امّا در مورد وقایع لبنان باید گفت که علل و عوامل متعددی در پیدایش و ادام? این بحران نقش داشتند. این عوامل که اخیراً آشکار شده یا دگرگونی یافتهاند و پایان بحران را نوید میدهند، عبارت بودند از:
الف. تبلیغات رسانهای گمراهکننده که بر افکار ملتها و نهادهای سیاسی و حتی رهبران تأثیر گذاشته بود. در ابتدا میشنیدیم که گروهی از مسیحیان باایمان لبنان در برابر شماری از کمونیستها و ملحدان بهپا خاستهاند.
این در حالی بود که آن افراد به اصطلاح کمونیست و ملحد، غالباً از مسلمانان بودند، امّا این تبلیغات نادرست بر جهان عرب تأثیر گذاشت و اعراب را در یاری رساندن به ملیگرایان لبنان دچار تردید کرد، به گونهای که حتی در مواردی برای مخالفت با این گروه، کمکهای معنوی و مادی هم ارائه میکردند. امّا حقیقت آن بود که آغاز حوادث درواقع تحرکی شبه نژادپرستانه بود که مقاومت فلسطین و مسلمانان و مسیحیان حامی مقاومت فلسطین در برابر آن ایستادند و با طغیان و ظلم ناشی از روش رئیسجمهور در ادار? کشور مخالفت کردند.
این متجاوزان از فرقهگرایی سوءاستفاده کردند، همچنانکه از ماهیت طبقاتی درگیریها و شعار ملیگرایان? آن مبنی بر «حاکمیت لبنان» نیز بهرهبرداری سوء شد.
در مرحل? دوم، طغیان همپیمانان کمونیستِ رهبران جبه? ملی و بروز احساسات خودخواهان? برخی از آنان و نیز انحراف و اشتباه برخی گروههای کوچک عضو مقاومت فلسطین و صفآرایی آنان در برابر جبه? ملی موجب شد که تودههای مؤمن و مردمی از نبرد فاصله بگیرند و از جنگ تجاوزکاران? جبل و رویکرد سکولار و الحادی و شعار تجزیهطلبان? حکومتهای فدرال منطقهای فاصله بگیرند و فقط به دفاع از خود و از مقاومت اکتفا کنند.
در چنین اوضاعی و در حالی که ماهیت جنگ عملاً از دین و ایمان فاصله گرفته بود، جنگ تبلیغاتی رویکردی معکوس پیدا کرد و رهبران احزاب ضد دین، به نام اسلام سخن میگفتند و از اکثریت ملیگرایان مسلمان و مسیحی عبور میکردند و حتی به رهبران قانونی و شرعی آنان حمله میکردند.
از سوی دیگر، این تبلیغات نادرست توانست عملاً موضع سوریه را در لبنان تضعیف کند و حتی اقدام سوریه را خیانتی بزرگ و توجیهناپذیر معرفی کند، در حالیکه اقدام سوریه در لبنان تأثیرات مثبت بسیاری به همراه داشت و در تأیید این حقیقت همین بس که حضور سوریه مانع از آن شد که راستگرایان مسلح از کشورهای غربی کمک بخواهند و بدینترتیب، سوریه از قرار گرفتن مسیحیان در جبههای غیرعربی -و حتی معاند با اعراب- جلوگیری کرد.
سوریه با اقدام خود، هویت عربی راستگرایان لبنان را حفظ کرد و بر این حقیقت تأکید کرد که جناح راست در دشوارترین اوضاع نیز به اعراب پناه میبرد.
نکت? دیگر آن بود که رسانهها، حوادث لبنان را بزرگنمایی میکردند و حتی در مواردی، حوادثِ ساختگی و غیرواقعی را گزارش میکردند. اخبار کشتارهای بعلبک و جنگ سرد در خیابانهای آن و بمباران مواضع فلسطینیان با هواپیماهای سوریه و ورود ارتش سوریه به عرقوب و … صفحات روزنامهها و شبکههای تلویزیونی و رادیویی عربی و بیگانه را پر کرده بود، در حالیکه هیچیک از آنها حقیقت نداشت. از طرفی، نحو? اطلاعرسانی تحریکآمیز
