نمیکند. یکی از این اتهامات آن است که رهبران این جنبش بودند که سوریه را به دخالت در امور لبنان تشویق کردند!
جنبش محرومان که نهضتی جاودانه با هدف ساختن تاریخ لبنان و جهان عرب است، به امواج زودگذر تبلیغاتی، هرچند هم بیرحمانه و خصمانه باشد، توجهی ندارد.
در اینجا لازم است یادآوری شود که جنبش محرومان با وجود آنکه برای دفاع از خود و حفظ سرزمین و پاسداری از کرامت و وحدت میهن و مقاومت فلسطین دست به اسلحه برده است، همچنان شاخ? زیتون در دست، همگان را به صلح و آشتی فرامیخواند؛ چنانکه در سال 1974 نیز رهبران این جنبش وقتی احساس کردند که جریانی با هدف ایجاد درگیری مسلحانه میان هموطنان پدید آمده، گفتوگو و تبادل نظر را جانشین برخورد مسلحانه کردند. از ابتدای بحران اخیر هم این جنبش با تمام قوا برای برقراری صلح، توقف درگیریها، تبادل اسرا و ربودهشدگان و اعلام آتشبس تلاش کرده است.
برگزاری نشستهای هیئت 77 نفره در مقر مجلس اعلای شیعیان و اقدامات کمیتههای منتخب در این هیئت، برقراری تماس با هم? طرفها، مخالفت با طرد گروهها، تحصن امام صدر که به تشکیل کابین? رشید کرامی منجر شد، برپایی نشست رهبران مذاهب، برپایی اجلاس عرمون و…، بخشهایی پرافتخار از این تلاشاند.
به عقید? رهبران جنبش، تحقق اصلاحات سیاسی و اجتماعی -آن هم در اوضاع کنونی- به زور اسلحه ممکن نیست و در مسائل سرنوشتساز باید وفاق ملی حاصل شود. تبدیل جنوب لبنان به منطقهای آباد و حفاظتشده برای آغاز تحولات اجتماعی مطلوب کافی است.
رهبران جنبش محرومان تا آخرین لحظات بحران درصدد یافتن راهکارهایی برای توقف نبرد بودند تا بدینوسیله خطرهایی را که وحدت لبنان و مقاومت فلسطین و جهان عرب را تهدید میکرد، برطرف کنند.
دو اجلاس ریاض و قاهره که در پی برگزاری آنها بحران به پایان رسید، حاکی از تلاش جنبش محرومان و رهبری آن است.
امام صدر برای برپایی این دو اجلاس، دو بار با انورسادات، سه بار با حافظ اسد، دو بار با ملک خالد (پادشاه) و دیگر مقامات سعودی و یک بار هم با امیر کویت و مشاوران بلندپای? وی دیدار و گفتوگو کرد.
ایشان در این دیدارها تلاش کرد تا به سران عرب اثبات کند که معلّق ماندن مشکل لبنان، این کشور و هم? اعراب را در معرض خطرهای جدی قرار خواهد داد که با وقایع لبنان قابل مقایسه نخواهند بود. با انتظار و دست روی دست گذاشتن مشکل حل نمیشود و با وضعیتی که جهان عرب شاهد آن
