لزومی ندارد که دراینباره توضیح دهم. چهبسا مصلحت اقتضا کند که این موضوع بهصورت تلاش جدی و پیگیر، امّا غیرعلنی باقی بماند.
آیا درست است که شما با موضع سوریه مبنی بر لزوم تغییر رهبران کنونی مقاومت فلسطین، موافقید؟
شاید تعجب کنید اگر بگویم که من در دیدارهای خود با حافظ اسد و مسئولان بلندپای? سوریه، حتی یک کلمه در مورد تمایل سوریه برای ایجاد تغییر در کادر رهبری مقاومت نشنیدهام. حتی در زمان تشنج و اوج درگیریها که گلههای تندی ابراز میشد، هیچکس به چنین موردی اشاره نکرده است. به نظر من آنچه در خصوص تمایل سوریه به از میان بردن مقاومت فلسطین یا محدود کردن آن یا تغییر کادر رهبری آن منتشر شده، از حقیقت به دور است و بخشی از توطئ? بینالمللی است که همسو با منافع دشمن است؛ دشمنی که از اختلاف میان سوریه و مقاومت بسیار خوشحال بود. خودم دیشب از رادیوی رژیم صهیونیستی شنیدم که وزیر دفاع این کشور میگفت: «به صلح و آشتی مصر با سوریه به مثاب? مسئلهای بسیار خطرناک باید توجه شود.»
اگر با منطق ملیگرایی و قومیتگرایی به مسائل توجه کنیم، درک این حقایق بسیار ساده و آسان خواهد بود.
به عقید? من مواضع شیعیان قبل و پس از حوادث اخیر تغییری نداشته است. آحاد شیعیان همواره عشق به لبنان، پایبندی به هویت عربی و حمایت از قضی? فلسطین را به اثبات رساندهاند، بیآنکه تناقضی میان این سه مقوله احساس کنند. البته بدیهی است که رفتارهای هم? گروهها، همیشه و بهطور کامل با اصول و مبانی انطباق ندارد، امّا تاریخ شیعه همواره نشان داده است که شیعیان نه براساس احساسات و واکنشها، بلکه بر مبنای اصول و باورها عمل میکنند.
پس از برگزاری تجمعهای مردمی دو سال پیش و در میان انبوهی از سلاحهایی که مردم در اختیار داشتند، لبنانیان تصور میکردند که شیعیان انقلابی بر پا کنند، امّا به جای آن جنگ کنونی آغاز شد. علت چه بود؟
تاکنون بارها بر این نکته تأکید کردهایم که خواستههای اجتماعی و اصلاحات سیاسی در لبنان با مبارز? مسلحانه محقق نمیشود. به همین سبب، پس از تجمع مردمی مشهور صور و پیش از برگزاری تجمع و تحصن در بیروت، یعنی پیش از آغاز جنگ، احساس کردیم که عدهای درصدد مسلحکردن گسترد? مردم و به راه انداختن جنگ رسانهایاند تا مردم را برای نبرد مسلحانه تحریک کنند.
من پیش از همه به این نکته پی بردم و دریافتم که در صورت برگزاری تجمع مردمی و تحصن موردنظر، به جای آنکه با نیروهای حکومتی مواجه شویم، خود را با مردم مسلح روبهرو خواهیم دید. اواسط سال 1974 بود و به رهبران جنبش پیشنهاد دادم که به گفتوگو و هماندیشی روی آوریم، که در نتیج? آن بیانی? مشهور فرهیختگان صادر شد و «دبیرخان? اندیشمندان متعهد به خدمت به محرومان» تشکیل شد. بدینترتیب، از درگیری ممانعت به عمل آمد و به مبارز? دموکراتیک و بلندمدت روی آوریم. موضع ما همیشه همین بوده است و استفاده از سلاح را فقط
