خود را باور دارند، امّا ایمان مردم به مقاومت فلسطین محدود و مقطعی نیست… مردم ما باور دارند که مقاومت فلسطین، نهضتی برحق و عادلانه است. مردم نمیخواهند که مقاومت فلسطین، وظیف? رها کردن مردم کشورهای عربی را از نظامهای حکومتیشان برعهده گیرد، امّا احزاب تلاش میکنند که مقاومت فلسطین را از پایگاه مردمی خود جدا کنند تا تحت تصرف احزاب قرار گیرد. احزاب از مقاومت حمایت میکنند تا از توان و قدرت آن نهایت استفاده را بکنند و با کمال تأسف، اکنون بزرگان مقاومت فلسطین تحت نفوذ احزاب قرار دارند. مصر در جنگ سخت با جریان چپ بینالمللی مبارزه میکند، امّا روزنامههای مصری کاملاً تحت تصرف چپگرایان لبناناند و این امر از طریق مقاومت فلسطین محقق شده است. حتی روزنامههای کویتی بیشتر اخبار خود را از منابع چپگرا دریافت میکنند.
بدینترتیب، شاهدیم که احزاب، مقاومت فلسطین را به ابزاری برای نفوذ در روزنامههای جهان عرب تبدیل کردهاند که موجب تأسف است.
آقای ابوایاد معتقد است که سکوت جهان عرب و کمک کشورهای عربی به سوریه، نوعی تأیید ضمنی بر ابتکار سوریه در لبنان است و عربستان سعودی هم از سوریه حمایت میکند. نظر شما دراینباره چیست؟
واقعاً موجب تأسف است. در یکی از مصاحبههای مطبوعاتی نخستوزیر لیبی هم شنیدم که حکومتهای عربی را متهم میکرد. در سخنان ابوایاد نیز -با هم? احترامی که برای ایشان قایلم- همواره میشنویم که راه فلسطین از جونیه و عینطوره میگذرد! در یکی از دیدارهایم با برادر یاسر عرفات به ایشان گفتم: مقاومت فلسطین دو راه پیشِ رو دارد: یکی اینکه در راه آزادی فلسطین تلاش کند و هم? توان و امکانات خود را برای آزادی سرزمینها به کار گیرد که در این صورت، ملتها و دولتها، نهادها و روزنامهها، و گروهها و اشخاص را براساس نقش و تأثیر آنها در آزادسازی فلسطین تقسیمبندی خواهد کرد و اگر آن افراد کمکی به آزادی فلسطین کنند، مورد پذیرش مقاومت خواهند بود. این راه پیشرفت است. بنابراین، شخصی مانند ملک فیصل که نبرد نفت را رهبری کرد و در پیروزی اعراب در جنگ اکتبر نقش مهمی داشت، نباید از نگاه مقاومت، انسانی متحجر و مرتجع نامیده شود. درواقع ملک فیصل از بسیاری از کشورهای بهظاهر مترقی عرب که به فروش نفت به غرب ادامه دادند، مترقیتر است. به عقید? ما مقاومت فلسطین معیار جدیدی در جهان پدید آورده که از راست و چپ یا مرتجع و مترقی فراتر میرود و این تقسیمبندیهای غیراخلاقی و سخیف را از بین برده است که نتیج? دوری از مسئل? اصلی و اختلاف و درگیریهای موجود در جهان عرب بود. تاکنون ما خود را براساس آنچه در اسپانیا یا آمریکای لاتین میگذشت، طبقهبندی میکردیم، یا مثلاً کشته شدن خانواد? روزنبرگ که اسرار هستهای ایالات متحده را به سرقت برده، برای ما اهمیت بسیار داشت. مدتها در جهان عرب حرف ما این بود که خانواد? روزنبرگ را اعدام نکنید! امّا اگر مقاومت فلسطین بهراستی نهضت آزادیبخش فلسطین است، باید جهانیان را براساس میزان خدماتی که به قضی? فلسطین ارائه کردهاند، دستهبندی کند.
با این روش، قضی? فلسطین در کانون معادلات
