خیانت در امانت به حساب میآید: خیانتِ ارتکاب مستقیم فساد، و خیانتِ تضییع فرصت دیگران و به حیف و میل کردن اموال و حقوق عمومى. تفاوت گذاشتن به هر شکل و عنوانی که طرح شود باعث تفرقه است.
لبنان کشور انسان و انسانیت است که واقعیت آن در قیاس با واقعیت دشمن آشکار مىشود، وقتی مىبینیم دشمن جامعۀ نژادپرستانهای تشکیل داده است که تباهی و جداسازی در همۀ جلوههای مالی و فرهنگى و سیاسى و نظامى آن ممارست عمدۀ اوست، تا جایى که گستاخانه به تحریف تاریخ و یهودى کردن شهر قدس و تخریب آثار تاریخى دست میزند. بنابراین، وطنمان را، نهتنها از برای خدا و انسانِ آن، باید حفظ کرد، که براى تمامىِ بشریت و براى نمایاندن سیمای برحق و چالش طلب ، در برابر آن چهرۀ دیگر.
ما اکنون خود را در برابر فرصتى طلایى میبینیم، در برابر فصلى نو که لبنان امشب، با این پدیده که در تاریخ بینظیر است، آغاز کرده است.
پس اى مردان و زنان مؤمن بیایید، باید براى انسان، همۀ انسانها، انسانها در بیروت و جنوب و عکار و حومۀ بیروت و کرنتینا و حىالسلم، با یکدیگر همدل و همنوا شویم. این انسان در متنِ این فرصت، و بهدور از هرگونه انزوا و رتبهبندى است. پس انسانِِ لبنان را پاس بداریم، تا پاسدار این کشور باشیم، کشوری که امانت تاریخ و امانت خداوند است. والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
امام موسی صدر به آرامی ایستاد و آن گاه که از پشت تریبون به سمت صندلی اش در ردیف اوّل می رفت، چشم هایش را از نگاه مردم که در طول این مسیر به او دوخته بود، پایین افکنده بود، مردمی که اگر نبود که در خانۀ خداوند بودند، دوست داشتند برای او کف بزنند و امام پیش از آنکه بنشیند، به سمت حاضران چرخید و قامت خود را به رسم ادب خم کرد و آن گاه در جای خود نشست.
آن گاه اسقف کلیسا پشت تریبون رفت و بعد از سکوتی آمیخته با احترام به حاضران گفت: اکنون بایستیم و به درگاه خداوند نیایش کنیم. همه ایستادند و به دعاهایی گوش سپردند که از اعماق جان او برمی خاست.
پس از آن، کشیش باسیل، به امام صدر و شارل حلو اشاره کرد و از آنان خواست که به سالن بیایند. صدر و حلو و پشت سر آنان دیگر شخصیت ها به راه افتادند و در این میان حضار برای دست دادن با امامی که در کلیسای مسیح سخن رانده بود و نیایش کرده بود، بر یکدیگر پیشی می گرفتند.
