نیاز دارد. در آن قوانین، جزئیات مشخص میشود و کارهایی را که مدنظر دارید، انجام میدهید. امّا در اینجا توضیح جزئیات ممکن نیست و نیازی هم به توضیح و تفصیل بیشتر نبوده است.
دربار? سکولاریسم هم بحث کردیم. او خواهان روی کارآمدن دولتی سکولار در لبنان است. با توجه به تماسهایی که در ماههای گذشته انجام دادهایم، به او گفتم که سران کتائب حامی سرسخت سکولاریسماند. زمانی که سران حزب کتائب و در رأس آنها شیخ پییر الجمیل به دیدار ما آمدند، شخصاً دراینباره از او پرسیدم و گفت: «من به چیزی جز سکولاریسم راضی نمیشوم و بر دولت سکولار در لبنان تأکید دارم.»
امّا وقتی این مسئله را با مفتی مسلمانان و امام موسی صدر و برخی از وزیران و رؤسای فعلی و پیشین پارلمان لبنان مطرح کردم، با آن مخالف بودند، زیرا این موضوع به اصل و اساس آیین اسلام ربط دارد. در اینجا باید بگویم که در کشور ما تبلیغات گمراهکنندهای صورت گرفته و حقیقت آن است که مسلمانان لبنان با سکولاریسم موافق نیستند، زیرا موضوع به اصل دین ارتباط دارد. امّا کتائب و کمال جنبلاط خواهان سکولاریسماند. به جنبلاط گفتم که علمای مسلمان با سکولاریسم موافق نیستند. او در پاسخ گفت: «به آنها توجه نکنید، آنها عددی نیستند!» گفتم: «مسئله فراتر از اینهاست. این موضوع به دین اسلام ارتباط دارد و وقتی مسئلهای با اسلام ارتباط دارد، نباید آن را دستکم گرفت.» در آن دیدار به جنبلاط چنین گفتم. این مسئله به دین اسلام مربوط میشود و وقتی مسئلهای به دین مربوط میشود، نباید آن را کماهمیت به شمار آوریم.
جنبلاط گفت: «بگذارید آنها را تنبیه کنیم! 140 سال است که یک تفکر نظامی بر ما حکومت میکند و میخواهیم از آن رهایی یابیم.»
اینجا بود که احساس کردم هم? نقابها کنار رفت و حقیقت آشکار شد. پس مسئل? چپ و راست، یا متحجر و ترقیخواه، یا مسلمان و مسیحی در کار نیست. مسئل? کینهتوزی و انتقامجویی است. کینهای که سابق? 140 ساله دارد.
طبیعی است که من با توجه به اینکه مسلمانم، با این رویکرد مخالفم، زیرا اسلام دین محبت و عدالت است، نه کینه و نفرت. اسلام با عدالت موافق است. عدالت برای هم? مردم؛ و با ظلم مخالف است، با هم? انواع ظلم و در مورد هم? مردم. از نخستین مواردی که اسلام مردم را از آن منع کرده است، انتقام و خونخواهی است. اگر مسلمان واقعی باشیم و من نیز انشاءالله هستم، پس باید با این رویکرد و با انتقام و کینهتوزی مخالف باشیم.
اگر من انقلابیام، باز هم فرقی ندارد. انقلاب همان عدالت است و عدالت برای همگان است. انقلاب در برابر ظلم و بر ضد هم? انواع ظلم است. انقلاب، اصلاحات و تصحیح است. انسان انقلابی نمیخواهد ظلم را از خودش دور کند و آن را به دیگران نزدیک کند، بلکه میخواهد ظلم را به کلی از بین ببرد. انقلابی واقعی و مسلمان واقعی چنین است. مسلمان حقیقی درواقع انقلابیای حقیقی است و اسلام، خود بزرگترین انقلاب در تاریخ عرب و تاریخ بشر بوده است.
خلاصه اینکه کمال جنبلاط پس از آن دیدار
