اقلیتها در منطق? عربی را بهانه کرده بود و میگفت اگر به شهروند عادی بودن رضایت دهد، به او ستم خواهد شد. از?این?رو، از زمان تأسیس لبنان بزرگ، مراکز و پستهای اصلی دولتی را از آن خود کرده بود تا در پرتو آن بتواند موجودیت متمایز سیاسی خود را حفظ کند.
این گروه در برابر بیداری و آگاهی روزافزون شهروندان و مخالفتشان با این تمایز، از قدرت مادی و معنوی و نظامی خود که در نتیج? تسلط بر آن مراکز و پستها در اختیار داشت، کمک میگرفت.
طبیعی است که اکثر شهروندان، علیرغم بهرمندی از سطح زندگی برابر با سطح زندگی شهروند عادی عربی در بیشتر کشورهای عربی و یا سطحی پیشرفتهتر از آن […] با [مسجد] الاقصی و کلیسای قیامت و دیگر مؤسسات بزرگ دینی[43] […]
ثانیاً، عجب این است که این حوادث در برابر چشمان جهان اسلام رخ میداد، بدون آنکه واکنشی جز اعتراضات گفتاری به دنبال داشته باشد. وقتی موضع مسلمانان در برابر حادث? به آتش کشیدن مسجد الاقصی و برگزاری بیفاید? نشست رباط را به یاد میآوریم، این شگفتی ما از بین میرود و درد و اندوه بر ما چیره میشود.
ثالثاً، به نظر من موضع اسرائیل از رازی مهم پرده برمیدارد: اینکه اسرائیل نخستین کسی است که از حوادث لبنان درس گرفته و در نتیجه، بهصورت فعال شروع به سوءاستفاده از این تجربهها کرده است.
ساکنان سرزمینهای اشغالی با ادامه دادن به قیام درخشان خود ثابت کردند که بر پیگیری مبارزه مصمم هستند و به صرفِ به کار گرفته شدن خشونت یا تهدید یا دیگر ابزارهایی که تاکنون اسرائیل داشته است، عقب نخواهند نشست.
از?این?رو، اسرائیل میکوشد شاخصههای این جنگ را تحریف کند و این جنبش قهرمانان? ملی را به یک حرکت دینی گذرا و انفعالی تبدیل کند. طبیعی است که درگیریهای دینی در اسرائیل نمیتواند مشکلی اساسی برای آن ایجاد کند و بلکه عکس آن درست است، چرا که درگیری دینی بین مسلمانان و یهود دوباره ثابت میکند که همزیستی میان ادیان در خاورمیانه محال است. و اساساً فلسف? وجودی اسرائیل نیز همین است. اسرائیل این بازی را از تجرب? لبنان آموخته است، زیرا برخی از طرفها تلاش کردند از راه تجاوز به مساجد و کلیساها و قرآنها و عالمان دین، آشوبی فرقهای به وجود آوردند تا از یک سو شاخصههای جنگ را تباه کنند و از سوی دیگر، برای خود جنگجو دست و پا کنند. به این ترتیب، پارهای از پیامدهای بحران لبنان برای دشمن درس شد.
[امام صدر لحظهای ساکت شد و سپس بیت زیر را خواند:]
هذه من علاه احدی المعالی
و علی هذه فقس ما سواها[44]
رابعاً، این وضع، بازی دیرین? استعمار در هند را به یادمان میآورد که برخی روزها مسلمانان میدیدند محراب مسجد آلوده شده و روزهایی دیگر هندوها میدیدند گاوی در یکی از خیابانهایشان کشته شده است و به این ترتیب نزاعی دینی به راه میافتاد و حس ملی و همبستگی فراگیر بر ضد استعمارگر را از شهروندان دور میکرد.
[43].?این بند از سخنان امام صدر در متن اصلی جاافتادگی دارد. - و.
[44].?این بزرگواری تنها یکی از بزرگواریهای اوست. باقی آنها را تو خود بر همین اساس بسنج.
