توطئه ای که سوریه را در مقابل فلسطین قرار داد
… گفتیم آتش بس اعلام گردید. رهبران مسیحی راستگرای تندرو لبنان، یکی پس از دیگری به سوریه آمدند. آنها احساس می کردند که مغربزمین چشم از آنها پوشیده و آنها را به نفت فروخته است و معلوم شد اسرائیل هم اجازه ندارد به حمایت مارونی ها بشتابد و بنابراین، تسلیم اراد? سوریه شدند. حال سوریه تا چه حدی می تواند اهداف و مطالب مسلمانان و تلاش ملیّون را به ثمر برساند؟ آیا این امکان بود که پیروزی کامل آنها را و شکست کامل مسیحیان را اعلام و به تسلیم آنها اعتنایی نکنند؟ آیا سوریه همان طور که کمال جنبلاط از حافظ اسد خواسته بود، می توانست دوسه هفت? دیگر به ملیّون، اسلحه و مهمات بدهد و ارتش سوریه به طور غیرمستقیم به کمک آنها علیه مسیحیان اقدام کند تا ارتش های ملیّون و مقاومت فلسطینی به مناطق مسیحی نشین دست یابند و پاره ای از دهات را خراب کرده، آنها رابه طور کلی ذلیل کنند؟ قطعاً چنین امکانی برای سوریه وجود نداشت، زیرا مردم اروپا که مصلحت خود را در دخالت در شئون لبنان نمی دیدند و منافع اقتصادی خود را در کشورهای عربی در خطر می دیدند، کوشش می کردند افکار عمومی اروپا را آرام نگاه داشته و دخالت سوریه را به عنوان جلوگیری از جنگ داخلی و بهمنظور جلوگیری از پیروزی دسته ای علیه دست? دیگر جلوه دهند.
زمینه سازی برای دخالت غرب
اگر جنگ ادامه پیدا می کرد، به طور قطع افکارِعمومی غرب تهییج می شد، به ویژه آنکه اسرائیل هم مرتب مشغول تحریک آنها بود و پاپ و واتیکان و رهبران مسیحی، جهان را به لاابالی گری در مقابل مسیحیان لبنان متهم می ساخت. اگر چنین تهییج و تحریکی صورت می گرفت، زمین? مساعدی بود برای دخالت دولت های غربی و به خصوص آمریکا در خاک لبنان.
رهبران مسیحی در سوریه، به اموری از قبیل وحدت لبنان و بقا و دوام نهضت مقاومت فلسطین در لبنان و عربی بودن لبنان و همچنین وحدت برنامه های تربیتی و از بین رفتن فرهنگ های گوناگون ژزوئیت و غیره تن در دادند.
سوری ها پس از این تسلیم، با رهبران مقاومت فلسطین ملاقات کردند و باکمال صراحت به آنها اعلام کردند تا منظور و خواسته های خود را بیان دارند. آنها نیز خواسته ها و اهداف خود را بیان و بر روی کاغذ آوردند و این مطالب باکمال وضوح در قرارداد سوریه و مقاومت فلسطین که بعداً بهصورت اعلامیه ای از طرف رئیس جمهور وقت، سلیمان فرنجیه منتشر شد، آمده است.
سقوط ارتش لبنان
سپس هیئت نمایندگی سوریه به لبنان آمد و با تمامی رهبران مختلف لبنان ملاقات و گفتوگو کرد و به خواسته های آنان گوش فراداد که هم? اینها به علاو? مطالب دیگر، در اعلامی? رئیس جمهوری، که بعدها به نام وثیق? قانون اساسی لبنان نامیده شد، آمده است.
در اینجا بهخوبی روشن بود که جنگ پایان پذیرفته و دیگر موجبی برای آن نیست، ولی همان طور که گفتیم، کمونیست ها و هم پیمانانشان خواهان تغییر رژیم لبنان بودند. کمال جنبلاط و گروهی دیگر از رهبران تندرو، هدفی جز شکست رقبای سیاسی خود نداشتند. چپ روان فلسطین نیز می خواستند وضع را به نفع خود اعلام کنند. دکتر
