گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 6
صفحه: 89

گفت‌وگوی عربی- اروپایی است؛ از این رو، هیچ‌کس نسبت به لبنان و این ثروت بزرگ انسانی کوتاهی و بی‌اعتنایی نمی‌کند.

همه باور دارند که بقای هر کشوری و به‌ویژه لبنان آزاد و آزاداندیش در گرو نظام‌مندی عمومی است و هرج و مرج و شورش بر ضد نظام، خطری برای آزادی است و موجب از بین رفتن سرمایه‌ها و افتخارات لبنان خواهد شد و به معنای کوچک شمردن نقش مهم فرهنگی آن است.

و بالاخره، همگان می‌دانند که جنوب، سربلندترین منطق? کشور، امروز دستخوش طمع‌ورزی‌ها و آماج تجاوزهای اسرائیل است و دفاع از آن نخستین وظیف? ملی ماست و کوتاهی نسبت به سرنوشت این منطقه، موجودیت هم? کشور را به خطر می‌اندازد و عرص? لبنان چندین گواه بر این واقعیت دارد.

ثانیاً، بنا بر آنچه گفته شد، باید پرسید که اختلاف در کجاست و عوامل این بحران بغرنج کدام‌اند و سبب استمرار آن، که همه کس و همه‌چیز را تهدید می‌کند، چیست.

پاسخ را با تأسف فراوان می‌گویم: در لبنان سیاست به جای آنکه وسیله باشد، هدف شده است؛ به طوری که افراد و گروه‌ها و رهبران با بهره‌جویی از آن زندگی می‌کنند.

این خط‌مشی‌ عامل هم? حوادثی است که در برابر چشمان ما رخ می‌دهد و از حد انتظار و طاقت فراتر رفته است؛ به گونه‌ای که هر انسانی دردمندانه می‌پرسد: «آیا این همان لبنان است؟»

سیاست در لبنان، یعنی عامل محرومیت؛ یعنی روی برتافتن از حقایق؛ یعنی به تعویق انداختن چار? کار و فراهم کردن زمین? مناسب برای بحران‌ها؛ و متأسفانه هنوز بدون هیچ رحم و توجهی به بازیگری می‌پردازد و سازش می‌کند تا بی‌گناهانی دیگر قربانی شوند و مناطقی دیگر ویران گردد و زندگی عمومی از حرکت بایستد. مهم این است که بازیگری موفقیت‌آمیز باشد و معامله‌ها و سازش‌ها کارساز شود.

ثالثاً، برخی از سیاستمداران در هنگام گفت‌وگو اعتراف می‌کنند که وضعیت، حساس و خطرناک است و اگر به حد انفجار برسد، بحران از محدود? لبنان فراتر می‌رود و دستانی تبهکار، برای توطئه‌چینی بین‌المللی در کارند تا هم لبنان و هم انقلاب فلسطین را نابود کنند و بلکه می‌‌خواهند معادلات منطقه را به سود اسرائیل تغییر دهند؛ ولی عجیب است که با وجود اعتراف به این حقایق و با وجود اینکه به‌روشنی درک می‌کنند که توانایی مهارکردن بحران و جلوگیری از انفجار آن را ندارند، به تنش‌زایی ادامه می‌دهند و به بحران دامن می‌زنند و وضعیتی به وجود می‌آورند که به حل مشکلات کمکی نمی‌کند.

و خطرناک‌تر، اینکه آنان هرگونه مذاکره‌ای را قطع و پل‌های پشت سر را خراب کرده‌اند و خود و دیگران را در موقعیتی دشوارتر از موقعیت میان دو دشمن قرار داده‌اند؛ چراکه دو دشمن نیز بر سر مسائل انسانی محض، به دور از هرگونه گرایش سیاسی با یکدیگر همراه و همسو می‌شوند و بدین گونه مانع دخالت طرف سوم می‌شوند.

رابعاً، از ابتدای بحران و پس از درک ابعاد خطرناک آن، من و بسیاری دیگر با هم? توان برای حل این معضل تلاش کردیم؛ با همه تماس گرفتیم؛ دربار? همه‌چیز بحث کردیم؛ راه‌حل‌ها را بررسی کردیم، ولی نتیجه‌ای نگرفتیم.

خون از قلبمان می‌چکید و به طور خاص