گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 401

بودند و چندین گروه از لبنانیان مقیم کویت دیدار کرد.]

[امام صدر در ادام? پاسخ خود به سؤال ما گفت:] با ظهور مقاومت فلسطین، عوامل جدیدی در افق پدیدار شد که معادله را در نهایت به سود اعراب تغییر داد. این عوامل عبارت‌اند از:

1. تکیه بر عنصر ایثارگری. این عنصر هم? معادلات قدرت را دگرگون می‌کند، چرا که وقتی ما حال و آینده را در معادل? قدرت میان خودمان و دشمن محاسبه می‌کنیم، توان نظامی و اقتصادی و سیاسی خود و توان دوستانمان را در نظر می‌گیریم؛ همچنان که عامل تحریم را نیز محاسبه می‌کنیم که سبب می‌شود اسرائیل جسمی بیگانه باقی بماند. با ورود عنصر ایثارگری به میدان، ما حیات و جان انسان را به عنوان قدرتی جدید وارد میدان می‌کنیم، در حالی که پیش از آن، تنها نیروی انسانی در میدان مطرح بود و نه خود حیات و جان انسان. پیروزی مردم در الجزایر و ویتنام و جاهای دیگر بر قدرت‌هایی برتر از خودشان، همگی برخاسته از عنصر جان‌فشانی ملت‌ها بود. کسی که جان خود را در دست می‌گیرد و وارد میدان می‌شود، با کسی که وارد جنگ می‌شود تا توان خود را برای تضعیف دشمن به کار برد، تفاوت دارد. چریک فدایی جانش را سلاح خود قرار می‌دهد و آن را با موفقیت‌آمیزترین وسیله به کار می‌بندد و از دشمن چیزی را که هزاران درجه فراتر از قدرت اوست، سلب می‌کند. افزون بر آن با مرگ چریک فدایی، قدرت او به پایان نمی‌رسد بلکه دیگران را برمی‌انگیزد و آن‌ها را دسته دسته و یکی یکی به سوی میدان جنگ بسیج می‌کند. این، بخشی از مفهوم این سخن خداوند است که «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم.»[45]

2. ورود ملت فلسطین به میدان نبرد پس از سال 1967، بی‌مسئولیتی را به پایان رساند و مسئول حقیقی برای مبارزه را معلوم کرد و از فرافکنی یا بسنده کردن به یک نوع تلاش و فعالیت جلوگیری کرد و راه را بر سوداگری با این مسئله و هیجان‌زدگی بست. این سه شیوه‌ای بود که پیش از سال 1967 پیش گرفته شده بود. و به همین سبب در جنگ بازنده بودیم.

3. ورود ملت فلسطین به میدان، برگ اخلاقی و این بهانه را که اسرائیل، کفار? گناهان غرب است، از اسرائیل گرفت و برگ دیگری را در برابر آن قرار داد که تأکید می‌کرد غرب کوشیده است آنچه برای او نبوده، یعنی سرزمین دیگران را ببخشد. او به ملتی دیگر ستم کرده تا ستم خود بر یهود را جبران کند.

4. مرحل? بعد از سال 1967، آغاز دور? صلح جهانی و توافق همه‌جانبه میان شرق و غرب و پایان معضل‌های پیچیده‌ای چون ویتنام و کاهش اختلافات شدید در چین و آلمان بود. هم? این موارد، بیانگر درج? بالایی از زیرکی بود که استعمار به آن رسیده بود. او می‌کوشید در چهر? عدالت‌خواهی و انسان‌دوستی ظاهر شود. در این میان مقاومت فلسطین شکل گرفت و جای هم? آن مسائل را گرفت و قدرتی بزرگ به وجود آورد که حجم آن در سال 1974 آشکار شد: زمانی که ابوعمار وارد سازمان ملل شد و پیروزی انقلاب فلسطین را در جهان اعلام کرد.


[45].?«هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندار، بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمان‌اند، و براى کسانى که از پى ایشان‌اند و هنوز به آنان نپیوسته اند، شادى مى کنند.» (آل‌ عمران، 169-170)