عراق معتقد بود و به فلسطینی ها وعده می داد که دولت حافظ اسد در ظرف یک هفته سقوط می کند و به زودی سرنگون خواهد شد. بالأخره هم? اینها سبب شد تا سربازان فلسطینی به سوی ارتش سوریه آتش گشودند و جنگ در دو نقط? صیدا و صوفر و شرق لبنان در گرفت و حوادث اسف باری به وجود آمد، ولی نه آن طور که تبلیغات جهان منعکس می کرد، چون عدد کشته شدگان فلسطینی و سوری در این حادث? بزرگ از پنجاه نفر تجاوز نمی کرد.
حافظ اسد وقتی باخبر شد میان ارتش سوریه و فلسطین درگیری به وجود آمده است، بهسرعت بر اعصاب خویش مسلط گردید و فرمان توقف ارتش خویش را صادر کرد.
دولت لیبی فوراً رئیس الوزرای خود را به دمشق فرستاد. عبدالسلام جلود چهل روز در این کشور اقامت داشت و با وساطت او، ارتش سوریه چند کیلومتر عقب نشست و روابط سوریه و فلسطین تا اندازه ای آرام تر شد. قراردادی نیز میان آنها به امضا رسید. در این قرارداد از اتفاقی? سینا که از طرف مصر و سادات انجام گرفته بود، به عنوان فاجع? لبنان نام برده شد.
این قضیه موجب گردید که مصر با شدت عمل و حدّت بیشتری بر ضد سوریه وارد عمل گردد و تبلیغات عربی علیه حافظ اسد شدت بیشتری یابد. جنگ همچنان ادامه داشت و روزبه روز اوضاع و احوال وخیم تر می شد و روابط سوریه با فلسطینی ها و چپ گرایان همچنان نابسامان بود.
امّا بنا به ارزشی که برای حق و حقیقت قایلم، باکمال صراحت می گویم که:
ارتش سوریه یک تیر هم شلیک نکرد.
سوریه هیچ گاه در صف مسیحیان بر ضد فلسطینی ها و چپ گرایان نجنگید. اینها همه تبلیغات و اتهاماتی بود که سازمان های جهانی منتشر می ساختند. آنها می گفتند که خون در کوچه های بعلبک در جریان است، امّا واقع جز آن بود. ارتش سوریه که وارد بعلبک شد، حتی یک تیر هم شلیک نشد. تبلیغات جهانی وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم و یا کمونیسم بین المللی می گفتند که هواپیماهای سوری، عیون السیمان را بمباران کردند، حال آنکه تنها گروه نظامی که در این منطقه بودند، جوانان امل و نظامیان فتح بودند. جوانان امل با این اعتقاد که مسیحیان با زمینه سازی و تحکیم مواضع استراتژیک خود می خواهند لبنان را تقسیم کنند، به آنجا رفتند و سازمان فتح نیز به کمک آنها شتافت، ولی هیچ گاه مشاهده نگردید که سربازان سوری و یا هواپیماهایشان به روی آنها شلیک کنند. امّا متأسفانه سازمان های تبلیغات جهانی، حقایق و واقعیات را معکوس جلوه می دادند و ساده اندیشان نیز بدون توجه به پیچیدگی عظیم و عجیب تبلیغات چپ و راست، می پذیرفتند.
بنابراین، در پاسخ به سؤال سوم باید بگویم که هیچ وقت سوریه در صف مسیحیان نجنگید، و بی طرف ماند.
جاده های امدادی مقاومت فلسطین بسته شد و نتوانستند اسلحه و مهمات وارد کنند و هنوز هم راه دریایی کافی برای آنها باز نشده بود که تفوّق نظامی مسیحیان، بار دیگر تجدید شد. آنها توانستند در درازمدت، وضع خطرناک و بحرانی به وجود آورند. پاره ای از اردوگاه های فلسطینی، مانند جسرالباشا و تل الزعتر با وضع عجیب و تأسف باری سقوط کرد و همچنین بعضی از مناطق شیعه نشین، مانند نبعه و غیره ساقط شد.
