ما بهتازگی تأسیس کردهایم و پیش از آن در نبعه بیمارستان وجود نداشت. جبه? دموکراتیک و حزب کمونیست کار و حزب کمونیست، به ارامنه حمله کردند و هفده نفر را به قتل رساندند. ارامنه هم برآشفتند و وارد نبرد شدند تا از ساکنان نبعه انتقام بگیرند. اینجا بود که راه برای ورود کتائب و احرار از طریق روزن? ناشی از ورود ارامنه، هموار شد و احزاب مختلف به جز فتح و امل در باشگاه ارامنه حضور یافتند و با امضای معاهدهای، نبعه را تسلیم کردند. امّا اعضای جنبش محرومان تا لحظ? آخر ایستادگی کردند و جنگیدند و هنوز هم هفده نفر از آنها مفقودالاثرند.
در مورد خروج مردم از نبعه هم مطلع خواهید شد که در آغاز حوادث، شمار ساکنان نبعه 170 هزار نفر بوده و اکنون به پنج هزار نفر کاهش یافته است. علت این امر، محاصر? نبعه و نبود اشتغال و بدرفتاری احزاب چپگرای حاضر در این منطقه بود که درواقع نمیتوان آنها را نیروهای چپ نامید، زیرا آنها شرافتمندانه مبارزه نکردهاند. جریان چپ به معنای نیروهای تحولخواه است، امّا آنها میخواستند مردم را به دوران جاهلیت بازگردانند. گفته میشود که خودروهایی برای انتقال مردم به خارج از نبعه وجود داشته است. من دراینباره چیزی نمیدانم. ما با ساکنان نبعه تماس میگرفتیم تا آنها را به مقاومت و پایداری تشویق کنیم و برای آنها مهمات و غذا و دارو فراهم کنیم. امّا متهم کردن شیعیان واقعاً ظالمانه است، زیرا در لبنان -و حتی میتوان گفت در جهان عرب- هیچ گروهی به انداز? شیعیان به مقاومت فلسطین یاری نرسانده است. به هر حال آنچه من و جنبش محرومان و شیعیان به مقاومت فلسطین تقدیم کردهایم، عطای بیمنت بوده است، زیرا این کار را وظیفه و تکلیف خود میدانیم، چنانکه معتقدیم اسرائیل، شر مطلق است و هر نهضت مقاومتی برای آزادی فلسطین، خیر مطلق است و ما وظیفه داریم از آن دفاع کنیم و در کنار آن باشیم، چه رهبران آن بخواهند و چه نخواهند.
پیشتر گفته بودید که اختلاف مصر و سوریه، سرآغاز بحران لبنان بوده است. در گذشته تلاشهایی برای همگرایی این دو کشور انجام دادهاید. نتایج آن تلاشها چه بود؟
همانطور که اختلاف مصر و سوریه عامل بحران بوده، رفع اختلاف میان آنها نیز سرآغاز حل بحران است؛ زیرا اختلاف مصر و سوریه اجازه نمیدهد که در برابر دشمنان متحد شویم و سایر کشورهای عربی، حتی کویت و عربستان سعودی که بیشترین اهتمام را به مسئل? لبنان دارند، در صورت اختلاف مصر و سوریه نمیتوانند به همگرایی برسند، زیرا شأن و تأثیر مصر و سوریه در جهان عرب و حضور آنان در جنگ اکتبر و روابط دوجانب? آنها عاملی است که اجازه نمیدهد کشوری به یکی از آن دو گرایش پیدا کند. پس اختلاف دمشق و قاهره مانع از هرگونه اتحاد میان کشورها خواهد بود و اگر این اختلاف برطرف شود، اتحاد و همبستگی عربی ممکن خواهد شد و با به وجودآمدن اتحاد میان اعراب، مقاومت فلسطین تضمین کافی و نظم و انضباط کافی پیدا خواهد کرد. بنابراین، عمد? مشکل، ادام? اختلاف مصر و سوریه است.
برای ایجاد همگرایی میان این دو کشور، تلاشهایی صورت گرفته و البته موانعی هم ایجاد
