گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 137

در اینجا به درستی قابل فهم بود و به خوبی مشاهده می گردید که تنها سبب سقوط این مناطق این بود که ارتش سوریه در مناطق مسیحیان وجود نداشت، وگرنه هیچ وقت سوریه برای سقوط نبعه که یک منطق? شیعه نشین است، اقدام نمی کند. امّا توطئه ای باکمال دقت انجام می گرفت و سادگان نیز این توطئ? مزدورانه را حقیقت می انگاشتند و آن‌ها که آرزوی چنین روزی را داشتند، خوشحال بودند. خوشبختانه روزهای سیاه و تلخ را پشت سر گذاشتند و پس از مدتی، حقایق و واقعیات روشن گردید و روابط فلسطینی ها و سوری ها رو به بهبودی گذاشت و کنفرانس ریاض تشکیل شد و این بحران خطرناک پایان پذیرفت.

سؤال چهارم: دوست ما از آقای کمال جنبلاط، موقعیتشان، طرز تفکرشان، سوابق سیاسی، و موضع گیری های اجتماعی وی می پرسند و اینکه آیا به راستی ایشان عامل است و به چه دلیل؟

این سؤال متوجه شخص آقای کمال جنبلاط است، زیرا ایشان رئیس مجلس سیاسی بود که تمام احزاب چپ در آن عضویت داشتند. کمال جنبلاط یک رهبر دروزی است. نمایند? مجلس است. رئیس یک فراکسیون پارلمانی می باشد که نُه عضو دارد. او چندبار وزیر شده است. مردی تحصیل کرده و از نظر روش، شخصی منزّه به نظر می رسد. افکار دور و درازی دارد. سوابق سیاسی کمال جنبلاط آن است که از پدری که یک رهبر دروزی بود و مادری که مدت ها رهبری دروزی ها را به عهده داشت، به دنیا آمده است. او در مدارس مسیحیان درس خواند و طرز افکار ژزوئیتی دارد. حتی او در بعضی از مدارس رهبان های فرانسوی تعمید شد. مادر او که زعامت آیند? خود را به خطر می دید، ناراحت شد و کسی را فرستاد و او را به لبنان بازگرداندند. کمال جنبلاط هنگامی که برگشت، جوانی بود کاملاً روشن که از نظر افکار، افکار سیاسی ممتازی داشت. متأسفانه افکار او غرب زده بود. در یک سخنرانی که در سال 1946 کرده است، صریحاً می گوید:

«در دنیا یک تمدن بیشتر وجود ندارد و آن تمدن غرب است. آن‌ها که از تمدن شرق صحبت می کنند، مانند هیکل و دیگران، آن‌ها عوام فریبانی بیش نیستند. هر کشوری تاحدی که با تمدن غرب آشنایی دارد، متمدن شمرده می شود.»

در سال 1956، کمال جنبلاط در سخنرانی که در سالن یونسکوی بیروت انجام گرفته بود، اعلام کرد که کشورهای عربی کشورهای متعصبی هستند. این‌ها باید اسرائیل را به رسمیت بشناسند و باید با ملت یهود هماهنگ بود تا گفته نشود که شرقی ها متعصب هستند. او با ملی کردن کانال سوئز نیز مخالفت کرد و با وحدت سوریه و مصر نیز مخالفت فراوان داشت، ولی از مدت ها پیش، چپ گرایی می کرد که کاملاً برخلاف روش شخصی اوست. پیدا بود به نفوذ فراوان طمع دارد. کمال جنبلاط در روش شخصی خود و طرز سلوکش با مردم و دروزی ها، کاملاً یک فئودال صددرصد دیده می شود. هیچ وقت «من» نمی گوید. همیشه تعبیر به «ما» می کند. این مرد از همه چیز به پیشروی و راست یا چپ گرایی دورتر است. ولی با این حال، او را باهوش ترین رهبر سیاسی لبنان باید شناخت. به هیچ وجه نمی توان گفت کمال جنبلاط عامل بیگانه است. ولی او عامل هوی و هوس خود است. کمال جنبلاط در راه راضی کردن هوا و هوس خود، از هیچ چیز کوتاهی نمی کند. در لبنان کاملاً حس می شد که از روش