ارزیابی میکنند. برخی هم پیشبینی کردهاند که با وجود سروصدای بسیار و امیدهای بسیاری که این توافقنامه به وجود آورده، اجرایی نخواهد شد. به نظر شما آیا مواضع این گروهها بر روند اجرای عملی توافق ریاض تأثیر خواهد داشت؟
بار دیگر بر این نکته تأکید میکنم که اگر کشورهای عربی لبنانیان را به حال خود بگذارند و جانبدارانه اقدام نکنند، اختلاف میان لبنانیان بهسرعت پایان خواهد یافت. در مورد اختلافات موجود میان لبنانیان و فلسطینیان هم وضع به همین منوال است.
علاوه بر این، اگر توافق میان سوریه و فلسطین پابرجا باقی میماند و گروههای مغرض، سوریه یا مقاومت فلسطین را تحریک نمیکردند، بحران لبنان هشت ماه پیش یعنی همزمان با صدور سند قانون اساسی پایان مییافت. مشابه این حالت در بحران سال 1973 لبنان هم اتفاق افتاد. در آن زمان دولت سوریه مرز این کشور را با لبنان با هدف دفاع از مقاومت فلسطین مسدود کرد، امّا نفوذ گروههای متخاصم جهان عرب موجب شد که طرفهای درگیر، بتوانند به نبرد خود ادامه دهند و از سوی دیگر راه را برای دخالت طرفهای غیرعربی -که پس از مصوب? مشهور منزوی کردن کتائب کاملاً در حالت تفرقه به سر میبردند- هموار کرد.
امّا اکنون با ایجاد همبستگی دوباره میان اعراب، بحران لبنان که تاکنون حلنشدنی به نظر میرسید، در برابر این اتحاد، ناتوان است و در نتیجه بهتدریج حلوفصل خواهد شد و هیچیک از طرفهای درگیر در لبنان نمیتوانند به نبرد ادامه دهند، همچنانکه با ایجاد تحولات مثبت در مواضع مصر و مقاومت فلسطین، گروههای مختلف جهان عرب نیز دیگر بهسادگی نمیتوانند به درگیریها ادامه دهند.
مصر از ابتدا خواهان مشارکت در حل بحران بود
شما در آخرین مصاحب? خود با القبس، خواسته بودید که طرح پرسشی ویژه دربار? علت تأخیر مصر را در مشارکت برای حل بحران لبنان «تا زمان کوتاهی پس از آغاز مأموریت» به تعویق اندازیم. اکنون این مأموریت به شکلی امیدوارکننده آغاز شده است. آیا میتوانیم آن پرسش را بار دیگر مطرح کنیم؟
علت آن درخواست من این بود که میدانستم جهان عرب -با کمال تأسف- تحت تأثیر احساسات، اطلاعات شخصی، دوستیها و حساسیتها، قرار میگیرد و این موارد بارها موجب به تعویق افتادن اتخاذ تصمیمات مهم در زمان مناسب شده است. امّا مصر از ابتدای بحران، خواهان تلاش برای خدمت به لبنان و ایفای نقش مؤثر در مسائل جهان عرب و ایجاد روابط محکم با لبنان بوده است. امّا طرفهای لبنانی در ابتدا نمیخواستند کشورهای عربی را به روند بحران لبنان وارد کنند، زیرا از بینالمللیشدن بحران نگران بودند و ورود کشورهای عربی را گامی در راه بینالمللی شدن بحران میدانستند. نگرانی آنان از بینالمللی شدن بحران هم به این علت بود که از تجزی? لبنان هراس داشتند و حضور کشورهای بیگانه را زمینهساز تجزی? لبنان میدانستند.
بنابراین، غیبت مصر در حل بحران لبنان بنا به خواست و تمایل لبنانیان و حتی فلسطینیان بود. دوری هم نوعی جفاست! امّا ملت و دولت و رسانههای مصری از دور به دنبال فرصتی بودند تا در حل بحران لبنان مشارکت کنند، هرچند این فرصت جز در قالب فراخوان و دعوت از طرفهای درگیر، پدید نیامد.
برخی از جنگطلبان، از این دیدگاه مصر برای ادام? بحران بهرهبرداری کردند و سعی کردند مصر را
