فراوان به نام دولت وارد کردند. جوانان خود را تعلیمات نظامی دادند. تشکیلات نظامی مفصل، بی سیم و امثال آن برای خود فراهم کردند.این مسلح شدن مارونی ها با عکس العمل مسلمانان مواجه شد. آنها از خود می پرسیدند که اینها برای چه و برای که مسلح می شوند. و به این ترتیب، مسلمانان نیز شروع به مسلح شدن کردند و در نهایت، سال 1974، به طور کلی صدهاهزار قبضه سلاح در لبنان وجود داشت و محیط برای انفجار آماده می شد.
از طرف دیگر، مردم جنوب لبنان که با فشارهای سخت اسرائیل و ضربات دردآور آن دولت متجاوز، از جنوب به بیروت رو می آوردند، از دولت غضبناک و نگران بودند. آنها دولت را متهم می کردند که جنوب را مهمل گذاشته و کرامت مردم را لکه دار کرده است. مسائل دیگری که ازجمله روش سیاستمداران لبنان و مبارزات بی امان آنها نیز بود، کمک می کرد و محیط داخلی را برای انفجار آماده می ساخت.
جهان عرب به خود مشغول بود؛ سوریه و عراق با هم اختلاف داشتند، مصر و لیبی در حال ستیزه بودند، مغرب و الجزایر با هم مبارزه داشتند و کشورهای عرب هریک به جان دیگری افتاده بودند و به طورکلی یک خلأ عربی به وجود آمده بود که می توانست توطئه های جهانی و نقشه های خائنان? اسرائیل در کشورهای عربی انجام پذیرد. این عوامل داخلی و عربی بحران لبنان بود.
با تقسیم لبنان اسرائیل دوم به وجود می آید
امّا عوامل جهانی را باید در جنگ سال 1973 جستوجو کرد. در این جنگ عرب ها پیروز شدند و یا حداقل اسرائیل پیروز نشد، ولی در این درگیری، قدرت نظامی اعراب تاحدودی روشن شد. قدرت جنگِ نفت برای جهانیان نیز وحشت آور بود. عرب ها اشاره می کردند که با پول هم می توان جنگید و می توانند پول های خود را از بانک های اروپا و آمریکا بیرون بیاورند و بحران اقتصادی برای غرب ایجاد کنند. کشورهای آفریقایی، یکی پس از دیگری، روابط خود را با اسرائیل قطع کردند. کشورهای اروپایی نیز سعی می کردند خود را در جنگ اعراب و اسرائیل بی طرف نشان دهند. این مبارزات و پیروزی های نظامی و سیاسی و نفتی و اقتصادی، با یک پیروزی ایدئولوژیک نیز توأم شد. سازمان فرهنگی یونسکو، اسرائیل را به اتهام تغییر معالم (ظاهرِ) قدس، از داخل خود بیرون راند. در سازمان ملل نیز بحث از این بود که اسرائیل از سازمان ملل اخراج شود. ولی بالأخره یکی از کمیته های سازمان ملل قرار صادر کرد که صهیونیسم یک نوع حرکت نژادپرستی است و معنای این قرار آن بود که جهان، اسرائیل را جسم غریبی می دانست و آن را در خانواد? جهانی عضوی نامناسب می انگاشت. به این ترتیب، اسرائیل خود را در مقابل شکست عظیمی مشاهده می کرد که او را به زوال تهدید می کرد. بدین ترتیب، تصمیم به انتقام گرفت و لبنان را که محیطی قابل انفجار بود، برای انتقام اختیار کرد. اسرائیل می خواست دو موضوع مقدس را در کشورهای عربی به هم بزند؛ قضی? فلسطین و قضی? همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان لبنان را و توانست یکی را به جان دیگری انداخته و هر دو را خرد کند.
آمریکا نیز با روش دکتر کیسینجر که صلح گامبهگام آمریکایی را به کشورهای عربی پیشنهاد کرده بود، تصمیم داشت این صلح خود را تحمیل کند. سوریه و نهضت مقاومت فلسطینی، دو قدرتی بودند که در مقابل روش آمریکا ایستادند و به صلح
