ارزشهاى آسمانى را به مرتبۀ خصوصیات زمینى تنزّل داد و دین و مذهب را از محتوا تهى ساخت و رفعت و رفق و مدارای آن را از بین برد و ارزشهای معنوی را وسیلۀ سوداگرى قرار داد تا خودخواهی میهنگرایانه.
میهنگرایی نیز هرچند از پاکترین احساسات به شمار میرود وقتی که نژادپرستانه شود،احساس میکند به جاى خدا، وطنش را مىپرستد و در آن صورت به خود اجازه میدهد عظمتِ وطنش را بر ویرانههاى اوطان دیگران، و تمدنش را با تخریب تمدنهای دیگر بنیان نهد، و سطح زندگی ملّتش را به بهاى فقیر شدن دیگر ملتها بالا برد. نازیسم، که جهان را چند بار به آتش کشید ، نمونۀ آشکار نژادپرستى است. این خودخواهیهای وسعتیافته نخست، احساساتى سازنده بودند امّا ابعادی بزرگتر به خود گرفتند و ویرانگر شدند. خویشتن دوستی و نیکی در حق خانواده و قبیلهدوستى و وطنخواهى و وابستگی قومى اگر در حدود متعارف خود باشند، گرایشهایی مثبت در زندگى انساناند.
اکنون به موضوع این سخنرانى ، بازگردیم: نیازمندیها و توانمندیهای انسان.
انسان باید با جامعۀ خود منسجم و هماهنگ باشد. هر نیازى که به بهای نادیده انگاشتن دیگر نیازها تأمین شود، وِِزر و وَبال خواهد بود. هر فردی که به بهاى تضعییع حقوق دیگر افراد رشد کند، نیز و وبال خواهد بود و هر گروهى که به بهاى نادیده گرفتن دیگر گروهها رشد کند، نهتنها وبال که مصیبت نیز خواهد بود.
اعتدال حاصل درک وضعیت دیگران است و باعث میشود که انسان درد دیگران را درد خود بداند. همین تفکر است که دعوت به روزهداری میکند. این اعتدال ضامنِ صحتِ رشدِ هماهنگِ فرد و ضامنِ رشدِ هماهنگِ جوامع است.
لبنان سرزمینِ ماست؛ سرزمینى که انسانِِِ آن اولین و آخرین سرمایۀ کشور است و اوست که عظمت لبنان را با تلاش و مهاجرت و اندیشه و ابتکار عملش پدید آورده است. از این انسان است که باید صیانت کرد.
اگر کشورهاى دیگر، پس از انسان، سرمایههاى دیگر دارند، سرمایۀ ما در لبنان، پس از انسان، باز خودِ انسان است. از این رو، تلاش ما در لبنان، در عبادتگاهها و دانشگاهها و دیگر نهادها، معطوف به صیانت کشور است که از طریقِِ صیانت از انسان در لبنان- همۀ انسانها و همۀ ابعادِ انسان و در مناطقِ مختلف- به دست میآید.
اگر بخواهیم از لبنان صیانت کنیم، اگر بخواهیم براساس حس ملى خود عمل کنیم و اگر بخواهیم به حس دینى خود بر مبنای اصولِ عرضهشده پاسخ دهیم، باید انسانِ لبنان را جملگی و تواناییهایش را سربهسر پاس بداریم. در لبنان، ما شاهد محرومیت هستیم. این محرومیت از سوءِ تدبیر نشأت گرفته است و همگان مسئولاند. و همانگونه که در سخنان مبارک آمده است، سختگیرى به قدر نیاز از برای انسان و به شرط عدول نکردن از انسانیتِ انسان، مجاز است.
حضار گرامى، مناطقى که ما و مردم لبنان در آن زندگى مىکنیم، مانند خود مردم لبنان، امانتى هستند نزد ما و مسئولان. جنوب و دیگر مناطق امانتهایی هستند که بنا به فرمان خدا و ارادۀ وطن باید حفظ شوند. از این رو، باید بیدرنگ مسئولیت را پذیرفت و به تدبیر و اقدام درست و فرصتساز مبادرت کرد. خطای تدبیر و خطای اجرا هرکدام دو
