گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 166

میان گروه‌ها بود، در حالی که میثاق سال 1976، توافق میان فرقه‌ها به شمار می‌آید؛ توافقی برای عدالت و مساوات میان فرقه‌ها. همین که این میثاق موجب لغو امتیازهای فرقه‌ای می‌شود، کافی است که آن را دستاوردی ملی به شمار آوریم؛ دستاوردی برای میهن. درواقع امکان بازگشت به حکومتی مبتنی بر تبعیض‌های فرقه‌ای وجود ندارد و همگان پذیرفته‌اند که خشونت و سلاح دستاورد یا خواسته‌ای را محقق نمی‌کند.

برخی از محافل بر این باورند که تأثیرگذاری شیعیان در روند وقایع که با اقدامات شما تجلی یافت، در رقابت بر سر تعیین رئیس‌جمهور نیز تأثیر خواهد داشت.

[امام با لبخند پاسخ داد:] از تأسف‌آورترین مسائل کشور ما آن است که ما به لقمه‌ای نان نیازمندیم تا گرسنگان را سیر کنیم و سرپناهی برای آوارگان فراهم آوریم و به امکانات بسیاری نیازمندیم تا بر زخم‌های زنان بیوه و کودکان بی‌سرپرست مرهم گذاریم، در حالی که سردمداران و حاکمان سرگرم رقابت بر سر رسیدن به کرسی ریاست‌اند.

[در حالی که همراه با امام صدر برای گذری طولانی به رویدادهای بحران اخیر آماده می‌شویم، تصویر هم? نبردها و درگیری‌ها در ذهنم مجسم می‌شود و از ایشان می‌پرسم:]

نقش و تأثیر حقیقی شما در این وقایع چه بوده است؟

شیعیان با وجود آنکه محروم‌ترین فرق? لبنان‌اند، آغازگر نبرد نبودند و حتی در مراحل نخست با جدیت برای جلوگیری از گسترش نبرد و آغاز گفت‌وگوها تلاش می‌کردند… امّا در مراحل پایانی و در پی تجاوزهای مکرر به مناطق مسکونی شیعیان (نبعه، شیاح، حارةالغوارنه و…) به استفاده از سلاح و دفاع از خود ناگزیر شدند.

شیعیان اعلام کردند که برای رسیدن به اهداف و خواسته‌های سیاسی و اجتماعی نمی‌جنگند و برای رسیدن به این خواسته‌ها، مبارز? دموکراتیک کفایت می‌کند، امّا هنگامی که تمامیت ارضی کشور یا مقاومت فلسطین در معرض خطر قرار گیرد، ناچار به استفاده از سلاح‌اند و حتی این کار را وظیف? خود می‌دانند.

شمار قربانیان شیعه از آسیب‌دیدگان بقی? فرقه‌ها بیشتر است و خسارت‌های آنان نیز بسیار زیاد است. (براساس برخی گزارش‌ها، یک‌سوم از قربانیان شیعه‌اند و دوسوم باقی‌مانده به دیگر فرقه‌ها تعلق دارند.)

علت این امر، حضور شیعیان در مناطق پرخطر است و آنان در مناطقی کار می‌کنند که امکان دور‌ماندن از حوادث برای آن‌ها وجود ندارد.

علل و اسباب شروع جنگ چه بوده است؟

اولاً باید بگویم که گفته‌های برخی افراد مبنی بر اینکه جنگ لبنان طبقاتی است، صحت ندارد و علت حقیقی جنگ آن است که گروهی از لبنانیان (منظور او مارونی‌ها هستند) خود را برتر از دیگران می‌دانند و می‌خواهند برخی مناصب سیاسی را در انحصار خود درآورند و حکومت را تسخیر کنند و حتی برخی از افراد ملت را نیز برای حفظ منافع خود اجیر کنند.

از سوی دیگر، محرومیت اکثر قاطع مردم، زمین? مناسبی را برای بروز تشنج و جنگ آماده کرده بود. علاوه بر این، طبیعی است که در هرگونه تشنج و اختلاف، دست‌های خارجی نیز وارد می‌شوند و