گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 396

المقاصد، تصمیم بر این شد که کتائب را منزوی کنند و این کار طرف مقابل را به نوعی انفصال و جدایی کشاند. کمیته‌های آتش‌بس یا هیئت‌های صلیب سرخ بر جنگ نظارت نداشتند و در نتیجه اگر افراد غریبه وارد لبنان می‌شدند، امکان تشخیص هویت و تعیین تابعیت آن‌ها وجود نداشت.

اگر نیروهای اسرائیلی از طریق دریا وارد بیروت می‌شدند، هیچ‌کس نمی‌توانست بفهمد که آن‌ها کیستند و چه تابعیتی دارند. اتفاقات بسیاری از این قبیل در دو جبهه روی داد.

در اینجا پرسش بزرگی مطرح می‌شود. ما از همان ابتدا می‌دانستیم که این جنگ، نبردی شرافتمندانه نیست و ما در مقام جنگجو یا رهبر سیاسی نمی‌توانیم بر روند وقایع نظارت کنیم. مثلاً دامور در واکنش به سقوط کرنتینا و مسلخ، سقوط کرد. ما قتل و غارت و کشتار بی‌گناهان در کرنتینا و مسلخ را محکوم کردیم، پس چرا جبه? ما در دامور، همان وقایع کرنیتنا را تکرار کرد؟ البته ما در دامور بی‌گناهان را نکشتیم، امّا غارت و چپاول و به آتش‌کشیدن منازل اتفاق افتاد. حتی کشتزارها و مزارع سبزیجات و درختان موز قلع و قمع شدند. پس ما دستگاه امنیتی کافی همچون جبه? ملی در اختیار نداشتیم. دیگران و راست‌گرایان مسلح نیز دستگاه امنیتی نداشتند و خانواده‌های مسلح خودشان انتقام‌جویی می‌کردند و نیروهای مسلح همه کار می‌کردند، بی‌آنکه حساب و کتابی در کار باشد.

امّا پرسش مهم آن است که با وجود اطلاع از وضعیت داخلی لبنان و با آگاهی از اینکه برای جنگیدن فقط نیروی نظامی کافی نیست (و پشتیبانی و امنیت داخلی و نظارت و بررسی روند وقایع نیز لازم است)، با وجود آگاهی از هم? این‌ها، چرا هر وقت فرصتی پیش آمد، نبرد را تشدید کردند؟

چرا پس از صدور سند قانون اساسی و گفت‌وگوهای نسبتاً مطلوب و عقب‌نشینی برخی از گروه‌ها از امتیازات مورد نظر خود و پس از تثبیت جایگاه مقاومت فلسطین و تحکیم هویت عربی لبنان و تصویب نظام آموزشی واحد و… چرا پس از این‌ها، احزاب چپ همچنان برای تشدید و ادام? جنگی که می‌دانستند ناپاک است، تلاش کردند؟

اینجاست که احساس می‌کنم مسئولیت مرحل? دوم جنگ بر عهد? چپ‌گرایان است. یعنی بعد از ماه فوریه و فروپاشی ارتش و کودتای الاحدب و اقدامات تحریک‌آمیز در منطق? هتل‌ها و جنگ جبل که مرحل? نبرد بود و هنوز ادامه دارد، احزاب چپ‌گرا مسئولیت آن را بر عهده دارند.

در نشست عرمون که کمال جنبلاط هم در مقام نمایند? احزاب چپ حضور داشت، ما با ادام? جنگ مخالفت کردیم و سند قانون اساسی را پذیرفتیم و موافقت کردیم که سند قانون اساسی مبنای گفت‌وگوی لبنانیان قرار گیرد. پس چرا بار دیگر جنگ آغاز شد و ادامه یافت؟ هیچ توجیهی برای این کار وجود ندارد.

چرا به جنگ بازگشتیم؟ آیا باید هم? احزاب لبنان، چه راست‌گرا و چه چپ‌گرا را دراین‌باره مقصر بدانیم؟ برای همه آشکار شده بود که این نبرد، جنگی غیراخلاقی است که در آن بی‌گناهان قربانی می‌شوند و میهن لطمه می‌بیند و به همه خسارت وارد می‌شود. با این حال به نبرد ادامه دادند.

در اینجا از جنبش محرومان که امام صدر بنیان‌گذار آن است، سخن به میان آمد. ایشان این جنبش را «نهضتی اجتماعی-سیاسی و برخاسته از ایمان