و تبلور آمال و آرزوهای امت و پشتیبان اراد? ملی لبنانیان میدانیم. بنابراین، همراهی و پیوند آن دو، تنها راه آزادی فلسطین و پیشرفت امت و حفظ و صیانت لبنان متحد و یکپارچه است؛ زیرا هرگونه جدایی یا اختلاف میان آن دو، فاجعهای است که هم? آمال امت را نقش بر آب میکند و لبنان و سراسر منطقه را در معرض خطرهای بزرگی قرار میدهد که اکنون نمیتوان هم? ابعاد آن را مشخص کرد.
6. دیگر گروههای راستگرا و چپگرای تندرو، به اختلاف دامن میزدند تا منافع شخصی و جناحی و دیگر اهداف پنهان خود را که با منافع نهضت فلسطین و منافع سوریه فاصل? بسیار دارد، محقق کنند و در این راه هم? روشهای ایجاد فتنه، تحریک گروههای مختلف، تفرقهافکنی و دشمنتراشی را در داخل و خارج از کشور، به کار میگیرند.
ما نیز به خاطر حمایت از پیوند و وحدت سوریه و فلسطین در معرض انواع تهمتها، اتهامات، شایعات و حملات قرار گرفتیم؛ زیرا توطئهگران که ایجاد تفرقه میان دو کشور برادر را موجب پیشبرد نقشههای خود میدانند، مواضع ما را مانع بزرگی در راه رسیدن به اهداف شوم خود یافتهاند.
7. مواضع ما دربار? سکولاریسم با مواضع احزاب همپیمان تفاوت دارد و هنگامی که نظر خود را مبنی بر مخالفت با فرقهگرایی سیاسی و سکولاریسم -که نظر اکثر قریب به اتفاق مردم و مبارزان است- اعلام کردیم، به خشم آمدند و ما نیز در راه حفظ ایمان خود و آمال امت، در معرض انواع تهمتها قرار گرفتیم، تا اینکه در پایان ضمن عقبنشینی، موضع خود را اعلام کردند و گفتند که منظور از سکولاریسم، لغو فرقهگرایی سیاسی است.
8. ما با تشکیل حکومتهای فدرال منطقهای نیز مخالفت کردیم و گفتیم که دولت جدید باید پس از رایزنی و توافق هم? لبنانیان و در سراسر خاک لبنان حاکمیت پیدا کند که در غیر این صورت، تشکیل دولت به منزل? جدا کردن بخشی از کشور و برپایی حکومتی است که گروهی از هموطنان آن را نپذیرفتهاند. این کار اقدامی تجزیهطلبانه است که ما به آن رضایت نمیدهیم. ما با تشکیل دولتهای منطقهای مخالفت کردیم و پیش از آن نیز با تشکیل دولت سایه مخالف بودیم و به جای آن، احیای ادارات دولتی را پیگیری کردیم. پس از آنکه هموطنان مواضع ما را پذیرفتند و ماهیت حقیقی حکومتهای منطقهای برای آنان آشکار شد، کسانی که تا دیروز از آن دم میزدند، از موضع خود عقبنشینی کردند و آن را اقدامی مقطعی و زمینهساز احیای ادارات دولتی نامیدند، امّا چه فایده که دیر شده بود و هموطنان بهای سنگینی برای آن پرداخته بودند.
9. ششمین اختلاف نظر ما و همپیمانانمان (احزاب و نیروهای ملی و ترقیخواه) در مورد مقاومت فلسطین بود. از نظر ما مأموریت مقاومت، آزادسازی سرزمین مقدس و به کارگیری هم? نیروها و امکانات در این راه بود. بر این اساس، تعیین سطح و نوع روابط مقاومت فلسطین با ملتها و دولتها نیز باید بر مبنای مواضع آنان در قبال مسئل? آزادی قدس باشد و توجه به هر اقدام دیگری جز آزادسازی قدس، درواقع اقدامی انحرافی است که مقاومت را از وظیف? اصلی خود دور میکند.
امّا مواضع و اقدامات برخی احزاب، مقاومت فلسطین را به نهضتی تبدیل کرد که هدف آن سرنگونی حکومتهای کشورهای عربی و پیش از همه، لبنان بود و این رویکرد به عقید? ما نهضتی
