گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 437

می‌آورند. بنابراین، اکنون همه احساس می‌کنند که لبنان به گفت‌وگو و هم‌اندیشی صریح میان هم? گروه‌ها نیاز دارد و این هم‌اندیشی باید بر سر میزی صورت گیرد که نه‌تنها طرف‌های درگیر، بلکه هم? گروه‌های سیاسی حاضر در عرص? لبنان و حتی هم? کسانی که رأی و نظری دارند، بر آن گرد هم آیند و اظهارنظر کنند، ‌زیرا هم? مواضع و دیدگاه‌ها قابل طرح‌اند و با استفاده از آن‌ها می‌توان به مواضع مطلوب دست یافت و حتی اگر رأی یا عقیده‌ای از رأی اکثریت فاصله داشته باشد، مطرح ‌شدن آن و گوش‌ سپردن به آن بهتر از آن است که ناشنیده و ناگفته در ذهن صاحبان آن محبوس شود.

از ادای وظایف پشیمان نیستم

جناب امام! از گذشته تاکنون یار و یاور قضی? فلسطین بوده‌اید، امّا عده‌ای دربار? مواضع شما در قبال آن تردید دارند و معتقدند که امام مواضع اصلی خود را در قبال مقاومت تغییر داده است. حقیقت رابط? شما با مقاومت فلسطین چیست و آیا پس از تغییر موضع سوریه، مواضع شما نیز دراین‌باره تغییر کرده است؟

[امام با شکیبایی و سع? صدر به پرسش ما گوش فرا داد، سپس لحظه‌ای سر به زیر افکند و آن‌گاه چنین پاسخ داد:]

قضی? فلسطین مِلک کسی نیست، بلکه مسئولیت و تکلیف این امت و نهادها و افراد و حکومت‌هاست. من چنان‌که تاکنون همواره گفته‌ام، معتقدم که اسرائیل، این رژیم نژادپرست و مذهبی، شر مطلق است، از?این?رو، وظیفه و تکلیف ما حکم می‌کند که با آن مقابله کنیم. بنابراین، وقتی مشاهده می‌کنیم که سازمان یا مؤسسه‌ای مبارزه با اسرائیل را سرلوح? خود قرار داده، درواقع احساس ما آن است که آن سازمان، به عقیده و باور ما عمل می‌کند و بالاتر از آن، آی? صریح قرآن کریم را به اجرا درآورده که می‌فرماید: «وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ.»[50] حالا فرق نمی‌کند که آن سازمان به من علاقه دارد یا نه، به من اعتماد دارد یا نه.

البته باید بگویم که اگر رهبران آن سازمان به خاطر خواسته‌های نهادهای سیاسی و سوداگر، همچون برخی از احزاب لبنان که اندکی به مقاومت فلسطین داده‌اند تا بسیار از آن بستانند، از امکانات و توان باورمندان به مقاومت استفاده نکنند، به‌راستی موجب اندوه و ناراحتی و نگرانی من برای آنان است.

از طرفی من این اتهام را نمی‌پذیرم که سوریه با مقاومت فلسطین مخالف است، زیرا در طول بحران و پیش و پس از آن، رفتار دولتمردان سوریه و شخص حافظ اسد را مشاهده کرده‌ام. با وجود هم? سخنانی که دراین‌باره مطرح می‌شود، باید بگویم که جناب حافظ اسد مقاومت فلسطین را مانند فرزند خود یا برادر کوچک خود می‌داند که با شور و اشتیاق منتظر لحظ? دیدار با اوست.

من نیز به خاطر حمایت مخلصانه‌ام از مقاومت فلسطین، بهای سنگینی پرداخته‌ام، امّا احساس زیان‌کاری نمی‌کنم، زیرا به حکم ایمان و عقید? خود رفتار کرده‌ام. امّا تأسف من از آن است که مقاومت فلسطین در نتیج? این موضع منفی بسیار زیان دیده و می‌توانست جلو این زیان‌ها را بگیرد و فواید و منافع بسیاری هم به دست آورد. با وجود هم? این‌ها باید گفت که بر خلاف ادعای رسانه‌های فلسطینی، که


[50].?«و مقرر شد بر آن‌ها خواری و بیچارگی و با خشم خدا قرین شدند.» (بقره، 61)